15

تیر

1405


اجتماعی

17 اردیبهشت 1404 09:14 0 کامنت

بررسی میدانی از چند مدرسه ابتدایی در بندرعباس نشان می‌دهد که برگزاری جشن‌ها به بخشی عادی و الزامی از فرآیند آموزش بدل شده است. این مراسم‌ها که در ظاهر با هدف ایجاد انگیزه و افزایش علاقه‌مندی دانش‌آموزان طراحی شده‌اند، در عمل به فضای رقابتی میان والدین و نمایش توان مالی آنان تبدیل شده‌اند. یکی از والدین دانش‌آموزان پایه اول در این‌باره گفت: «در مدرسه‌ای که فرزندم تحصیل می‌کند، برای هر نشانه‌ای از حروف الفبا، جشن برگزار می‌شود. از والدین خواسته می‌شود برای این مناسبت‌ها کیک، بادکنک، خوراکی و حتی هدیه تهیه کنند. در مواردی مشاهده شده که یک خانواده برای تدریس نشانه‌ی “ف”، فلافل برای تمام کلاس آماده کرده و روز دیگر خانواده‌ی دیگری برای نشانه‌ی “ن”، نارنگی توزیع کرده‌اند.» وی افزود: «فرزند من از من خواست که برایش جشن بگیرم، چون هم‌کلاسی‌هایش برای نوشتن اسمشان کیک گرفته بودند. وقتی نتوانستم این کار را انجام دهم، ناراحت و سرخورده شد. این وضعیت باعث شکل‌گیری توقعات غیرواقعی در کودکان شده و معنای اصلی آموزش را تحت‌الشعاع قرار داده است.» از سوی دیگر، برخی والدین کم‌برخوردار نیز با مشکلات جدی مواجه‌اند. یک مادر که همسرش کارگر فصلی است، اظهار داشت: «فرزندم از من خواست که برای جشن نشانه‌ی او هدیه بفرستم. وقتی نتوانستم، او با ناراحتی گفت که دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود. این روند موجب فشار روانی بر خانواده‌ها شده و تفاوت‌های طبقاتی را به‌وضوح در فضای مدرسه بازتاب می‌دهد.

مدیر یکی از مدارس شهر بندرعباس با انتقاد از گسترش جشن‌های نمایشی و تجملاتی در مدارس این شهر، نسبت به تأثیرات منفی آن‌ها بر فرهنگ دانش‌آموزان و خانواده‌ها هشدار داد. وی با اشاره به روند رو به رشد برگزاری مراسم‌های متعدد و گاه غیرضروری در مدارس ابتدایی اظهار داشت: «این جشن‌ها باعث می‌شوند دانش‌آموزان به شادی‌های نمایشی عادت کرده و به مرور زمان این نوع تجملات به بخشی از فرهنگ رفتاری آن‌ها تبدیل شود. این یک روند نگران‌کننده است.» این مدیر مدرسه با تأکید بر پیامدهای منفی چنین فرهنگی ادامه داد: «در شرایطی که بسیاری از دانش‌آموزان حتی برای تهیه‌ی لقمه‌ای ساده در مدرسه با مشکل مواجه‌اند، این نوع جشن‌ها فشار مضاعفی را بر خانواده‌ها وارد می‌کند. والدین ناچارند برای تأمین هزینه‌های هدایا، تزئینات و پذیرایی، از هزینه‌های ضروری زندگی خود بزنند یا حتی به وام و قرض متوسل شوند. این وضعیت ناعادلانه می‌تواند احساس سرخوردگی، شرمندگی و حقارت را در کودکان ایجاد کند.» وی در ادامه با اشاره به مصادیق این نوع جشن‌ها گفت: «در پایه اول جشن نشانه‌ها داریم؛ یعنی با تدریس هر حرف الفبا، خانواده‌ها موظف می‌شوند برای کل کلاس هدیه و خوراکی تهیه کنند. در پایه دوم جشن “صد”، در پایه سوم جشن “هزار و خودکار” برگزار می‌شود. این جشن‌ها نه‌تنها ضرورتی ندارند، بلکه در زمان ما نیز چنین مراسمی نبود و با این‌حال روند آموزش به‌خوبی طی می‌شد. امروز اما دانش‌آموز شرطی شده و از مدرسه انتظار شادی و هدیه دارد، نه آموزش.» او افزود: «این تجملات در ذهن کودک نهادینه می‌شود و بعدها در زندگی‌اش هم تأثیر می‌گذارد. نمونه‌اش را در رفتارهای بزرگسالان نیز می‌توان دید؛ دیگر دورهمی ساده مورد پسند نیست، بلکه باید مراسم‌ پرزرق و برق باشد و چون توان مالی‌اش وجود ندارد، رفت‌وآمدها هم کمتر شده است.»

