17

تیر

1405


اقتصادی

21 اردیبهشت 1404 10:06 0 کامنت

قطع مکرر برق در فصل تابستان و زمستان، به‌ویژه در ساعات اوج مصرف، به امری عادی در بسیاری از نقاط کشور تبدیل شده است. در حالی که برنامه‌ریزان از واژه‌هایی نظیر «مدیریت بار» و «صرفه‌جویی هوشمندانه» استفاده می‌کنند، آن‌چه در عمل رخ می‌دهد چیزی جز تحمیل ناعادلانه بار و بحران بر دوش مردم نیست. برای یک خانواده کم‌درآمد که در آپارتمانی کوچک زندگی می‌کند، خاموشی سه‌ساعته در روز تابستانی گرم، نه یک عدد در نمودار، بلکه شکنجه‌ای واقعی است. از کار افتادن یخچال و فریزر، سوختن لوازم برقی، اختلال در یادگیری فرزندان در کلاس‌های آنلاین و حتی از دست دادن مواد غذایی، نمونه‌هایی از تأثیرات ملموس این بحران بر زندگی مردم است.

در مناطق محروم که سطح تاب‌آوری زیربناها پایین‌تر است، قطع برق ممکن است معادل با فلج شدن تمامی ابعاد زندگی باشد. در روستاهایی که دسترسی به خدمات درمانی، حمل‌ونقل یا آموزش به شدت محدود است، برق تنها یک منبع انرژی نیست، بلکه شاه‌رگ حیات است. وقتی برق قطع می‌شود، مخازن آب پر نمی‌شوند، چراغ خیابان‌ها خاموش می‌مانند، دسترسی به اینترنت و تلفن مختل می‌شود، دانش آموزان و معلمان با کلافگی و سردرگمی مواجه می‌شوند و افراد حتی برای شارژ کردن موبایل خود دچار مشکل می‌شوند. بنابراین، آسیب‌پذیری مردم نسبت به ناترازی برق، تابعی از جایگاه اجتماعی و جغرافیایی آنان است و نشان می‌دهد که برنامه‌های مقابله‌ای، بدون ملاحظات عدالت‌محور، تنها شکاف‌های نابرابری را تشدید می‌کنند.

دولت‌ها در مواجهه با این بحران، اغلب به سیاست‌های مقطعی روی می‌آورند. یکی از متداول‌ترین اقدامات، زمان‌بندی خاموشی‌ها و اعلام جدول قطعی برق است. این اقدام، ظاهراً برای ایجاد شفافیت و اطلاع‌رسانی انجام می‌شود، اما در واقع بار اصلی ناترازی را به مردم منتقل می‌کند. در اغلب موارد، این زمان‌بندی‌ها با تأخیر اعلام می‌شود، یا به‌درستی اجرا نمی‌شود، و در عمل، مردم در بلاتکلیفی و نارضایتی به‌سر می‌برند. تصور کنید دانش‌آموزی در یک امتحان آنلاین شرکت می‌کند، یا بیماری در خانه به دستگاه اکسیژن نیاز دارد، یا یک مغازه‌دار باید با یخچال‌های خاموش به مشتریان پاسخ دهد. در همه این موارد، خاموشی نه‌تنها مزاحمت است، بلکه می‌تواند به خسارات جدی مالی، جسمی یا روانی منجر شود.

افزون بر آثار مستقیم قطع برق، باید به آثار روانی و اجتماعی آن نیز توجه کرد. تکرار خاموشی‌ها، احساس بی‌ثباتی و بی‌اعتمادی را در جامعه تقویت می‌کند. مردمی که هر روز با قطعی برق مواجه می‌شوند، به تدریج اعتماد خود را به توانایی حکومت در اداره امور از دست می‌دهند. این بی‌اعتمادی، به‌ویژه وقتی با وعده‌های بی‌سرانجام مسئولان همراه شود، به نوعی سرخوردگی جمعی منجر می‌شود. در بسیاری از نقاط کشور، مردم دیگر حتی به جداول زمان‌بندی خاموشی‌ها هم اعتماد ندارند. این بی‌اعتمادی، می‌تواند به نافرمانی مدنی، تنش‌های اجتماعی و حتی بی‌ثباتی سیاسی منجر شود.

