فرهنگی و هنری
پسر جوانی که جلو نشسته بود و با موبایلش ور میرفت سرش را بالا آورد و گفت «چه هوایی!» بعد دوباره رفت توی گوشیاش و گفت «به ده جا ایمیل دادم، هیچ کدوم درست و حسابی جواب آدم رو نمیدن.»
راننده که پا به سن گذاشته بود، نگاهی به پسر کرد. پسر گفت «اصلاً نمیدونم میخوام چی کار کنم. میخوام بمونم؟ میخوام برم؟ درسم رو ادامه بدم؟ برم سر کار؟» بعد خندید و گفت «حالا انگار کار ریخته، اصلاً کو کار؟» راننده چیزی نگفت. جوان گفت «همهش دارم به آینده فکر میکنم، ولی خیلی گیجم، انگار همه چی تو مِهه.» بعد از راننده پرسید «شما هم به آینده فکر میکنید؟» راننده گفت «من به گذشته فکر میکنم، اون هم تو مِهه.»
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
نرخ انواع ارز در ۱۷ تیر در مرکز مبادله ایران مشخص شد
تردد کشتیهای تجاری از تنگه هرمز طبق ضوابط جمهوری اسلامی آزاد است
چهره ۸ تیم مرحله چهارم نهایی مشخص شد/ برنامه دیدارهای حساس جام
زمان توزیع کارت آزمون ارشد اعلام شد/نحوه رفع نواقص کارت
تجمع دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد بندرعباس در اعتراض به برگزاری حضوری امتحانات
یک سال پس از کوچ مردی که آینده را در ظرفیتهای بومی دید
حملات آمریکا نقض فاحش بند یک یادداشت تفاهم خاتمه جنگ است
اجتماع امشب مردم بندرعباس؛ ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دور جدید تشدید تنش در تنگه هرمز
پاسخ دانشگاه آزاد به مطالبه امتحانات مجازی؛ تصمیمگیری در اختیار سازمان مرکزی است
همه زیرساختها سالم است، اما یک پرواز لغو شد
نسخه آزمایشی عمومی iOS 27 بهزودی از راه میرسد
شاگردان پیاتزا در آزمون بزرگ؛ هفتهای تعیینکننده برای والیبال ایران
ورزش چگونه عضلات پیر را سالم نگه میدارد؟
پرداخت تسهیلات به فعالان حوزه گردشگری در هرمزگان