09

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

13 اردیبهشت 1404 08:42 0 کامنت

از لحاظ تاریخی خلیج فارس چه اهمیتی برای ما ایرانیان داشته است؟

خلیج فارس به لحاظ تاریخی یکی از دروازه‌های اتصال جغرافیای ایران با جهان بوده است. شما اگر به تاریخ این پهنه‌ی آبی دقت کنید، فراز و فرود شهرها را می‌بینید. به طوری که می‌توان گفت تاریخ خلیج فارس بیش از آنکه تاریخ افراد و طوایف باشد، تاریخ فراز و فرود شهرهاست؛ شهرهایی که یکی پس از دیگری به اوج رونق می‌رسند و با اوج‌گیری شهری دیگر از رونق می‌افتند. سیراف، هرمز، منامه، لنگه، دبی و... نمونه‌هایی از این شهرهای بندری‌اند که هر یک در دوره‌ای نقش محوری در تجارت و ارتباطات دریایی ایفا کرده‌اند.

این پویایی شهری در خلیج فارس، ریشه در موقعیت راهبردی آن دارد. لذا این دریا نه‌تنها به‌عنوان گذرگاه بازرگانی میان شرق و غرب شناخته می‌شد، بلکه پیوندی زنده میان ساکنین این منطقه برقرار می‌کرد. طی تاریخ، بنادر ایران در خلیج فارس مرکز دادوستد بین‌المللی و تعامل فرهنگی بوده‌اند. همین پیشینه باعث شد در دوره‌های بعد نیز این مسیر همچنان اهمیت راهبردی خود را حفظ کند. به علاوه اینکه کشف منابع انرژی اهمیت آن در صدسال اخیر را بیشتر کرده است.

گفتید خلیج فارس دروازه اتصال جغرافیای ایران با جهان بوده است؟

بله. تأکیدم بر اینکه خلیج فارس دروازه اتصال ایران و جهان بوده است از این جهت است که اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که ایران در مقاطع مختلفی شاهراه تجارت و مبادلات بین المللی بوده است. راه شاهی در دوره باستان و بعدا جاده ابريشم هم چنین نقشی را ایفا می‌کرده‌اند. اما خلیج فارس به واسطه اتصال ایران با آب‌های آزاد بیش از هر پدیده دیگری باعث ارتباطات جهانی ما شده است.

یک مثال تاریخی در این‌باره حضور طولانی مدت اروپایی‌ها در خلیج فارس در دوره تاریخ موسوم به انقلاب تجاری است. دوره مهمی از تاریخ جهان که در منابع فارسی کمتر به آن پرداخته‌ شده است. حضور پرتغالی‌ها که خودشان مبدا انقلاب تجاری در اروپا بودند و بعد از آن‌ها هلندی‌ها و بریتانیایی‌ها در این منطقه تاثیرات اقتصادی، سیاسی و هویتی عمیقی بر این منطقه گذاشته است و بخشی آشنایی ایرانیان با غرب از این نقطه بوده است. تاسیس تجارت‌خانه‌های مدرن در دوره قاجار این مهم را به خوبی نشان می‌دهد.

گذشته از این خلیج فارس محل اثرگذاری ایران بر جهان پیرامون خودش نیز بوده. بسیاری مفاهیم مانند مفهوم "بازار" در کشورهای دیگر از این طریق انتقال يافته است.

گذشته از روابط تاریخی به نظر می‌رسد دیپلماسی در ایران کمتر روابط همکاری جویانه‌ای نسبت به کشورهای خلیج فارس دارد.

البته این رابطه دو طرفه است. مثال آن شورای همکاری خلیج فارس است. چه راه حلی برای توسعه روابط وجود دارد؟

بخشی از همین مسئله نیز به مسائل تاریخی مربوط است. مثلا دوگانه ایرانی و عرب گاهی پر رنگ می‌شود که البته محصول رویکردهای ناسیونالیستی جدید است.

