ساعاتی از انفجار مرگبار بندر شهید رجایی گذشته بود، اما فضا همچنان پر از دود، شعله و آشفتگی بود. از همان لحظهای که وارد محوطهی حادثه شدم، شدت دود و ذرات معلق در هوا به حدی بود که سوزش چشمهایم امان نمیداد؛ اشک بیاختیار از چشمهایم جاری میشد. هر گام که برمیداشتم، صدای خرد شدن خردهشیشهها زیر پاهایم بلند میشد. محوطه پر بود از شیشههای شکسته، قطعات متلاشیشدهی خودروها و بقایای سوختهی کانتینرها. بسیاری از خودروهای اطراف اسکله در اثر انفجار آسیبدیده بودند، شیشههایشان فروریخته بود، ایربگهایشان از شدت موج انفجار بیرون زده و بعضاً بدنهشان چروکیده و متلاشیشده بود. در میان آوار و شعلهها، صحنههایی بسیار تلختر از حد تصور وجود داشت؛ پیکرهای سوخته، دستها و پاهای جداشده که نشان از شدت فاجعه داشت. بسیاری از پیکرها بهسختی قابلشناسایی بودند.
نبرد خستگیناپذیر آتشنشانان
آتشنشانان بیوقفه در تلاش بودند. با چهرههای خسته و لباسهایی پوشیده از خاکستر و دود و برخی با شلنگهای آتشنشانی به دل شعلهها میرفتند و برخی دیگر با ابزارهای نجات، آواربرداری میکردند. بالگردها مرتب در آسمان میچرخیدند؛ آب برداشت میکردند و از بالا روی شعلههایی که هنوز زبانه میکشیدند میریختند، اما حجم حادثه بسیار سنگینتر از آن بود که بتوان با عملیات هوایی مهارش کرد.
لحظهبهلحظه جنگ با شعلههای سرکش
لحظهبهلحظه از عمر شعلهها با کمک آتشنشانان میگذشت، اما شعلهها سر تسلیم نداشتند. هر بار که بهسختی حریقی مهار میشد، ناگهان بخشی دیگر از آتش با خودسوزی دوباره زبانه میکشید. ساعاتی از روز گذشت، اما با وزش بادهای ناگهانی، شعلههای پنهان در کانتینرها دوباره زنده میشدند و عملیات خاموش کردن آتش را سختتر میکردند.
بدون استراحت ، بدون سرپناه
آتشنشانانی از تهران، فارس، کرمان و استانهای همجوار خود را به محل حادثه رسانده بودند. بسیاری از آنان بیش از ۲۴ ساعت بود که بدون استراحت، بدون مکانی برای نشستن یا اندکی استراحت، به کار ادامه میدادند. درصحنه، هیچ کانکسی یا محل استراحتی برای آتشنشانان تعبیه نشده بود. روی زمین، کنار خودروهای امدادی یا پشت کانتینرهای سوخته، در فرصتهای کوتاه، برای لحظاتی نفس تازه میکردند و بلافاصله دوباره به دل دود و آتش برمیگشتند. آمار جانباختگان تا این لحظه به بیش از 40 نفر رسیده بود،جوانانی که بسیاری از آنان کادر اداری بخشهای خصوصی، رانندگان خودروهای سنگین و نیروهای عملیاتی بندر بودند. باوجود گذشت چندین ساعت از انفجار، هنوز تعداد زیادی مفقود گزارششده بود و عملیات جستجو در میان آوار و شعلههای خاموش شده ادامه داشت.
آمدورفت مسئولان؛ تصمیمگیری در ستاد بحران
در بحبوحهی بحران، مسئولان یکی پس از دیگری به اسکله میآمدند، از نزدیک ابعاد حادثه را میدیدند و بهسرعت به سمت ستاد بحران منتقل میشدند تا در جلسات اضطراری درباره مدیریت بحران تصمیم بگیرند. اما در میدان اصلی، کار همچنان بر دوش نیروهای عملیاتی و امدادی بود.
