09

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

23 اردیبهشت 1404 10:44 0 کامنت

کندی، انتخابی آگاهانه

در ستایش کندی با یک مسئله‌ی به ظاهر ساده آغاز می‌شود: چرا این‌قدر عجله داریم؟ کارل اونوره، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی اسکاتلندی، از تجربه‌ی شخصی‌اش آغاز می‌کند، وقتی متوجه می‌شود حتی برای خواندن قصه‌ی قبل خواب پسرش هم دنبال نسخه‌های خلاصه‌شده می‌گردد. این آگاهی تلخ، جرقه‌ای می‌شود برای سفر به دل فرهنگ سرعت‌زده‌ی معاصر. اونوره از پشت‌پرده‌های سرعت در حوزه‌های مختلف زندگی پرده برمی‌دارد: از غذا خوردن و سفر کردن گرفته تا کار، آموزش، فرزندپروری و حتی رابطه‌ی جنسی. اونوره استدلال می‌کند که فرهنگ مدرن ما، با تأکید بر بهره‌وری و سرعت، ما را از لذت‌های ساده زندگی محروم کرده است او از جنبش جهانی «کندی» سخن می‌گوید، جنبشی که نه به معنای تنبلی یا تعلل، بلکه به معنای انتخاب آگاهانه‌ی ریتم زندگی است. این کندی، راهی است برای بازگرداندن کیفیت به زیستن، برای جایگزینی «کمیت» با «تجربه»، و برای شنیدن آن صداهایی که در شتاب گم می‌شوند. برای مثال، اونوره به تفاوت میان غذای فوری و غذایی که با حوصله طبخ شده اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه فرآیندهای کندتر می‌توانند لذت و معنا را به زندگی بازگردانند. یکی از نقاط قوت کتاب، بررسی جنبه‌های مختلف زندگی مدرن است. اونوره از تأثیر سرعت بر سلامت روان، روابط خانوادگی، و حتی خلاقیت سخن می‌گوید. او با استناد به تحقیقات علمی نشان می‌دهد که شتاب مداوم باعث افزایش استرس، کاهش تمرکز و حتی بیماری‌های جسمی می‌شود. در مقابل، او مثال‌هایی از افرادی می‌آورد که با انتخاب سبک زندگی کندتر، به آرامش و رضایت بیشتری دست یافته‌اند. برای نمونه، او از معلمی سخن می‌گوید که با کاهش ساعات کاری و تمرکز بر آموزش باکیفیت‌تر، نه‌تنها عملکرد دانش‌آموزانش را بهبود بخشید، بلکه خود نیز زندگی متعادل‌تری پیدا کرد. اونوره همچنین به نقد فرهنگ همیشه متصل بودن می‌پردازد. در عصری که فناوری ما را به پاسخگویی فوری و چندوظیفگی وا داشته، او پیشنهاد می‌کند که گاهی خاموش کردن ابزارهای دیجیتال می‌تواند به ما کمک کند تا با خود و دیگران ارتباط عمیق‌تری برقرار کنیم. این ایده به‌ویژه در دنیای امروز، که اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و فشار برای به‌روز بودن فراگیر است، بسیار مرتبط به نظر می‌رسد. نثر کتاب صمیمی است، پر از روایت‌های مستند، مشاهدات روزمره و گفتگو با کسانی که راه کندی را در پیش گرفته‌اند. این کتاب نه نسخه می‌دهد، نه شعار؛ فقط آینه‌ای پیش‌ روی ما می‌گذارد تا از خود بپرسیم: آیا واقعا زندگی می‌کنیم یا فقط جلو می‌رویم؟

هنر ساده‌زیستن

در عصری که شتاب و پیچیدگی زندگی مدرن ما را به سوی مصرف‌گرایی و چندوظیفگی سوق داده، کتاب «هنر ساده‌زیستن» نوشته شونمیا ماسونو، راهب ذن و طراح باغ‌های ژاپنی، مانند نسیمی خنک عمل می‌کند که ما را به سوی آرامش و سادگی هدایت می‌کند. این کتاب، که با ترجمه‌ای روان توسط نشر میلکان به فارسی منتشر شده، با الهام از فلسفه ذن، راهکارهایی عملی و عمیق برای یافتن معنا در زندگی روزمره ارائه می‌دهد. هنر ساده‌زیستی نه‌تنها یک راهنمای عملی برای کاهش فشارهای زندگی است، بلکه دعوتی فلسفی به بازنگری در ارزش‌هایمان به شمار می‌رود. شونمیا ماسونو، نویسنده‌ای که سال‌ها در معبد ذن به تمرین و تدریس پرداخته، در این کتاب با زبانی ساده و صمیمی، صد تمرین کوتاه و کاربردی را معرفی می‌کند که هر یک می‌توانند به ما کمک کنند تا از شلوغی ذهن و زندگی فاصله بگیریم. این تمرین‌ها، از مرتب کردن فضای خانه گرفته تا توجه به طعم غذا یا لحظه‌ای درنگ در طبیعت، همگی ریشه در فلسفه ذن دارند که تأکیدش بر حضور کامل در لحظه حال است. ماسونو معتقد است که سادگی، کلید رهایی از اضطراب و یافتن شادی پایدار است. او می‌نویسد: «زندگی ساده به معنای محروم کردن خود نیست، بلکه به معنای تمرکز بر آنچه واقعا اهمیت دارد است.»یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب، ساختار منعطف و کاربردی آن است. هر فصل به یک جنبه از زندگی روزمره می ‌پردازد، مانند مدیریت زمان، روابط انسانی، یا حتی نحوه مواجهه با ناکامی‌ها. برای مثال، ماسونو پیشنهاد می‌کند که صبح‌ها چند دقیقه زودتر بیدار شویم و با آرامش به طلوع خورشید نگاه کنیم. این عمل ساده، به گفته او، می‌تواند ذهن ما را برای روز پیش رو متمرکز و آرام کند. یا در جای دیگر، او از ما می‌خواهد که به جای انباشتن اشیاء غیرضروری، فضای زندگی‌مان را خلوت کنیم، زیرا «فضاهای خالی، ذهن را آزاد می‌کنند.» این توصیه‌ها، هرچند ساده به نظر می‌رسند، در عمل تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی دارند.

