اقتصادی
سالهاست که بحث انتقال پایتخت از تهران بهدلیل مشکلاتی همچون تمرکزگرایی، آلودگی هوا، ترافیک و فشار بیش از حد بر زیرساختها مطرح است. در این راستا، استان هرمزگان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، منابع عظیم نفت و گاز، دسترسی به آبهای آزاد خلیج فارس و زیرساختهای صنعتی پیشرفته، میتواند گزینه مناسبی برای تحقق این هدف باشد. استان هرمزگان میتواند در زمینههای مختلف از جمله کشاورزی، شیلات، انرژی، حمل ونقل، صنعت و گردشگری سهم بزرگی در رشد اقتصادی کشور ایفا کند و ظرفیتهای اقتصادی هرمزگان، به افزایش درآمد ملی کشور بیانجامد. به همین منظور به سراغ دکتر موسی غنینژاد رفتهایم تا نظر ایشان را درباره پیشنیازهای تحقق وعده انتقال پایتخت به هرمزگان جویا شویم.
موسی غنینژاد در سال 1330 خورشیدی در شهر تبریز متولد شد. نخست در رشته حسابداری در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و مدرک کارشناسی خود را در این رشته گرفت. اما همان اندک واحدهای درسی اقتصاد در دوره لیسانس حسابداری، جرقه علاقه به علم اقتصاد را در دل وی روشن کرد که بعدها به شعلهای عظیم تبدیل شد. به همین منظور وی راهی فرانسه شده و در دانشگاه معتبر سوربن پاریس، تحصیل اقتصاد را آغاز کرد. غنینژاد کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته اقتصاد توسعه و در دانشگاه سوربن فرانسه گذراند. دوره دکترای معرفتشناسی اقتصادی خود را در دانشگاه پاریس آغاز کرد ولی با بازگشتش به ایران، این دوره ناتمام ماند. وی عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه صنعت نفت و استاد مدعو دانشگاه صنعتی شریف است.
این موضوع به وضعیت کلان اقتصاد و سیاستگذاریهای کشور بستگی دارد و نباید صرفا به وعدهها اکتفا کرد. چرا که بعضی از این وعدهها و شعارها مقطعی است. به طور مثال حادثهای در بندرعباس رخ داده است و در پی آن برای بهبود وضعیت وعدهای داده شده؛ لذا این نوع وعدهها چندان قابل اتکا نیست. اما با این وجود باید گفت که بندرعباس کاملا پتانسیل تبدیل شدن به یک پایتخت اقتصادی و یا مرکز اقتصادی بسیار مهم ایران را دارد ولی متاسفانه به اندازه کافی از این پتانسیل استفاده نشده است. لازم به توضیح است که اقتصاددانان و سرمایهگذاران بسیاری در بخش خصوصی وجود دارند که بسیار علاقهمند به سرمایهگذاری در این استان و همچنین در سواحل مکران هستند. اما اگر بنا باشد که این سرمایهگذاریها به ثمر بنشیند و تحقق پیدا کند و شهر بندرعباس به عنوان یک مرکز اقتصادی مهم و یا حتی پایتخت اقتصادی کشور، شناخته شود؛ اولا باید به طور کلی در روابط بینالمللی اقتصادی و سیاسی ایران، گشایشی حاصل شود. یعنی اگر مذاکرات فعلی که در جریان است؛ به نتیجه برسد؛ میتواند به نقش بندرگاهی شهر بندرعباس کمک شایانی کند. چراکه بندرعباس نقش اساسی در واردات و صادرات کشور دارد و چنانچه به نتیجه برسد؛ میتوان امیدوار بود که وعدههای داده شده، تحققپذیر باشد اما تا وقتی که مذاکرات در هالهای از ابهام است؛ امکان پیشبینی درستی وجود ندارد. دوما لازم است که اصلاحات اقتصادی در داخل کشور صورت بگیرد چراکه حتی با بهبود شرایط اقتصاد بینالملل ایران و روابط سیاسی، اگر در داخل اصلاحات لازم صورت نگیرد؛ باز با مشکل مواجه خواهیم بود.
لازم به توضیح است که نزدیک به دو دهه است که سرمایهگذاری در اقتصاد ایران به صورت آهسته صورت گرفته است و در برخی از سالها منفی شده است. لذا ضروری است این شرایط در جهت آزادسازی اقتصاد کشور، اصلاح شود. تا وقتی که اقتصاد ایران به صورت دستوری اداره میشود؛ حتی اگر روابط بینالملل نیز بهبود پیدا کرد؛ تولیدکنندگان توان صادراتی چندانی نخواهند داشت چراکه مقررات دستوپاگیر و اقتصاد دستوری توان تولید و صادرات را از آنها گرفته است. لذا بایستی این شرایط اصلاح شود تا امیدوار باشیم بندری مثل بندرعباس که میتواند قطب تجارت خارجی کشور باشد؛ بتواند شکوفا شود و رشد کند. در نتیجه تحقق وعدهها در خصوص بندرعباس و استان هرمزگان، تنها در صورتی که هم مذاکرات به نتیجه برسد و هم اصلاحات اقتصادی در جهت آزاد سازی اقتصاد صورت گیرد؛ امکان پذیر است.
