12

تیر

1405


اقتصادی

14 اردیبهشت 1404 09:08 0 کامنت

در دنیای امروز، برندسازی دیگر صرفاً یک راهبرد تجاری برای فروش بیشتر کالا و خدمات نیست، بلکه به ابزاری کلیدی برای بازتعریف هویت اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی کشورها تبدیل شده است. در این میان، برندسازی ملی نقشی اساسی در تقویت تولید ملی ایفا می‌کند؛ چراکه با ارتقای تصویر کشور در سطح جهانی، به تولیدکنندگان داخلی قدرت رقابت در عرصه بین‌المللی و اعتماد در سطح داخلی می‌بخشد. اگر بخواهیم برندسازی ملی را به زبان ساده معنا کنیم، می‌توان آن را روایت سازمان‌یافته‌ای دانست از آنچه یک ملت می‌خواهد درباره‌ی خود به جهانیان بگوید و در پس این روایت، بذرهایی کاشته می‌شود که ثمر آن به تولید ملی بازمی‌گردد.

در سال‌های اخیر، دغدغه‌ی حمایت از تولید ملی به یکی از محورهای اصلی گفتمان اقتصادی کشورها بدل شده است. کشورهایی که درگیر رکود، بیکاری یا فرار سرمایه بودند، دریافتند که راه نجات، در بازگشت به تولید و توانمندسازی صنایع داخلی است. اما تقویت تولید، نیازمند بیش از تأمین سرمایه و اصلاح ساختار است؛ نیازمند هویتی است که مردم به آن افتخار کنند، کالای ساخت داخل را نه با اکراه، بلکه با علاقه خریداری کنند، و سرمایه‌گذار خارجی نیز بداند که در این کشور، تولید جدی گرفته می‌شود. اینجاست که برندسازی ملی وارد میدان می‌شود.

نگاهی به تجربیات موفق کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از آن‌ها بدون توجه به برند ملی خود به موقعیت کنونی نرسیده‌اند. برندهایی نظیر "Made in Germany"، "Cool Japan" یا "Korea, Sparkling" نمونه‌هایی از تلاش‌های هوشمندانه برای ساخت تصویر ذهنی مثبتی از محصولات و فرهنگ یک ملت هستند. آلمان، با اتکا به تکنولوژی و مهندسی دقیق، توانسته است برند ملی خود را به نمادی از کیفیت تبدیل کند؛ ژاپن از فرهنگ و خلاقیت خود پلی به صنعت ساخت و کره جنوبی با بهره‌گیری از موسیقی، سینما و فناوری، نام خود را در بازار جهانی جا انداخته است. این کشورها دریافتند که هویت ملی، فرهنگ، تاریخ و حتی اسطوره‌ها می‌توانند به برند ملی قدرت دهند و آن را به پشتوانه‌ای برای تولید ملی تبدیل کنند.در ایران نیز مفهوم برندسازی ملی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. هرچند در مقاطعی این توجه صرفاً شعاری بوده یا در حد برخی تبلیغات سطحی باقی مانده، اما واقعیت این است که ایران ظرفیت‌های کم‌نظیری برای ساخت یک برند ملی قدرتمند دارد. از یک سو، تنوع فرهنگی، اقلیمی و تاریخی ایران می‌تواند بستری غنی برای خلق یک روایت جذاب ملی باشد.

از سوی دیگر، ظرفیت‌های علمی، فنی و صنعتی کشور در حوزه‌هایی نظیر نانو، داروهای زیستی، صنایع دستی، صنایع غذایی و فناوری اطلاعات می‌تواند موتور محرک تولید ملی باشد. اما تمام این ظرفیت‌ها زمانی بالفعل می‌شوند که به درستی به دنیا معرفی شوند، در قالبی قابل فهم و جذاب روایت شوند و با نگاهی حرفه‌ای در قالب یک برند ملی عرضه شوند.