طبیعت و ساده زیستی

ماسونو همچنین به نقش طبیعت در ساده‌زیستی توجه ویژه‌ای دارد. به‌عنوان یک طراح باغ‌های ژاپنی، او معتقد است که ارتباط با طبیعت، حتی در مقیاس کوچک (مثل مراقبت از یک گلدان یا قدم زدن در پارک)، می‌تواند ما را به ریشه‌های انسانی‌مان بازگرداند. این ایده به‌ویژه برای خوانندگان ایرانی، که با سنت‌هایی مانند طبیعت‌گردی و باغبانی آشنا هستند، می‌تواند بسیار ملموس و الهام‌بخش باشد. او در یکی از تمرین‌ها پیشنهاد می‌کند: «به صدای باد گوش دهید، به برگ‌هایی که می‌افتند نگاه کنید. این‌ها معلم‌های خاموش شما هستند.» کتاب همچنین نقدی ظریف بر فرهنگ مدرن ارائه می‌دهد.

ماسونو به ما یادآوری می‌کند که فناوری، با همه مزایایش، اغلب ما را از خودمان و دیگران دور کرده است. او بدون نفی فناوری، پیشنهاد می‌کند که گاهی گوشی‌هایمان را کنار بگذاریم و به گفتگوهای رو در رو یا حتی سکوت روی آوریم. این پیام در دنیای امروز، که اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و فشار برای «به‌روز بودن» فراگیر است، بیش از پیش اهمیت دارد. هنر ساده‌زیستی برای خوانندگان ایرانی نیز پیامی آشنا و در عین حال تازه دارد. فرهنگ ایرانی با آیین‌هایی مانند دورهمی‌های خانوادگی، آشپزی سنتی، و توجه به طبیعت، از دیرباز ارزش‌های سادگی و حضور در لحظه را گرامی داشته است. اما نفوذ زندگی مدرن گاهی این ارزش‌ها را کم‌رنگ کرده است. ماسونو با تمرین‌هایش به ما کمک می‌کند تا این سنت‌ها را بازکشف کنیم و آن‌ها را با نیازهای امروزی تلفیق کنیم. برای مثال، لذت بردن از یک فنجان چای با آرامش یا گپ زدن با همسایه می‌تواند همان هنر ساده‌زیستی باشد که او از آن سخن می‌گوید.

در مقایسه با آثاری مانند «در ستایش کندی» کارل اونوره، که بر کاهش سرعت تأکید دارد، «هنر ساده‌زیستی» رویکردی عملی‌تر و مینیمال‌تر ارائه می‌دهد. ماسونو به جای بحث‌های نظری، مستقیماً به سراغ تمرین‌هایی می‌رود که هر خواننده‌ای، صرف‌نظر از پیشینه‌اش، می‌تواند آن‌ها را امتحان کند. این کتاب برای کسانی که به دنبال راهی برای کاهش استرس و یافتن معنا در روزمرگی هستند، گنجینه‌ای از ایده‌هاست. پایان، «هنر ساده‌زیستی» بیش از یک کتاب، یک سبک زندگی است. شونمیا ماسونو با خرد ذن و تجربه شخصی‌اش، ما را به سفری دعوت می‌کند که در آن سادگی، کلید شادی و آرامش است. این کتاب به ما یادآوری می‌کند که در میان شتاب زندگی مدرن، گاهی کافی است لحظه‌ای توقف کنیم، نفسی عمیق بکشیم، و زیبایی‌های کوچک اطرافمان را ببینیم. خواندن این کتاب، مانند قدم زدن در یک باغ ذن، آرامش‌بخش و الهام‌بخش است.

آن‌چه این دو کتاب را کنار هم قرار می‌دهد، نه صرفا شباهت عناوین‌شان، بلکه روح مشترک‌شان است. هر دو در ستایش چیزی هستند که در دنیای امروز در حال فراموشی‌ست: زیستن در اکنون. کارل اونوره می‌خواهد ما سرعت‌مان را کم کنیم، دومی می‌خواهد ما عمق‌مان را زیاد کنیم. اولی هشدار می‌دهد که داریم خود را در شتاب گم می‌کنیم، دومی یادآوری می‌کند که خود واقعی ما، همین‌جاست؛ در میان خرده‌ریزهای معمولی زندگی.

هر دو نویسنده، بدون داوری، ما را به مکث دعوت می‌کنند. به این که به جای دویدن به سوی آینده‌ای موهوم، لحظه‌ای بایستیم و از خود بپرسیم: آیا این همان زندگی‌ای ا‌ست که می‌خواستم؟ آیا اصلاً به خودم گوش می‌دهم؟ به خستگی‌ام، به اشتیاقم، به نیاز به لمس یک برگ، یک لبخند، یک چای داغ در سکوت؟

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آغاز مرحله دوم کالابرگ الکترونیک از ۱۵ بهمن