فرهنگی و هنری
ترافیک دیروز غیر طبیعی بود. یک ساعت بود که تاکسیمان از جایش تکان نخورده بود. کلافه شده بودم. همه کلافه شده بودند. بوقها فایدهای نداشت، ماشینی حرکت نمیکرد، فقط اعصاب را بیشتر و بیشتر خرد میکرد.
مردی که پیاده از لابهلای ماشینها میآمد با صدای بلند گفت:« بی خودی بوق نزنید، راه بستهست.» رانندهی ماشین بغلیمان پرسید «چرا؟» مرد گفت «سر چهارراه یکی از بالای ساختمون میخواد خودش رو بندازه پایین. کلی ماشین آتش نشانی و آمبولانس اومدهن. پلیس هم راه رو بسته.» زنی که جلو نشسته بود پرسید «پیره یا جوون؟» مرد گفت «مثل این که جوونه.» راننده گفت:«ببین چطور مردم رو اسیر کردهها.»
مردی که عقب کنارم نشسته بود گفت «کسی که میخواد خودش رو بندازه پایین که از این بازیها در نمیآره. میندازه و خلاص.»
راننده گفت «این کارها همهش برای جلب توجهه.» زن گفت «یعنی چهش شده که شب عیدی میخواد خودش رو بکشه؟» راننده گفت «هیچی... همهش اداست.» مردی که کنار من بود گفت «اگه میخواد خودش رو بندازه پایین کاش زودتر بندازه خیابون باز شه. هزار تا کار داریم.» همان موقع ماشینها آرام آرام شروع به حرکت کردند و خیابان باز شد.
سروش صحت(تاکسی نوشت)
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
خانواده مهدوی و تمدن نوین اسلامی
دستگیری شرور مسلح با ۵ فقره قتل با سلاح جنگی در هرمزگان
پنجمین اجلاس ملی مهدویت و انقلاب اسلامی برگزار شد
خرید ماهی به اقلام سبد کالا برگ در بندرعباس اضافه شد
تن ماهی بندرعباس، چراغ راه صنایع دریایی کشور
وحدت گورزانگ در مکان پنجم ایستاد
ششدانگ عرصه و اعیان
فولاد هرمزگان نیم فصل دوم را با شکست شروع کرد
دو هرمزگانی در لیست ۲۵ نفره قرار گرفتند
ششدانگ عرصه و اعیان
دختران شاهد بندرعباس بر سکوی قهرمانی ایستاد
صورتجلسه مجمع عمومی عادی
لب قند؛ من گوسالهام نشر (مثلث)
آگهی مناقصه عمومی
جهت تشکیل مجمع عمومی فوق العاده