خالد حسینی در سال 1965 در کابل، افغانستان به دنیا آمد. در سال 1970 حسینی و خانوادهاش به ایران نقل مکان کردند و پدرش در سفارت افغانستان در تهران مشغول به کار شد. در سال 1973 خانواده حسینی به کابل بازگشتند و کوچکترین برادر حسینی در جولای همان سال به دنیا آمد. در سال 1355، زمانی که حسینی 11 ساله بود، پدر حسینی در پاریس شغلی پیدا کرد و خانواده را به آنجا منتقل کرد و این نقل مکان ادامه داشت. در جریان تحولات مدام سیاسی جهان و افغانستان، خالد حسینی با بیعدالتی، رنج، نژادپرستی و درد بسیاری مواجه شد و از محل همین درد توانست داستانهای تاثیرگذاری به جا گذاشته و جهان را با رنجهای ملتش آشنا کند. کتاب بادبادک باز در سال 2003 منتشر شد و مورد توجه عموم مردم در سرتاسر جهان قرار گرفت. این کتاب داستان پسری ثروتمند به نام امیر را دنبال میکند که با دوستش حسن که پسر خدمتکار پدرش است، بزرگ میشود. این داستان تجمیع دوستی، خیانت، عشق، رستگاری و خانواده است. نگاه نویسنده در این اثر داستانی، نگاهی جامعه شناختی و کامل است، نگاهی که میتواند حتی مردمی از قارههای دیگر را با آنچه بر افغانستان رفته آشنا کند.
داستان بادبادک باز
همه ما از طالبان، جنگ و عذاب مردم افغانستان در حد سر تیتر اخبار روز اطلاع داریم؛ اما بادبادکباز دست مخاطب را گرفته و او را با خودش به دل کابل میبرد تا لحظه لحظهی آینده و آرزوهای کودکان افغانستان را به او نشان بدهد. آنچه که نویسنده این کتاب، دکتر «خالد حسینی» به تصویر میکشد، ویرانی و کشتار، نسل کشی، تجاوز، تبعیض نژادی، سرخوردگی و مهاجرت مردمان افغان در خلال سالهای متمادی است. بهترین بخش رمان، تصویر گرم آن از فرهنگ مختلط افغانستان است، و اینکه چگونه تصویر یک افغانستان واقعی را به عنوان یک مکان زندگی، قبل از کودتا، حمله شوروی، و مهمتر از همه، طالبان و پیامدهای 11 سپتامبر به تصویر میکشد. "امیر" و "حسن" دو پسر کوچک هستند که در سال 1975 قبل از تهاجم روسیه و جنگ های داخلی در افغانستان زندگی میکنند. امیر فرزند لوس یک تاجر ثروتمند و سرشناس است. حسن پسر خدمتکار این خانواده و از یک طبقه فرودست است که با شکاف کام متولد شده است. حسن و امیر در دو جایگاه مختلف و در یک خانه زندگی میکنند. در دوران کودکی آنها به رقیبی سرسخت در مسابقات بادبادکبازی تبدیل میشوند و در ادامه ارتباط آنها به سمت دوستی بی چون و چرایی کشیده میشود، تا اینکه یک روز سرنوشتساز، یک رویداد آسیبزا شروع میشود و به تدریج آنها را برای همیشه از هم جدا می کند. دهها سال بعد، راز تاریکی که سالها پیش آنها را از هم جدا کرده بود، دوباره ظاهر میشود. رازی که به افشای خیانتهای خانوادگی فراموش شده، جنگها و تفاوتهای قومی پایان میدهد، رازی که دو پسر کوچک جدا نشدنی را به مسیرهای زندگی بسیار متفاوت سوق داد. کتاب بسیار قابل توصیه، قدرتمند و به طور غیرقابل توضیحی دردناک است.
به بیانی، کتابهایی هستند که داستان فراموشنشدنی و منحصربهفردی را روایت میکنند، اما تعداد معدودی کتاب خاص وجود دارد که کیفیت استثنایی در انتقال موضوعی بسیار ارزشمند در مورد فرهنگ یک کشور را دارد. همانطور که "شانترام" را به عنوان یک رمان بی نظیر در مورد فرهنگ هندی میدانند ، "بادبادک باز" نیز به عنوان یک رمان ارزشمند در مورد افغانستان در نظر گرفته میشود. کتاب نکات ارزشمندی در ارتباط با احساسات انسانی، همدردی، همدلی، احساس گناه و غیره در بر دارد و درسهای زیادی در اختیار مخاطب قرار میدهد. برای مثال، اعضای طبقه فرودست در این داستان مصیبتهای غمانگیز و غیرقابل وصفی را متحمل میشوند که گاه به دست قهرمان خوب داستان یعنی امیر صورت میگیرد و با این حال به نظر میرسد رمان از خواننده انتظار دارد که همدردی خود را برای کودک ممتاز «خطاکار» محفوظ نگه دارد. چگونه و چرا باید احساس همدردی نسبت به امیر داشته باشیم، زیرا او نسبت به کاری که با دیگران کرده است احساس بدی میکند؟ به جای احساس همدردی برای کسانی که بدون هیچ تقصیری، نه فقط یک یا دو بار، بلکه بارها و بارها باید رنج بکشند؟ البته این ارتقاء همذات پنداری با قهرمان «زخم دیده» در جای جای کتاب دست به دست میشود و مخاطب در موقعیتهای مختلف اخلاقی طوری قرار میگیرد که پیشفرضهای قبلی او کاملا بی معنی خواهد شد.
