اجتماعی
کودکی که گوشه اتاق نشسته، وانمود میکند که غرق بازیست. اما چشمهایش، با هر فریادی که در اتاق کناری بلند میشود، برقش را از دست میدهد. قلب کوچکش با هر صدای بسته شدن در، گریهی مادر، هر فریاد پدر، فشرده میشود. او حرفی نمیزند، اشکی نمیریزد، اما تنش را درون ذهن نحیفش میبلعد؛ بی آن که حتی واژهای برای فهم این احساس داشته باشد.
بسیاری از والدین گمان میکنند اگر دعوایشان را نجوا کنند یا اگر مشاجره را تا خوابیدن بچهها عقب بیندازند، کودک از آن بیخبر میماند. اما کودکان برخلاف ظاهر کوچکشان، حسگرهای حساسی برای تنش دارند. آنها اختلافات را از لحن صدا، نگاهها، سکوتهای طولانیتر از معمول و از درهایی که محکم بسته میشوند، درمییابند. گاهی نه فریاد، که همین سکوتهای سرد، دنیای امن کودک را فرو میریزند. مارک کامینگز روانشناس کودک برجستهای که دههها از عمر خود را صرف مطالعه تاثیر تعارضات زناشویی بر کودکان کرده تاکید میکند: «درگیری بخشی طبیعی از تجربه روزمره است، مسئله مهم نحوه ابراز و حل آن و به ویژه احساسی است که در کودکان ایجاد میکند. مشاهده برخی انواع درگیریها حتی میتواند برای کودکان مفید باشد، زمانی که کودکان میبینند والدینشان مشکلات دشوار را حل میکنند، میتوانند بهتر رشد کنند. در واقع درگیری بخشی طبیعی از زندگی خانوادگی است، اما آنچه اهمیت دارد، نحوهایست که والدین با این درگیریها مواجه میشوند». اگرچه والدین ممکن است گمان کنند که با نجوا کردن هنگام مشاجره یا صبر کردن تا خوابیدن بچهها میتوانند اثرات درگیری را پنهان کنند، اما واقعیت این است که کودکان، حتی در نوزادی، نسبت به تنشهای میان والدین حساساند. کامینگز هشدار میدهد: «کودکان متوجه میشوند چه زمانی مسائل درست پیش نمیرود، حتی اگر کسی چیزی نگوید».
والدینی که با صدای بلند بحث میکنند، به یکدیگر توهین میکنند، یا برعکس، در سکوت سرد و طولانی قهر میکنند، اغلب تصور نمیکنند که در همان لحظات، دنیای روانی کودکشان در حال لرزیدن است. مطالعات روانشناسی نشان داده است که نهتنها دعواهای آشکار، بلکه سکوتهای فرساینده و تسلیمهای ظاهری نیز برای کودکان پیامدهای عاطفی و جسمی دارند. کامینگز میگوید: «ما دریافتیم حتی واکنشهای خاموش و کنارهگیریهای غیرشفاف، به مراتب تاثیرات منفیتری از مشاجرات آشکار دارند. » در دنیایی که والدین با استرسهای اقتصادی، شغلی و روانی متعددی روبهرو هستند، گاهی درگیری میان آنها اجتناب ناپذیر است؛ اما آنچه نباید نادیده گرفته شود، حضور و تاثیرپذیری کودک در این فضای تنش زاست. این مقاله میکوشد با تکیه بر پژوهشهای علمی، بهویژه مطالعات مارک کامینگز، به این پرسش پاسخ دهد که وقتی والدین با هم دعوا میکنند، چه بلایی بر سر کودکان میآید؟ و مهمتر از آن، چطور میتوان از آسیبهای این درگیریها کاست.