بخشی از مشکل، به ساختار ناکارآمد مدیریت انرژی در کشور بازمی‌گردد. طی دهه‌های گذشته، سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساخت‌های تولید برق، به‌ویژه از منابع تجدیدپذیر، بسیار کمتر از میزان رشد مصرف بوده است. در حالی که مصرف برق به‌دلایل مختلفی از جمله رشد جمعیت، گسترش وسایل سرمایشی، توسعه بخش‌های خدماتی و صنعتی و رشد فناوری‌های دیجیتال افزایش یافته، ظرفیت تولید و انتقال برق همپای آن رشد نکرده است. نیروگاه‌ها فرسوده‌اند، شبکه انتقال مستهلک است، و فناوری بهره‌برداری از منابع نیز قدیمی باقی مانده است. بنابراین، وقتی به تابستان یا زمستان می‌رسیم، نظام برق‌رسانی کشور تاب مقاومت ندارد و به ساده‌ترین راهکار یعنی قطع برق متوسل می‌شود.

از سوی دیگر، ساختار یارانه‌ای برق در کشور، موجب شده تا قیمت برق بسیار پایین‌تر از هزینه واقعی آن باشد. این مسئله، نه‌تنها موجب اسراف در مصرف شده، بلکه انگیزه برای سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی را نیز از بین برده است. مصرف‌کنندگان بزرگ، اعم از صنایع بزرگ یا ارگان‌های دولتی، با پرداخت حداقلی برای برق، انگیزه‌ای برای کاهش مصرف ندارند. اما همین هزینه پایین، برای مردم عادی نیز دوگانه‌ای پیچیده ایجاد کرده است: از یک‌سو، امکان استفاده گسترده‌تری فراهم کرده، اما از سوی دیگر، در زمان بحران، همین مردم عادی هستند که قربانی قطع برق می‌شوند، نه مصرف‌کنندگان عمده و پرمصرف که بعضاً در لیست خاموشی‌ها قرار نمی‌گیرند.

در این میان، سیاست‌های اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای نیز نقش مهمی در تشدید یا تعدیل بحران دارند. متأسفانه، در بسیاری از موارد، رسانه‌های رسمی به‌جای شفاف‌سازی و مطالبه‌گری از مسئولان، تلاش دارند توجیه‌گر وضعیت موجود باشند. آن‌ها به‌جای بازتاب صدای مردم، به دنبال اقناع آنان برای پذیرش وضعیت فعلی هستند. این رویکرد، به فاصله بیشتر مردم و رسانه‌ها منجر شده و زمینه را برای گسترش شایعات، اطلاعات نادرست و حتی خشم اجتماعی فراهم کرده است. رسانه‌ها اگر به نقش واقعی خود بازگردند و بتوانند مطالبه عمومی برای اصلاح ساختاری نظام برق‌رسانی را نمایندگی کنند، می‌توانند یکی از ابزارهای بازدارنده در برابر تصمیمات غیرعادلانه باشند.

ابعاد اقتصادی آسیب‌پذیری مردم نیز قابل چشم‌پوشی نیست. وقتی برق قطع می‌شود، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک آسیب می‌بینند. از مغازه‌داران محلی تا واحدهای خدماتی، همه با چالش‌هایی مثل از بین رفتن کالا، کاهش فروش، یا نارضایتی مشتریان مواجه می‌شوند. در صنایعی مانند خدمات غذایی، آرایشگاه‌ها، کارگاه‌های کوچک تولیدی و حتی آموزشگاه‌های آنلاین، قطع برق برابر با تعطیلی است. این تعطیلی، هیچ‌گاه از سوی دولت جبران نمی‌شود. برنامه‌ای برای غرامت، حمایت یا بیمه نیست. مردم می‌مانند و زیانی که باید به‌تنهایی تحمل کنند. حتی در بخش‌های رسمی‌تر مانند بورس و بانکداری، قطع برق موجب اختلال جدی در فعالیت سیستم‌ها و از دست رفتن اطلاعات و زمان شده است.