یکی از ضعف‌های بزرگ در اقتصاد ایران، عدم انسجام در معرفی محصولات داخلی است. تولیدکننده ایرانی معمولاً بار اصلی رقابت را خود به دوش می‌کشد و انتظار دارد در فضایی پر از موانع و رقبا، به تنهایی بدرخشد. در حالی که در کشورهای موفق، برند ملی به تولیدکننده کمک می‌کند. یعنی وقتی یک کالا با برچسب "ساخت ژاپن" وارد بازار جهانی می‌شود، مصرف‌کننده پیش از آنکه برند تولیدکننده را بشناسد، با تصور مثبتی از کشور تولیدکننده روبه‌رو است. این اعتبار، حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری در برندسازی ملی است. اینجاست که مشخص می‌شود تولید ملی و برند ملی دو روی یک سکه‌اند. نمی‌توان از تولیدکننده انتظار معجزه داشت، اگر برند کشورش ضعیف، تکه‌تکه یا بدنام باشد.

البته باید اذعان کرد که برندسازی ملی یک پروژه‌ی چندوجهی و زمان‌بر است. این امر نیازمند هم‌افزایی میان دولت، بخش خصوصی، نهادهای فرهنگی و رسانه‌هاست. رسانه‌ها نقش محوری در شکل‌دهی به تصویر ذهنی مردم دارند؛ هم مردم داخل و هم مخاطبان خارجی. اگر رسانه‌های داخلی در روایت افتخارات تولید ملی ضعیف عمل کنند، یا بیش از حد به مشکلات و ضعف‌ها بپردازند، به تدریج اعتماد عمومی از بین می‌رود. مردم باید بدانند که تولید ملی تنها یک شعار نیست، بلکه گامی در جهت استقلال اقتصادی، اشتغال پایدار و پیشرفت کشور است. آن‌گاه است که انتخاب کالای ایرانی، نه از سر اجبار، بلکه از سر افتخار خواهد بود.از سوی دیگر، سیاستگذاران نیز باید به این نکته توجه کنند که برند ملی را نمی‌توان با زور قانون یا دستورالعمل خلق کرد. برند ملی برآیند هزاران تجربه، روایت، خاطره و حس مشترک مردم است. برای خلق آن باید ابتدا مشکلات واقعی تولیدکننده داخلی را شناخت و برطرف کرد؛ از مجوزهای پیچیده تا مالیات‌های سنگین، از رقابت نابرابر با واردات تا مشکلات صادرات. وقتی تولیدکننده ایرانی بتواند با اطمینان‌خاطر تولید کند، نوآوری و سرمایه‌گذاری کند، آن‌گاه می‌توان از او انتظار داشت که به برند ملی اعتبار ببخشد.

نکته‌ی دیگر، نقش کلیدی آموزش در فرآیند برندسازی ملی است. از مدرسه تا دانشگاه، از خانواده تا فضای مجازی، همه می‌توانند و باید درباره‌ی اهمیت برند ملی آموزش ببینند. نسل جوان اگر بداند که حمایت از تولید ملی، قدمی در مسیر رفاه خودش است، نه تنها خریدار کالای ایرانی خواهد بود، بلکه شاید کارآفرین آینده‌ای شود که برند ایران را در بازار جهانی بلندآوازه کند. آموزش صحیح، ذهنیت نسل آینده را درباره‌ی تولید و مصرف شکل می‌دهد و این ذهنیت، ریشه‌ی اصلی یک برند ملی پایدار است.همچنین در دنیای دیجیتال، نباید از نقش فناوری در برندسازی ملی غافل شد. شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های تجارت الکترونیک، وب‌سایت‌های رسمی و حتی بازی‌های رایانه‌ای می‌توانند ابزارهایی برای معرفی برند ملی باشند.

بسیاری از کشورها از طریق نرم‌افزارها و محصولات دیجیتال، فرهنگ خود را صادر کرده‌اند. ایران نیز با اتکا به نیروی انسانی متخصص و خلاق، می‌تواند از این ابزارها برای معرفی برند ملی خود بهره ببرد. برند ملی فقط در نمایشگاه‌ها و همایش‌ها خلق نمی‌شود، بلکه در صفحه‌های اینستاگرام، توییت‌ها، ویدیوهای یوتیوب و حتی پست‌های وبلاگی نیز زنده است.