از آنجایی که هنوز گزارشات فنی حادثه اخیر در دسترس نیست؛ نمیتوان در خصوص ابعاد حادثه صحبت کرد البته ظواهر امر نشان میدهد که خسارت از جنبه جانی و مالی بسیار گستره بوده است. در خصوص خسارت جانی که فوقالعاده دلخراش بود؛ بعید است به این راحتی امکان جبران آن وجود داشته باشد اما در خصوص خسارت مالی، ابتدا باید همه ابعاد قضیه روشن باشد تا مشخص شود تکلیف بیمهها، دولت و بخش خصوصی در این باره چیست و اظهار نظر دقیق در این خصوص منوط به گزارشات کارشناسی دقیق است که فعلا در دسترس نیست. متاسفانه شفافیتی نیز درباره جزئیات حادثه و مقصران آن هنوز صورت نگرفته است و در صورت روشن شدن ابعاد ماجرا میتوان درباره اینکه پوشش این خسارت به عهده کیست و در چه ابعادی باید صورت بگیرد؛ نظر داد.
در ادامه این گزارش به تعریف دقیقتری از پایتخت اقتصادی میپردازیم و ذکر خواهیم کرد که یک پایتخت اقتصادی چه الزاماتی دارد. در پایان نیز چند شهر موفق که پایتخت اقتصادی هستند را با هم بررسی خواهیم کرد.

پایتخت اقتصادی به شهری گفته میشود که مرکز فعالیتهای مالی، تجاری و صنعتی کشور باشد. برخلاف پایتختهای سیاسی که بر امور حکومتی و تصمیمگیریهای دولتی تمرکز دارند، پایتختهای اقتصادی موتور اصلی رشد و تولید ثروت هستند. این شهرها میزبان بزرگترین شرکتها، بانکها و بورسهای اوراق بهادار بوده و اغلب به قطبهای تجاری جهانی تبدیل میشوند.
هزینه انتقال پایتخت به منطقه مکران که نوار ساحلی آن از میناب هرمزگان تا گواتر در جنوب سیستان و بلوچستان ادامه دارد؛ حدود 25 میلیارد دلار برآورد شده است. گفتنی است؛ مطالعات طرح انتقال پایتخت چند ماهی است که آغاز شده است و رئیس جمهور بیتوجهی به موضوع انتقال پایتخت را برای آینده زیستمحیطی کشور خطرناک قلمداد کرده است.
در همین راستا توسعه بندرگاهها و فرودگاههای شهرستان میناب و تقویت مشارکت استان هرمزگان در طرح توسعه سواحل مکران امری ضرروی خواهد بود.
نیویورک (پایتخت سیاسی: واشنگتن دی.سی.)، سیدنی (پایتخت سیاسی: کانبرا)، ژوهانسبورگ (پایتخت سیاسی: پرتوریا/کیپتاون)، دبی (پایتخت سیاسی: ابوظبی)، مومبای (پایتخت سیاسی: دهلی نو)، تورنتو (پایتخت سیاسی: اتاوا)، شانگهای (پایتخت سیاسی: پکن)، فرانکفورت (پایتخت سیاسی: برلین)، استانبول (پایتخت سیاسی: آنکارا)
این شهرها با وجود عدم تمرکز قدرت سیاسی، به دلیل اهمیت اقتصادی خود، به قلب تپنده اقتصاد کشورشان تبدیل شدهاند.

تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
حمله پلنگ به دام اهلی در رودان
دیدار نماینده ویژه دولت تایلند با عراقچی
سورو را زیر چرخ خودروها دفن نکنید؛ این ساحل دیگر توان ندارد
پکن و راهبری کم هزینه جهان
قیمت محاسبهناپذیر آینده
فرصتی بینظیر برای دریافت وام قرضالحسنه
رکوردشکنی نسیهفروشی مدرن
سرقت از طلافروشی در جاسک
شهسواری پور عنوان قهرمانی را کسب کرد
۵ هزار مدرسه برای اسکان زائران آماده شد
کشف ۲۰ قطعه پرنده وحشی در میناب
اولویت سازمان غذا و دارو در تأمین نیازهای دارویی کشور
به دنبال افزایش ورزشکاران سازمانیافته هستیم
شناورسازی سازی در خانه با سه گل مغلوب شد
سالاری به عنوان رئیس کمیته فیتنس منصوب شد