اجتماعی
حادثه انفجار ظهر شنبه بندرعباس، فراتر از دود و آتش، زخمی عمیق بر روان فردی و جمعی شهر و مردم آن گذاشت، زخمی که شاید دیده نشود اما سنگینی آن بر دلها تا مدتها باقی خواهد ماند. حوادث ناگهانی، به ویژه آنهایی که با تخریب، کشته و زخمی شدن انسانها همراهند، تنها جسمها را هدف قرار نمیدهند؛ روان انسانها، خانههای ذهنی و احساس امنیت بنیادین را نیز ویران میکنند. در چنین لحظاتی همه به فکر مجروحان و خسارتهای عینی هستند، اما کمتر کسی به زخمی فکر میکند که بر روان آدمها مینشیند زخمی که دیده نمیشود اما تا مدتها همراه با آدمی میماند. شوک، اضطراب، بیخوابی، کابوس، بیقراری و حتی ترس از صداهای بلند، چیزهایی هستند که خیلی از مردم بندرعباس ممکن است در روزها و هفتههای آینده با آنها دست و پنجه نرم کنند. این حادثه، فرصتی دوباره است تا به ابعاد روانشناختی فجایع جمعی بنگریم، ابعادی که معمولاً پشت اخبار تلفات و خسارتهای فیزیکی پنهان میمانند.
شوک اولیه و فروریختن احساس امنیت
در دقایق ابتدایی انفجار، اولین واکنش روانی بسیاری از افراد شوک و بهت بود. انفجار، مانند هر فاجعه پیشبینینشدهای، ساختارهای ذهنی ما را که بر اساس انتظار از زندگی عادی ساخته شدهاند، در هم میشکند. انسانها به طور طبیعی باور دارند که محیط اطرافشان تا حد زیادی قابل پیشبینی و قابل کنترل است اما فجایع ناگهانی این باور را در لحظه ای نابود میکنند. این شوک اولیه، که معمولاً با احساس انکار و تداعی جملهی امکان ندارد این اتفاق افتاده باشد یا کرختی هیجانی همراه است، واکنشی طبیعی به یک واقعیت غیرقابل تحمل است. اما اگر این شوک مدیریت نشود، میتواند به شکلهای پایدارتری از اضطراب و ترس تبدیل شود.
سایهی ماندگار حادثه
پس از فروکش کردن شوک اولیه، اضطراب به شکلهای مختلف خود را نشان میدهد. در این شهر، بسیاری ممکن است دچار ترسهای ناگهانی، بیاعتمادی به محیط، بیخوابی یا حتی علائم فیزیکی مانند تپش قلب، تهوع و تعریق شوند. این علائم نشانههای اولیهی اختلال اضطراب پس از سانحه هستند. ترس، واکنشی عادی است. اما در شرایطی که حمایت روانی و اجتماعی وجود نداشته باشد، این احساس میتواند به ترومای مزمن تبدیل شود، زخمی روانی که سالها التیام نمییابد و بر سبک زندگی، روابط اجتماعی و حتی چشم انداز فرد از آینده تاثیر میگذارد.
درد مشترک یک شهر
در روانشناسی بحران، زمانی که یک گروه انسانی بزرگ (مانند یک شهر یا ملت) به صورت جمعی در معرض آسیب روانی قرار میگیرند، مفهوم "ترومای جمعی" مطرح میشود. ترومای جمعی در بندرعباس، چیزی فراتر از اضطراب فردی است؛ یک احساس مشترک از بیثباتی، فقدان امنیت و اندوه است که ناخودآگاه اجتماعی را تحت تاثیر قرار میدهد. این نوع ترومای جمعی میتواند پیامدهایی بلند مدت داشته باشد. پیامدهایی چون کاهش اعتماد به نهادهای مسئول، افزایش پرخاشگری یا بیاعتمادی میان افراد، افت کیفیت زندگی و احساس بیمعنایی نسبت به آینده. اگر تجربههای مشابه تاریخی را بررسی کنیم، میبینیم که بدون مداخلات روانشناختی، ترومای جمعی میتواند به چرخههای مخربی از رفتارهای اجتماعی منجر شود، از خشونتهای ناگهانی گرفته تا فرسودگی امید جمعی.