از منظر دیگری نیز می‌توان به موضوع نگاه کرد؛ اینکه برند ملی، اعتماد عمومی را تقویت می‌کند. وقتی مردم به تولید داخلی افتخار کنند، حس تعلق به کشورشان بیشتر می‌شود. وقتی جوان ایرانی ببیند که محصول هم‌وطنش در بازارهای جهانی موفق است، اعتمادبه‌نفس او نیز افزایش می‌یابد. این اعتماد و تعلق، سرمایه اجتماعی باارزشی است که می‌تواند حتی در بزنگاه‌های غیر اقتصادی، کشور را نجات دهد.

نمی‌توان از نقش دیپلماسی در برندسازی ملی نیز غافل ماند. سفارتخانه‌ها، مراکز فرهنگی، نمایشگاه‌های بین‌المللی، همایش‌های تخصصی، حتی برنامه‌های ورزشی و هنری جهانی، همه می‌توانند ابزارهایی برای معرفی برند ملی باشند. حضور موثر در این عرصه‌ها می‌تواند پیام روشنی به دنیا بدهد: اینکه ایران، کشوری است با ظرفیت‌های تولیدی، فرهنگی و انسانی ممتاز که آماده‌ی مشارکت در توسعه‌ی جهانی است. اگر دیپلماسی به جای پرداختن صرف به مسائل سیاسی، بر روی اقتصاد فرهنگی متمرکز شود، برند ملی ایران نیز بیش از پیش به چشم خواهد آمد.

در نهایت باید گفت که برندسازی ملی نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت اقتصادی و فرهنگی است. کشوری که برند نداشته باشد، در ذهن جهانیان گم می‌شود. کشوری که نتواند خودش را معرفی کند، نمی‌تواند تولیداتش را بفروشد. ایران، با تاریخ و فرهنگ غنی، نیروی انسانی جوان و توانمند و ظرفیت‌های متنوع اقتصادی، می‌تواند یکی از برندهای قدرتمند آسیا باشد. اما برای رسیدن به این هدف، باید از نگاه‌های سطحی و تبلیغاتی عبور کرد و به یک رویکرد عمیق، علمی و مشارکتی روی آورد.

برندسازی ملی اگر به درستی انجام شود، نه تنها کمک بزرگی به تولید ملی خواهد بود، بلکه می‌تواند عاملی برای تقویت دیپلماسی، افزایش سرمایه‌گذاری، اشتغال‌زایی، ارتقای رفاه اجتماعی و حتی کاهش مهاجرت باشد. در جهانی که هر روز به هم نزدیک‌تر می‌شود، تنها کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند روایت خود را بسازند، منتشر کنند و از آن دفاع کنند. و چه روایتی بهتر از کشوری که مردمش به تولید ملی افتخار می‌کنند، محصولاتش مورد اعتماد جهانی است و نامش تداعی‌گر کیفیت، خلاقیت و اصالت است.

دیدگاه ها (0)
img
img

سکه ۱۷۷ میلیون تومان شد

هلاکت ۲ نفر از عاملان شهادت کارکنان فراجا در سیستان و بلوچستان

سازمان بهداشت جهانی: شیوع ویروس هانتا مرتبط با کشتی کروز پایان یافت

پروازهای داخلی و خارجی شنبه و یکشنبه برقرار است

فراخوان عارف برای حضور میلیونی در بدرقه امام شهید انقلاب

موکب‌های زنجیره‌ای برای خدمت‌رسانی به عزاداران برپا می‌شود

محل شهادت شهدای پرواز ۶۵۵ گلباران می‌شود

خروج کالای ته لنجی از استان هرمزگان نیازی به مجوز ندارد

بلومبرگ: کشورهای اروپایی با پرداخت عوارض تنگه هرمز موافقت کرده‌اند

احتمال تغییر زمان برگزاری جام جهانی از تابستان به زمستان

شرق هرمزگان در انتظار رگبار، گردوخاک و وزش باد شدید

آغاز واریز اعتبار 2 میلیون تومانی «کارت امید مادر» از ۱۲ تیر

دستور پزشکیان برای بسیج ظرفیت‌های ملی برای تشییع باشکوه رهبر انقلاب

قهرمانی آسیا برای فرنگی‌کاران جوان ایرانی/ پنج طلا، یک نقره و سه برنز در پاتایا

جزئیات ثبت‌نام دانش‌آموزان اتباع اعلام شد

img
خـبر فوری:

دعوت نهادهای انقلابی از ملت برای حضور حماسی در مراسم وداع با قائد امت