روایتی از ورود آتشنشانان تهران
جمال ملکی، کارشناس و سخنگوی آتشنشانی تهران نیز گفت: به محض اطلاع از حادثه و به درخواست مسئولان ستاد بحران کشور، با دستور مستقیم شهردار تهران، حدود دو ساعت بعد گروهی از آتشنشانان تهران تحت عنوان گروه ارزیاب و بررسی، همراه با مدیریت سازمان و کارشناسان در محل حادثه حاضر شدیم.وی ادامه داد: در همان لحظه آتشنشانان بندر شهید رجایی، بندرعباس، شهرهای اطراف و صنایع پالایشگاهی درصحنه بودند و همکاری بسیار خوبی داشتند، وقتی رسیدیم، صحنهای جهنمی از آتش و دود وحشتناک پیش رو داشتیم. دود به حدی غلیظ بود که جزایر اطراف از فاصله ۵۰ کیلومتری قابلمشاهده نبود. ملکی افزود: شدت حریق به حدی بود که از صد متری نمیشد به محل نزدیک شد، ارتفاع شعلهها به چندین ده متر میرسید. تجربه حریقهای مشابه در تهران کمک کرد تا با ۱۷ ساعت تلاش مداوم، آتش را تحت کنترل درآوریم. با مشورت و همفکری توانستیم مدیریت بحران واحدی ایجاد کنیم و قبل از ظهر عملیات لکهگیری را آغاز کردهایم. البته به دلیل ریزش و سقوط تعداد زیادی از کانتینرها، کار زمانبر خواهد بود.
تأکید بر کمکهای استانی برای مهار حریق
محمدامین لیاقت، رئیس سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری بندرعباس نیز درباره ابعاد حادثه گفت: همکاران ما با کمک آتشنشانان اعزامی و همچنین همکاری سایر صنایع اطراف در حال اطفای حریق هستند. وی ادامه داد: با توجه به گسترش آتشسوزی و به دستور وزیر کشور، نیروهایی از استانهای همجوار برای کمک به استان هرمزگان اعزامشدهاند تا بتوانیم هرچه سریعتر حریق گسترده را مهار کنیم.
صدای انفجار دوباره
در میانهی ضبط گزارش میدانی، ناگهان صدای انفجار دیگری از یکی از مخازن نیمهسوخته برخاست. شدت انفجار باعث شد بسیاری از نیروهای امدادی برای لحظاتی به عقب برگردند. کادر حراست بندر با فریاد و هشدار خواستار ترک سریع منطقه شدند و به ما تذکر دادند که هر لحظه احتمال انفجار مجدد وجود دارد. اما بسیاری از خبرنگاران، عکاسان و نیروهای امدادی باوجود خطر، همچنان در نزدیکی محل حادثه ماندند تا مستندسازی وقایع و کمک به تیمهای نجات را ادامه دهند.
پایانی برای یک روز سیاه
با تاریک شدن هوا، نیروهای کمکی بیشتری وارد بندر شدند و عملیات اطفای حریق و جستجو همچنان ادامه داشت. آتشنشانان خسته، اما مصمم، به کار خود ادامه میدادند، گویی این مبارزه تا پیدا کردن آخرین مفقود، ادامه داشت. بندر شهید رجایی امروز، دیگر شبیه آن مرکز پرجنبوجوش تجاری نبود. امروز، اینجا صحنهی فاجعهای عظیم بود؛ با زخمی عمیق که در حافظهی بندر و مردم آن برای همیشه خواهد ماند.
جدیدترین اخبار
کشف بیش از ۱۴ کیلو تریاک در کیش
جنگ با ایران هزینههای وحشتناکی خواهد داشت
معاون رئیسجمهور آمریکا: بهدنبال راهحل دیپلماتیک با ایران هستیم
۵ آمریکایی زخمی شدند
جزئیات نامه شکایت تراکتور از فدراسیون به فیفا
تاکید بر رعایت حاکمیت ملی کشورها در دیدار لاریجانی و وزیردفاع ارمنستان
تغییر تعرفه زمستانی، علت رشد قبوض برق در هرمزگان
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران
وحدت گورزانگ سه امتیاز خانگی را دشت کرد
چگونه با کتاب Tactics for Listening مکالمه را تقویت کنیم؟
شقاق مزمن و عودکننده؛ نشانهها، خطاهای رایج و مسیر درمان اصولی زیر نظر متخصص جراحی عمومی
۳ فال مخصوص ماه رمضان!
آیتالله امام جمارانی درگذشت
جنگنده اف-۱۶ نیروی هوایی کرهجنوبی سقوط کرد
سهمیه آرد دولتی نانوایان متخلف، قطع میشود