ساختار کتاب
معمولاً دو نوع کتاب وجود دارد که باعث میشود انسان احساس کند هیچ کلمهای برای توصیف تجربه خوانش آنها وجود ندارد: آنها یا بهطور باورنکردنی بیفایده و خسته کننده هستند یا بهطور استثنایی مثبت و تأثیرگذار. با توجه به امتیاز بالای بادبادک باز، گفتن اینکه به کدام دسته تعلق دارد، کار اضافی است.
فکر نمیکنم کتابهای زیادی، به ویژه داستانی، وجود داشته باشد که بتواند چنین تأثیر عمیقی بر ذهن خواننده بگذارد. چیزی که بیشتر از همه در مورد این کتاب دوست خواهید داشت، مجموعه شخصیتهاست. حسینی در توسعهی شخصیتها کار شگفتانگیزی انجام داده است که تأثیر عاطفی داستان را ده برابر میکند. مخصوصاً قابل توجه است که او چگونه شخصیت اول یعنی امیر را در ذهن مخاطب نقش میدهد. عبارت «اشتباه کن، سپس کفاره کن، با پایان خوش نتیجه بگیر» روشی است که در بادبادک باز وجود ندارد، بلکه از تلاش برای هدایت امیر به سمت مسیری برای کفاره استفاده میکند، در حالی که به پایانی واقعیتر پایبند است، برای قهرمان این داستان، پایان خوشی بعد از کفاره وجود ندارد. اگر روایت منحصر به فرد حسینی نبود، شخصیت امیر می توانست به مراتب تحقیرآمیزتر شود. بسیاری احتمالاً شخصیتهای فرعی را بیشتر دوست خواهند داشت، اما مهم است که به خاطر داشته باشید که این روایتِ تحریفنشده و خودانتقادی قهرمان داستان از رویدادها بود که اثر را به این شکل تاثیرگذار تبدیل کرد. از سرعت داستان، از جمله پرشهای متناوب در زمان، برای جداسازی کتاب به چند قسمت اصلی، کاملا راضی خواهید بود. هر یک از این بخشها موضوع خاص خود را دارند، در حالی که گهگاهی برای جالب نگه داشتن موضوع، نویسنده پیچ و تابهایی را به داستان اضافه میکند. در کتاب میخوانیم: «فقط یک گناه وجود دارد، فقط یکی. آن هم دزدی است. هر گناه دیگری صورت دیگر دزدی است... وقتی مرد را بکشی، زندگی را از او دزدیدهای. حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیدهای، همین طور حق بچه هایش را برای داشتن پدر. وقتی دورغ بگویی، حق طرف را برای دانستن راست دزدیدهای. وقتی کسی را فریب بدهی، حق انصاف و عدالت را دزدیدهای.»
عبارات تکین و اظهار نظرهای خاص نویسنده در جای جای کتاب، چیزی شبیه به درس زندگی است و خواندن کتاب را شیرینتر خواهد کرد.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
نشست آمادگی مراسم تشییع رهبر شهید ایران در عراق
فرودگاه بوشهر پس از حدود چهار ماه وقفه فعال میشود
احتمال بازگشت نرخ حمل دریایی به قبل از جنگ
آمادگی حرم امام حسین(ع) برای میزبانی از عزاداران در تشییع رهبر شهید
پیشبینی زمان اوج مصرف برق در سال ۱۴۰۵
دومین بازیکن ۲۹ ساله به پرسپولیس پیوست
مسئول ورزش بانوان منصوب شد
ملی پوشان مورد استقبال قرار گرفتند
بازماندگان زلزله ونزوئلا با بحرانهای بهداشتی و اجتماعی روبرو هستند
راهکارهای ساختن «ذهن راهحلساز»
دختر هرمزگانی عنوان نایب قهرمانی شطرنج را کسب کرد
عراقچی: تا تهدید ادامه دارد، مذاکره برای توافق نهایی آغاز نمیشود
کاهش قیمت به مبلغ ۱۷۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
ترامپ وارد ترکیه شد
شرکت هوش مصنوعی ایلان ماسک تغییر نام داد