نقش رسانهها: بین اطلاعرسانی و التهابآفرینی
در دنیای امروز، واکنش روانی جامعه به بحرانها تا حد زیادی از طریق رسانهها شکل میگیرد. پوشش خبری حادثه بندرعباس، چه در رسانههای رسمی و چه در شبکه های اجتماعی، نقش دو گانهای داشت. از یک سو اطلاعرسانی ضروری درباره وضعیت مجروحان و توصیههای ایمنی و از سوی دیگر، در مواردی انتشار تصاویر دلخراش یا اطلاعات تایید نشده که اضطراب عمومی را تشدید کرد.
رسانهها باید مسئولانه عمل کنند. شفافیت، دقت، پرهیز از تحریک احساسات بیهوده و ارائه اطلاعات عملی برای حفظ سلامت روان از جمله وظایفی است که میتوانند از وخامت وضعیت روانی جامعه جلوگیری کنند. مردم نیاز دارند بدانند چه اتفاقی افتاده اما به همان اندازه نیاز دارند احساس کنند که وضعیت تحت کنترل است و امیدی برای بهبود وجود دارد.
فرایندی ضروری اما فراموششده
یکی از آسیبهای روانی بزرگ در فجایع جمعی، سرکوب یا نادیده گرفتن سوگواری است. جامعه ما، در مواجهه با فجایع، گاه چنان بر بازسازی مادی و تداوم زندگی روزمره متمرکز میشود که نیاز روانی به سوگواری را فراموش میکند. سوگواری، چه برای عزیزان از دست رفته، چه برای از دست دادن احساس امنیت یا شی مادی، فرایندی سالم و ضروری است. نادیده گرفتن سوگواری، نه تنها روند بهبودی را مختل میکند، بلکه میتواند زمینه ساز اختلالات روانی مزمن شود. باید فضایی فراهم شود تا افراد بتوانند آزادانه درباره دردشان حرف بزنند، سوگشان را به رسمیت بشناسند و بدون ترس از قضاوت، احساساتشان را بیان کنند. این سوگواری ممکن است فردی یا جمعی باشد؛ مراسم بزرگداشت، گفتگوهای عمومی یا حتی نوشتن درباره تجربههای شخصی میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای ترمیم روانی باشند.
چه باید کرد؟
برای مقابله با آسیبهای روانی ناشی از فجایع جمعی مانند انفجار بندرعباس، اقدامات هماهنگ در چند سطح فردی، اجتماعی و نهادی ضروری است. این اقدامات میتوانند هم از بروز اختلالات روانی جلوگیری کنند و هم فرآیند ترمیم را تسریع بخشند. اولین اقدام آموزش روانی عمومی است افزایش آگاهی عمومی درباره واکنشهای طبیعی به بحران یکی از مهمترین اقدامات است. بسیاری از افراد نمیدانند که احساساتی چون اضطراب، ترس، بیخوابی یا حتی بیحسی عاطفی، واکنشهای طبیعی به یک حادثه ناگهانی است. آموزش باید شامل این نکات باشد: چه علائمی پس از بحران طبیعی هستند و چه علائمی نیاز به مراجعه به متخصص دارند؟ تکنیکهای سادهی خودیاری مانند تمرینهای تنفس عمیق، آرامسازی بدن و ذهن، و مدیریت استرس روزمره چگونه میتوانند کمک کنند؟ چگونه باید اخبار و اطلاعات را مدیریت کرد تا اضطراب تشدید نشود؟ دومین اقدام، حمایت روانی اضطراری است. بلافاصله پس از حادثه، نیاز به خدمات کمکهای اولیه روانی وجود دارد. این کمکها شامل: گوش دادن فعال به بازماندگان بدون قضاوت، اطمینان دادن از امنیت فیزیکی و روانی، کمک به ارتباط مجدد افراد با خانواده و شبکههای حمایتیشان، ارائهی اطلاعات روشن دربارهی منابع موجود برای دریافت کمک. نکتهی مهم این است که هدف این مرحله درمان عمیق نیست، بلکه تثبیت روانی اولیه و جلوگیری از وخامت بیشتر وضعیت روانی است. سومین گامی که در سطح سیستمی و جمعی باید برداشت ایجاد فضاهای جمعی برای سوگواری است. یکی از نیازهای حیاتی پس از فاجعه، امکان سوگواری جمعی میباشد. مراسم یادبود، برنامههای هنری، نوشتن خاطرات، یا حتی کمپینهای مجازی میتوانند فضایی برای ابراز غم و اندوه فراهم کنند. این فضاها به کاهش احساس انزوا کمک میکنند، به افراد اجازه میدهند احساسات خود را سالم تخلیه کنند و پیوندهای اجتماعی را تقویت میکنند. مسالهی بعدی بازسازی اعتماد عمومی است. اعتماد به نهادهای رسمی، یکی از اولین قربانیان فجایع است. برای ترمیم این اعتماد، نهادهای مسئول باید شفاف، پاسخگو و دلسوزانه عمل کنند. اطلاعات واقعی باید بدون تاخیر در اختیار مردم قرار گیرد و از سرپوش گذاشتن، کم اهمیت جلوه دادن یا بیتوجهی به احساسات مردم باید پرهیز شود.
حادثه انفجار بندرعباس، تلنگری بود بر شکنندگی روان جمعی ما. بحرانهایی از این دست، اگرچه رنج آورند، اما میتوانند فرصتی برای آموختن و بهتر شدن نیز باشند.
اگر به زخمهای پنهان روانی با همان جدیتی که به ترمیم خرابیهای فیزیکی میپردازیم توجه کنیم، میتوانیم آیندهای بسازیم که در آن، آسیبهای روانی مزمن جای خود را به تابآوری و پیوند اجتماعی بدهند. سوگواری خاموش مردم بندرعباس را باید شنید، فهمید و به رسمیت شناخت. این تنها راهی است که میتوانیم به سوی ترمیم حرکت کنیم. ترمیمی که نه تنها ساختمانهای ویرانشده، که دلهای شکسته را نیز در بر گیرد.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
مراسم تشییع رهبر شهید ثبت ملی میشود
تدوین دستورالعمل کلاسهای جبرانی تابستانی
حادثه امنیتی در نزدیکی سواحل یمن
پالایش نفت بندرعباس در جمع برترین های تعالی ایران/ موفقیت در کسب تقدیرنامه ۴ ستاره
میناب شایسته توسعه متناسب با جایگاه و پیشینه خود است
زیرساختهای زیارت و معرفی شهدای شجره طیبه در میناب فراهم شود
آمادگی دانشگاه پیام نور برای میزبانی از ۵ هزار زائر
فروش بلیت قطار مراسم تشییع رهبر شهید از ساعت ۱۴ امروز آغاز میشود
دسترسی به بلیت اتوبوس مراسم تشییع از سامانههای آنلاین اعلام شد
افزایش ظرفیت قطارها از هرمزگان برای بدرقه رهبر شهید
کمکهزینه آموزشی و رفاهی برای ۲ میلیون دانشآموز با «کارت نشاط»
حضور رییسجمهور و رئیس مجلس عراق در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب
صادرات ۵۰ میلیون بشکه نفت ایران پس از رفع محاصره آمریکا
محدودیتهای ترافیکی مراسم تشییع رهبر شهید در جادهها
قیمت جهانی طلا کاهشی شد
عزای عمومی برای پنجشنبه 18 تیرماه