نکته مهم دیگر، عدم تناسب بین مسئولیت مردم و دولت در مواجهه با این بحران است. وقتی مصرف‌کنندگان تشویق به صرفه‌جویی می‌شوند، باید پرسید دولت چه اقدامی برای افزایش تولید انجام داده است؟ آیا نیروگاه‌های جدیدی راه‌اندازی شده‌اند؟ آیا شبکه انتقال به‌روزرسانی شده؟ آیا سیاست‌های حمایتی برای ورود بخش خصوصی تدوین شده؟ متأسفانه، پاسخ به بسیاری از این پرسش‌ها منفی است. و در نبود پاسخگویی شفاف، بار دیگر این مردم هستند که باید فشار را تحمل کنند.

راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده و نه در تنبیه مردم، بلکه در اصلاح ساختارها و سرمایه‌گذاری هدفمند است. کشورهایی که با بحران برق مواجه بودند، با توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، ارتقای بهره‌وری، اصلاح تعرفه‌ها و مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها توانسته‌اند به وضعیت پایدارتری برسند. در ایران نیز می‌توان با استفاده از ظرفیت خورشیدی و بادی، اصلاح نظام یارانه‌ها، استفاده از فناوری‌های هوشمند و تشویق صنایع به کاهش مصرف در ساعات اوج، به‌جای تنبیه خانوارها، بحران را مدیریت کرد.

در پایان، باید تأکید کرد که انرژی برق، در دنیای امروز، یک نیاز حیاتی و بنیادین است که فراتر از یک کالای مصرفی عمل می‌کند. برق، زیرساخت ارتباط، آموزش، بهداشت، امنیت و رفاه است. قطع مکرر آن، تنها اختلال فنی نیست، بلکه اختلال در نظم اجتماعی و اقتصادی جامعه است. مردم، بیش از آن‌که نیاز به توصیه برای صرفه‌جویی داشته باشند، نیازمند شفافیت، پاسخگویی، عدالت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها هستند. بدون تحقق این عناصر، برنامه‌های مقابله با ناترازی برق، تنها به افزایش آسیب‌پذیری مردم و تشدید نابرابری‌ها خواهد انجامید.

دیدگاه ها (0)
img
img

تعویق امتحانات نهایی منتفی شد؛ دانش‌آموزان طبق برنامه آماده شوند

معرفی بانک‌های عامل فروش ارز اربعین

مسی:وقتی مثل قبل نمی‌دوم، هم‌تیمی‌هایم جایم را پر می‌کنند/ فکر می‌کردم تیم را ناامید کردم!

3 عضو جدید به کادر فنی کشتی آزاد جوانان اضافه شد

تمامی معابر و خیابان‌ها منتهی به حرم رضوی مسدود است

آمادگی کامل بهشت رضای مشهد برای میزبانی از زائران مراسم تشییع رهبر شهید

جزییات واریز یارانه تیر 1405 اعلام شد

شهادت 8 رزمنده ارتش در حمله آمریکا به جنوب کشور

دعوت شورای هماهنگی از مردم برای حضور در تشییع رهبر شهید در مشهد

پروازهای فرودگاه بندرعباس طبق برنامه انجام می‌شود؛ لغو پروازهای مشهد ارتباطی به وضعیت عملیاتی فرودگاه ندارد

پروازهای فرودگاه بین‌المللی کیش برقرار است

اطلاعیه شماره 4 آستان قدس رضوی در خصوص مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید

بانک‌های عامل فروش ارز اربعین معرفی شدند

عمان و قطر خواستار گفت‌وگو در جهت کاهش تنش‌ منطقه‌ای شدند

پیروزی تیم‌ملی والیبال نشسته ایران برابر مصر

img
خـبر فوری:

فردا، یکشنبه در سراسر کشور تعطیل رسمی اعلام شد