این مدیر با اشاره به مسئولیت نظام آموزشی در فرهنگ‌سازی گفت: «مدرسه نقش حیاتی در شکل‌گیری فرهنگ دارد. وقتی فرهنگ غلطی وارد مدرسه شود، به‌طور طبیعی وارد جامعه هم خواهد شد و در نسل‌های آینده تداوم خواهد یافت.» وی با ابراز تأسف از بی‌توجهی برخی مسئولان آموزش و پرورش افزود: «ما بارها خواستار کاهش این جشن‌ها و جلوگیری از دریافت هزینه از خانواده‌ها شده‌ایم، اما در عمل نظارتی صورت نمی‌گیرد. حتی مسئولانی که خودشان در جلسات از این موضوع انتقاد می‌کنند، تصاویر حضورشان در جشن‌های پرزرق‌وبرق مدارس در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. این تناقض بین حرف و عمل، باعث شده مدارس نیز به جای تبعیت از بخشنامه‌ها، مسیر دلخواه خود را بروند.» او در پایان تأکید کرد: «در مدرسه ما تصمیم گرفته‌ایم که هدایا محدود، کم‌هزینه و به‌صورت یکسان برای همه دانش‌آموزان باشد. حتی کودکانی که از نظر تحصیلی ضعیف یا پرجنب‌وجوش هستند نیز باید در طول سال فرصت دریافت تشویق و هدیه را داشته باشند. مدرسه باید جای رشد و برابری باشد، نه نمایش تفاوت‌های اقتصادی.»

در سال‌های اخیر، جشن‌های مدرسه از مناسبت‌های ساده و صمیمی به مراسم‌هایی پرهزینه، نمایشی و رقابتی بدل شده‌اند؛ فرآیندی که نه تنها دانش‌آموزان، بلکه والدین را نیز درگیر فشارهای اقتصادی و روانی می‌کند. گفت‌وگو با محیا تکنده، روان‌شناس اجتماعی نشان می‌دهد که چگونه این فضاهای ظاهراً شاد، می‌توانند به بستری برای بازتولید نابرابری، شرم طبقاتی و آسیب‌های عمیق روانی تبدیل شوند.

جشن‌های مکرر چه اثری بر روان دانش‌آموزان کم‌برخوردار دارد؟

تاثیر برگزاری مکرر جشن‌ها و اهدای هدیه در فضای آموزشی، چه تأثیری بر سلامت روان دانش‌آموزان در نظام‌های آموزشی آغشته به منطق سرمایه‌داری، برگزاری مکرر جشن‌ها، اهدای جوایز پرزرق‌وبرق و تأکید بر مالکیت مادی به‌عنوان نشانه‌ی موفقیت، نوعی مصرف‌گرایی آموزشی را بازتولید می‌کند. این روند با خصوصی‌سازی مدارس رابطه‌ی مستقیم دارد. هر چه مدارس پولی‌تر شده‌اند، مراسم‌ها هم طبقاتی‌تر شده‌اند. در چنین فضایی، کودکانی از طبقات فرودست به‌طور مداوم در معرض مقایسه و تحقیر پنهان قرار می‌گیرند. این مقایسه‌ها شرم طبقاتی را فعال می‌کند؛ هیجانی که از مقایسه ساختاریافته میان کودک و دیگری “موفق” (ثروتمند) ناشی می‌شود و می‌تواند به اضطراب مزمن، احساس بی‌ارزشی و شکل‌گیری هویت مبتنی بر کمبود منجر شود.