لاورنس جی پاتر در کتاب جامعه خلیج فارس که یکی از پژوهشگران ایرانی در حال ترجمه آن است این مورد را به خوبی مورد مداقه قرار داده است. در آنجا به خوبی دیده می‌شود که پیوندهای فرهنگی و اجتماعی میان مردم دو سوی دریا چه ظرفیت بزرگی برای تقویت دیپلماسی عمومی به شمار می‌آید. واقعیت این که بازیگران منطقه باید در پیوند با یکدیگر توسعه پیدا کنند و اختلافات تاریخی را کم‌رنگ کنند.

من فکر می‌کنم اگر اروپایی‌ها با آن سابقه خونین و اختلافات توانسته‌اند توسعه جمعی را رقم بزنند سایر مناطق نیز می‌توانند. به شرطی که سایر موانع بین‌المللی مانند تحریم و ... مانع این مسئله نشود.

گاهی ما به روابط کشورهای خلیج فارس به صورت جزیره‌ای نگاه می‌کنیم و مثلا متوجه اختلاف ایران و امارات بر سر جزایر ايرانی می‌شويم. این اختلافات هرچند بسیار مهم است اما مختص ایران و کشورهای عربی نیست. نظیر همین اختلاف بین کشورهای جنوبی خلیج فارس هم وجود دارد. برای مثال اختلاف بحرین و قطر بر سر جزایر حوار یا اختلافات مرزی عمان و امارات همچنان از مسائل جدی خلیج فارس هستند. این رقابت‌ها بخش مهمی از سیاست‌ هستند اما واقعیت این است که کشورهای این منطقه به یکدیگر نیاز دارند و ناچارند که روابط خود را گسترش دهند. توسعه هیچ بخشی در منطقه به تنهایی رخ نمی‌دهد و قهرا بر دیگری تاثیر می‌گذارد.

به نظر شما چه عواملی در نظام حکمرانی ایران باعث کند شدن حرکت توسعه در مناطق ساحلی خلیج فارس و حتی دریای مکران شده است؟

یکی از مهم‌ترین موانع توسعه در سواحل خلیج فارس و دریای مکران، نبود یک راهبرد ملی بلندمدت و هماهنگ برای توسعه ساحل‌محور است. با وجود اینکه این مناطق از نظر جغرافیایی، اقتصادی و امنیتی اهمیت بالایی دارند، اما نگاه به آن‌ها همواره مقطعی، امنیت‌محور و فاقد پیوست توسعه‌ای بوده است.

در برخی موارد، حرکت‌های مثبتی در سطح محلی مشاهده می‌شود، مانند تجربه موفق توسعه گردشگری در بندر کنگ که اکنون الگویی برای لافت نیز شده است. اما این نمونه‌ها اغلب فردمحور، محدود و فاقد پشتیبانی ساختاری هستند. همین مسئله نشان می‌دهد که ظرفیت‌های بومی وجود دارد، اما در غیاب حمایت و برنامه‌ریزی کلان، این تلاش‌ها به صورت جزیره‌ای باقی می‌مانند.

از نظر منطقه‌ای، رقابت ناهماهنگ بنادر جنوبی و نبود همکاری فعال با کشورهای همسایه مثل عمان، قطر و امارات، عملاً فرصت‌های هم‌افزایی را از بین برده است. این در حالی است که کشورهای جنوبی خلیج فارس، با سیاست‌گذاری متمرکز و سرمایه‌گذاری هدفمند، توانسته‌اند از دریا به‌عنوان نقطه ثقل توسعه استفاده کنند.

در نهایت، می‌توان گفت که نگاه ناهماهنگ، تمرکزگرایی سیاسی، ضعف زیرساختی و نادیده گرفتن نقش مردم محلی در تصمیم‌گیری‌ها، اصلی‌ترین عوامل کندی توسعه در سطح داخلی و منطقه‌ای بوده‌اند. هرچند نباید از نظر دور داشت که تحریم‌ها و عدم امکان سرمایه گذاری خارجی، تجارت آزاد و ... در این فقره نقش اساسی دارند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تعطیلی مدارس نوبت صبح برخی شهرستان‌های هرمزگان ۶ بهمن