فرهنگی و هنری
آمبولانسی آژیرکشان از خیابانی شلوغ می گذشت. اتومبیل ها از دو طرف کنار می رفتند و کوچه باز می کردند تا آمبولانس راحت تر بتواند عبور ک
رانندهای با خودش گفت: "بیچاره بیماری که توی این آمبولانس است. تا به بیمارستان برسد، هفت کفن پوسانده است."
عابری پیش خود مجسم کرد که بیمار، تاقباز روی تختی در آمبولانس دراز کشیده و یک نفر " سِرُم" را بالای سرش نگه داشته است.
مغازه داری از این که خودش از نعمت سلامتی برخوردار است، غرق شعف و شادی شد و دلش برای بیمار توی آمبولانس سوخت.
پیرزنی به پیرزنی دیگر گفت:" خدا شفایش بدهد. خدا به بستگانش رحم کند."
آمبولانس همچنان آژیر میکشید و چراغی روی سقفش میچرخید و ماشینها، همچنان از دو طرف آن کنار میکشیدند.
مردی که توی آمبولانس نشسته بود با تلفن همراه، شمارهای گرفت. تلفن همراه رانندهی آمبولانس به صدا در آمد:
- چیه، چه خبر شده؟ - یک خرده تندتر برو، کباب دارد سرد می شود، ممکن است از دهن بیفتد.
جدیدترین اخبار
خانواده مهدوی و تمدن نوین اسلامی
دستگیری شرور مسلح با ۵ فقره قتل با سلاح جنگی در هرمزگان
پنجمین اجلاس ملی مهدویت و انقلاب اسلامی برگزار شد
خرید ماهی به اقلام سبد کالا برگ در بندرعباس اضافه شد
تن ماهی بندرعباس، چراغ راه صنایع دریایی کشور
وحدت گورزانگ در مکان پنجم ایستاد
ششدانگ عرصه و اعیان
فولاد هرمزگان نیم فصل دوم را با شکست شروع کرد
دو هرمزگانی در لیست ۲۵ نفره قرار گرفتند
ششدانگ عرصه و اعیان
دختران شاهد بندرعباس بر سکوی قهرمانی ایستاد
صورتجلسه مجمع عمومی عادی
لب قند؛ من گوسالهام نشر (مثلث)
آگهی مناقصه عمومی
جهت تشکیل مجمع عمومی فوق العاده