احساس نابرابری در مدرسه چه آسیب‌هایی به کودک می‌زند؟

در روان‌شناسی اجتماعی، نابرابری تنها یک واقعیت بیرونی نیست، بلکه به شکل تصاد درونی‌شده در کودک رخنه می‌کند. تفاوت در هدایا، لباس‌ها یا پذیرایی‌ها، برای کودک معانی مشخصی دارد. طبق نظریه‌ی آینه‌وار کوولی، کودک خودی را می‌سازد که بازتاب نگاه دیگران است. در چنین شرایطی، عزت‌نفس کودک به شدت تضعیف می‌شود. در بلندمدت، او مدرسه را نه فضای رشد، بلکه صحنه‌ای برای تحقیر طبقاتی می‌بیند و این تصور به افت تحصیلی، کاهش انگیزه و حتی طرد مدرسه منجر می‌شود.

والدین در این فضای رقابتی چه فشار روانی‌ای را تجربه می‌کنند؟

چنین والدینی دچار دوگانگی روانی می‌شوند: از یک سو میل به حمایت از فرزند و از سوی دیگر، ناتوانی از رقابت با سایر والدین. این وضعیت می‌تواند به اضطراب، احساس گناه و حتی افسردگی منجر شود. در بسیاری از موارد، والدین وارد چرخه‌هایی ناسالم مثل وام گرفتن، فداکاری افراطی یا ایجاد فشار روانی به کودک می‌شوند. در حالی‌که ریشه‌ی مشکل، در ساختار نابرابر مدرسه و جامعه است، نه در تلاش یا توانایی فردی.

دخالت مالی والدین چطور بر استقلال و اعتمادبه‌نفس کودک اثر می‌گذارد؟

طبق نظریه‌ی اریک اریکسون، خودمختاری کودک در تضاد با شرم شکل می‌گیرد. وقتی والدین با مداخلات مالی تلاش می‌کنند تفاوت‌ها را جبران کنند، کودک دیگر فرصت تجربه‌ی واقعیت، اشتباه و رشد را ندارد. او یاد می‌گیرد ارزشمند بودن به‌واسطه‌ی توانایی‌های خودش نیست، بلکه به قدرت مالی یا نمایش ظاهری خانواده بستگی دارد. این وابستگی به‌مرور باعث اضطراب اجتماعی، ترس از تصمیم‌گیری و وابستگی دائمی به تأیید بیرونی خواهد شد.

بچه‌ها چطور تفاوت‌های اقتصادی را درک می‌کنند و چگونه باید با آن برخورد کرد؟

اگرچه کودکان در سنین پایین هنوز زبان تحلیلی ندارند، اما از طریق تجربه‌های حسی و تعاملات اجتماعی، تفاوت‌ها را درونی می‌کنند. سرمایه‌ی نمادینی مانند لباس برند یا خوراکی خاص برایشان حامل پیام‌هایی درباره جایگاه اجتماعی است. در نبود آموزش عدالت‌محور، این پیام‌ها به درونی‌سازی سلسله‌مراتب منجر می‌شوند. برای کاهش این فشار، مدارس باید جشن‌ها را از فضای نمایشی و پرخرج خارج کرده و به سمت فعالیت‌های گروهی، مشارکتی و کم‌هزینه هدایت کنند. همچنین آموزش ساده‌ی سواد طبقاتی می‌تواند به کودکان کمک کند تا بفهمند تفاوت‌ها ناشی از ساختار اجتماعی است، نه ارزش ذاتی افراد.

قرار گرفتن در معرض مقایسه‌های مکرر چه واکنش‌هایی در کودک ایجاد می‌کند؟

این کودک ممکن است دچار اضطراب اجتماعی شود؛ یعنی ترس از دیده شدن در موقعیت‌های نابرابر. همچنین پرخاشگری به‌عنوان مکانیزم دفاعی در برابر احساس ضعف، یا انزواطلبی برای فرار از موقعیت‌های یادآور شرم، در او بروز می‌کند. برخی کودکان هم به نقش‌پذیری نمایشی روی می‌آورند؛ تقلید افراطی از طبقات بالاتر برای جلب توجه. اگر این واکنش‌ها مزمن شوند، می‌توانند به اختلالات اضطرابی، افسردگی یا اختلالات رفتاری در نوجوانی منجر شوند.