همه ما در روابط نزدیکمان، بهویژه در زندگی مشترک، با اختلاف نظر و تنش مواجه میشویم. اما آنچه رابطه را تهدید میکند، نه صرف وجود اختلاف، بلکه نوع مواجهه ما با آن است. درگیری زمانی مخرب میشود که به جای حل مسئله، به تخریب شخصیت، تحقیر، تهدید یا انکار نیازهای طرف مقابل منجر شود. این نوع مشاجره نهتنها برای خود زوجین آسیبزاست، بلکه بهطور مستقیم سلامت روان فرزندان را نیز در معرض خطر قرار میدهد. درگیریهای مخرب معمولا با فریاد زدن، توهین، اتهامزنی، قطع ارتباط ناگهانی (مثل قهر کردن طولانیمدت) و یا حتی خشونت فیزیکی همراه هستند. با این حال، رفتارهایی بهظاهر آرامتر مانند سکوت سنگین، بیتوجهی عمدی یا کنارهگیریهای مکرر نیز میتوانند برای کودک بار عاطفی بسیار سنگینی داشته باشند. مارک کامینگز، تاکید میکند که حتی سکوتهای کشدار و بیتوضیح میتواند برای کودک نوعی طرد شدن یا تهدید خاموش تلقی شود. نکته مهم این است که کودک در چنین فضایی، نه تنها احساس امنیت نمیکند، بلکه ممکن است خود را عامل این مشاجرات بداند. این احساس گناه، اضطراب، ترس، و سردرگمی میتواند زمینهساز مشکلات رفتاری، عاطفی و تحصیلی در آینده شود. بنابراین، درگیری زمانی مخرب است که به جای حل مساله، ریشهی درد را عمیقتر میکند؛ هم در دل رابطه، و هم در قلب کودک.
تحقیقات نشان میدهد که کودکان حتی در سن شش ماهگی میتوانند ناراحتی والدین را درک کنند. مطالعات طولی نشان دادهاند کودکانی که در دوران مهدکودک به دلیل درگیریهای والدین احساس ناامنی میکردند، در کلاس هفتم بیشتر دچار مشکلات سازگاری شدند. حتی نوجوانان ۱۹ ساله نیز نسبت به درگیریهای والدین حساس باقی میمانند و برخلاف تصور رایج، کودکان به درگیریهای مداوم عادت نمیکنند. در مطالعهای بینظیر، انسانشناسان مارک فلین و بری انگلند، نمونههای هورمون استرس (کورتیزول) را از کودکان یک روستا در دومینیکا جمعآوری کردند. کودکانی که در خانوادههای پرتنش زندگی میکردند، سطح کورتیزول بالاتری داشتند، بیشتر بیمار میشدند، کمتر بازی میکردند و خواب نامناسبی داشتند. در مقابل، تماسهای آرام و محبت آمیز باعث کاهش کورتیزول در کودکان میشد. مطالعات جدیدتر نشان میدهد که الگوهای مختلف کورتیزول با انواع مختلف مشکلات رفتاری در کودکان مرتبط است. سیستمهای فیزیولوژیکی دیگر مانند سیستم عصبی خودکار نیز ممکن است آسیب ببینند، که این سیستمها در پاسخ به تهدید و بازگرداندن تعادل مهمی دارند. در سال ۲۰۰۲، پژوهشگران دانشگاه یوسیالای، ۴۷ مطالعه را بررسی کردند که تجربیات کودکان در محیطهای خانوادگی پرخطر را به مسائل بزرگسالی مرتبط میکرد. آنها دریافتند کودکانی که در خانههای پرتنش رشد کردهاند، در بزرگسالی بیشتر دچار مشکلات جسمی، عاطفی و اجتماعی میشوند. این افراد بیشتر به مشکلات عروقی و ایمنی، افسردگی، وابستگی به مواد، تنهایی و مشکلات صمیمیت دچار میشوند.
