فرهنگی و هنری
پیراهن آستین کوتاهم را پوشیده بودم و رفته بودم به مهمانی. این پیراهن آبی، یکی از لباسهای پلوخوریام بود. توی مهمانی آستین عرق گیرم از زیر آستین پیراهنم زده بود بیرون و من خبر نداشتم. یکی از مهمانان گفت:« فلانی، امشب حسابی تیپ زدهایها.»
من نفهمیدم آن مهمان متلک پرانده است یا واقعاً تصور کرده من پیراهن مدل جدید پوشیدهام. علتش ماجرای دیگری است که الآن به عرضتان میرسانم:
چند روز پیش، رفته بودم به اداره که مواجب بگیرم. ماشین قراضهام را زیر سایهی درختی پارک کردم، در آینهی ماشین سر و رویم را وارسی کردم و پیاده شدم. همان پیراهن یاد شده را به تن داشتم. این دفعه عرق گیر رکابی پوشیده بودم که آستینش از زیر آستین پیراهنم بیرون نزند. سینهام را جلو داده بودم و سرم را بالا گرفته بودم و داشتم میرفتم به طرف بانک. از روبرو چند نفر آمدند و با بیاعتنایی از کنارم گذشتند. راه زیادی را طی کرده بودم که حس کردم پشت سرم چیزی روی زمین کشیده میشود. دست بردم به نواحی جنوبی و دیدم این دفعه هم حسابی تیپ زدهام.
مادرم رو بالشی کهنهای را از وسط پاره کرده بود و به من داده بود که هنگام رانندگی، روی صندلی ماشین بیندازم تا پشتم عرق نکند. این دفعه این پارچه کهنهی ریش ریش، گیر کرده بود به یکی از دکمههای عقب شلوارم و مرا تا بانک همراهی میکرد.
اول تعجب کردم از این که مردم تعجب نکردهاند، بعد دیدم که حق دارند. لابد فکر کردهاند این هم یک نوع مدل جدید است و با خودشان گفتهاند اگر تذکر بدهیم شاید اُمل و عقب مانده به حساب بیاییم.
پارچهی کهنه را از پشتم باز کردم و با آن عرقم را خشک کردم که معلوم نبود از گرماست یا خجالت و یا هر دو.
جدیدترین اخبار
خانواده مهدوی و تمدن نوین اسلامی
دستگیری شرور مسلح با ۵ فقره قتل با سلاح جنگی در هرمزگان
پنجمین اجلاس ملی مهدویت و انقلاب اسلامی برگزار شد
خرید ماهی به اقلام سبد کالا برگ در بندرعباس اضافه شد
تن ماهی بندرعباس، چراغ راه صنایع دریایی کشور
وحدت گورزانگ در مکان پنجم ایستاد
ششدانگ عرصه و اعیان
فولاد هرمزگان نیم فصل دوم را با شکست شروع کرد
دو هرمزگانی در لیست ۲۵ نفره قرار گرفتند
ششدانگ عرصه و اعیان
دختران شاهد بندرعباس بر سکوی قهرمانی ایستاد
صورتجلسه مجمع عمومی عادی
لب قند؛ من گوسالهام نشر (مثلث)
آگهی مناقصه عمومی
جهت تشکیل مجمع عمومی فوق العاده