والدین برای پرهیز از رقابت مالی چه کارهایی می‌توانند بکنند؟

اول از همه، گفت‌وگوی باز و صادقانه با کودک درباره ارزش‌های خانواده ضروری است. والدین باید بتوانند ارزش‌های جایگزین مثل صداقت، خلاقیت و دوستی را جایگزین نمایش ثروت کنند. ایجاد ائتلافی از والدین هم‌فکر برای گفت‌وگو با مدیران مدرسه نیز می‌تواند به تغییر سیاست‌ها کمک کند. و مهم‌تر از همه، والدین باید بتوانند واقعیت طبقاتی خود را بپذیرند بدون اینکه آن را به عنوان نقطه ضعف ببینند یا از آن شرم داشته باشند.

معلم‌ها و مشاورها چطور می‌توانند فضا را به‌سمت آموزش سالم ببرند؟

معلمان و مشاوران باید نقش «روشنفکر ارگانیک» را ایفا کنند؛ کسانی که آگاهی طبقاتی را از طریق طراحی فعالیت‌های مشارکتی، برابرطلب و بدون تبعیض در کلاس‌ها ترویج می‌دهند. آن‌ها می‌توانند فضای گفت‌وگو و انتقاد را در مدرسه ایجاد کرده، مراسم‌های جایگزین و بدون هزینه تعریف کنند (مثل روز همکاری، نمایشگاه دست‌سازه‌ها، روز بدون هزینه و…) و از طریق برنامه‌ریزی جمعی با والدین، مدرسه را به سمت عدالت آموزشی سوق دهند.در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که مدرسه نه صحنه‌ی نمایش و رقابت مالی، بلکه فضایی برای یادگیری، رشد و تجربه‌ کردن برابری است. جایی که کودک باید فرصت بیابد تا بدون ترس از قضاوت، بدون شرم از تفاوت، و بدون فشار برای شبیه شدن به دیگران، خودش باشد و شکوفا شود. اگر جشن‌ها و آیین‌ها به‌جای تقویت پیوندهای انسانی، به ابزاری برای بازتولید نابرابری و مصرف‌گرایی تبدیل شوند، آموزش از مسیر خود خارج خواهد شد. بازگشت به اصالت آموزش، یعنی ساختن مدارسی که شادی را به همه کودکان، نه فقط برخی از آن‌ها هدیه دهند.

دیدگاه ها (0)
img
img

مراقب آگهی‌ها و سایت‌های جعلی خرید بلیت و اسکان باشید

مراسم وداع با پیکر رهبری شهید تا ساعت ۲۲ امشب تمدید شد

آمادگی وزارت ارتباطات برای خدمت‌رسانی در آئین تشییع رهبر شهید انقلاب

بالن پایشی؛ سامانه کمکی برای پایش مراسم وداع قائد شهید

نایب قهرمانی تیم کشتی آزاد جوانان در آسیا

پورجمشیدیان: پیکر رهبر شهید از جمکران تا حرم حضرت معصومه(س) تشییع می‌شود

انتصاب مجدد حجت‌الاسلام والمسلمین اژه‌ای به ریاست قوه‌قضائیه

شرایط دریافت وام نیروگاه‌های خورشیدی خانگی اعلام شد

ثبت‌نام ۱۷۹ هزار متقاضی حضور در راهپیمایی اربعین در سامانه سماح

اعلام جزییات برنامه تشییع پیکیر مطهر قائد شهید در قم

انتشار کارت ورود به جلسه امتحانات نهایی تا پایان هفته

اعزام زائران حاجی‌آبادی به مراسم تشییع رهبر شهید امت

بازگشایی فرودگاه قشم ازسرگیری پرواز‌ها پس از چهار ماه وقفه

ممنوعیت قطعی و سراسری پیش‌فروش خودروهای وارداتی در مناطق آزاد اعلام شد

شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی: هیچ جایگاهی بدون بنزین نمی‌ماند

img
خـبر فوری:

دعوت نهادهای انقلابی از ملت برای حضور حماسی در مراسم وداع با قائد امت