برخی والدین ممکن است فکر کنند که با تسلیم شدن میتوانند تاثیر درگیری را بر کودکان کاهش دهند، اما این تاکتیک مؤثر نیست. مطالعات نشان دادهاند که واکنشهای عاطفی کودکان به تسلیم شدن والدین مثبت نیست. خشم غیرکلامی و «سنگاندازی» به معنای امتناع از ارتباط یا همکاری مشکلساز است. کامینگز میگوید: «مطالعات ما نشان دادهاند که تاثیرات بلندمدت کنارهگیری والدین بر سازگاری کودکان حتی از درگیریهای آشکار نیز نگرانکنندهتر است.» کودکان درک بالایی از درگیری دارند؛ آنها میدانند چه زمانی والدینشان وانمود میکنند همه چیز خوب است، در حالی که واقعا اینطور نیست. »
هرچند اختلاف نظر میان والدین امری طبیعی و گاه اجتنابناپذیر است، اما شیوه مواجهه با این اختلافها نقش تعیینکنندهای در سلامت روانی و عاطفی کودکان دارد. کودکان نهتنها مشاهدهگر وقایع خانوادگیاند، بلکه تجربهکننده مستقیم آثار آنها بر ذهن، احساس و بدن خود نیز هستند. بنابراین، مهم است که والدین یاد بگیرند چگونه درگیریها را به شیوهای سازنده مدیریت کنند. نخستین گام، تشخیص نوع درگیری است. والدین باید از رفتارهای مخرب مانند فریاد زدن، تهدید کردن، تحقیر کردن، خشونت فیزیکی و قهر طولانیمدت بپرهیزند. این رفتارها بهطور مستقیم به کودک پیام ناامنی، بیثباتی و ترس میدهند. حتی کنارهگیریهای خاموش و اجتناب از گفتگو، برخلاف تصور، اغلب بیشتر از درگیری آشکار کودک را آشفته میکند. مارک کامینگز در اینباره میگوید: «کودکان کنارهگیری والدین را به عنوان نوعی ترک عاطفی تجربه میکنند؛ نوعی فروپاشی آرام ولی مداوم اعتماد». در مقابل، حل مسئله به شیوهای سازنده میتواند نه تنها تاثیر منفی درگیری را کاهش دهد، بلکه الگویی تربیتی برای کودک بسازد. گفتوگوهای محترمانه، شنیدن نظر طرف مقابل، پذیرش تفاوتها، و توافق بر راهحل، کودک را با دنیای واقعی و سالمی از روابط انسانی آشنا میکند. والدینی که پس از مشاجره با هم آشتی میکنند و این آشتی را به شکلی قابل مشاهده برای کودک نمایان میسازند، حس امنیت و امید را در او بازسازی میکنند. از سوی دیگر، ایجاد محیطی امن و حمایتگر برای کودک اهمیت دارد. او باید بداند که صرفنظر از آنچه بین والدین میگذرد، مورد محبت، احترام و حمایت آنها قرار دارد. حرف زدن با کودک درباره احساساتش، شنیدن نگرانیهای او و اطمینانبخشی به او در مورد اینکه «تو مقصر دعوای ما نیستی»، میتواند آثار زیانبار درگیری را تا حد زیادی خنثی کند. در نهایت، والدین با آموزش مهارتهای حل تعارض و تنظیم هیجان به خود و کودکشان، میتوانند خانه را به جای میدان نبرد، به مدرسهای برای یادگیری همزیستی و رشد فردی تبدیل کنند.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
ادارات هرمزگان سهشنبه ۱۶ تیرماه تعطیل شد
طرح کالابرگ تیر ماه در هرمزگان فعال شد
عراق موعد تشییع مردمی و رسمی پیکر رهبر شهید را تعیین کرد
مشارکت ۳ هزار فعال رسانه ای در مراسم تشییع رهبر شهید در عراق
اعزام هزار زائر تشییع قائد شهید امت از هرمزگان به مشهد مقدس
پروازهای فرودگاه مهرآباد از ساعت ۵ صبح سهشنبه برقرار میشود
اعزام سفیران میناب ۱۶۸ به مشهد مقدس
اجتماع امشب مردم بندرعباس در بلوارساحلی پارک غدیر
برگزاری مراسم گرامیداشت یاد رهبر شهید انقلاب در جناح شهرستان بستک
اعزام دانشجویان هرمزگانی به مشهد مقدس
ارائه ۳۴ هزار خدمت درمانی و امدادی به زائران
پیکر رهبر شهید انقلاب ساعات ابتدایی سه شنبه به قم میرسد
عرضه رایگان سوخت CNG در ۱۱ جایگاه قم برای زائران مراسم تشییع رهبر
ایران نمیتواند به سلاح هستهای دست یابد!
تاکنون هیچ مورد فوتی در مراسم تشییع رهبر شهید ثبت نشده است
عزای عمومی برای پنجشنبه 18 تیرماه