فرهنگی و هنری
آمبولانسی آژیرکشان از خیابانی شلوغ می گذشت. اتومبیل ها از دو طرف کنار می رفتند و کوچه باز می کردند تا آمبولانس راحت تر بتواند عبور ک
رانندهای با خودش گفت: "بیچاره بیماری که توی این آمبولانس است. تا به بیمارستان برسد، هفت کفن پوسانده است."
عابری پیش خود مجسم کرد که بیمار، تاقباز روی تختی در آمبولانس دراز کشیده و یک نفر " سِرُم" را بالای سرش نگه داشته است.
مغازه داری از این که خودش از نعمت سلامتی برخوردار است، غرق شعف و شادی شد و دلش برای بیمار توی آمبولانس سوخت.
پیرزنی به پیرزنی دیگر گفت:" خدا شفایش بدهد. خدا به بستگانش رحم کند."
آمبولانس همچنان آژیر میکشید و چراغی روی سقفش میچرخید و ماشینها، همچنان از دو طرف آن کنار میکشیدند.
مردی که توی آمبولانس نشسته بود با تلفن همراه، شمارهای گرفت. تلفن همراه رانندهی آمبولانس به صدا در آمد:
- چیه، چه خبر شده؟ - یک خرده تندتر برو، کباب دارد سرد می شود، ممکن است از دهن بیفتد.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
ثبت ملی «مُغ و مُشتا»؛ گامی برای معرفی فرهنگ نخلمحور میناب
برگزاری آزمون دستیاری پزشکی در هرمزگان
کبدی و والیبال ایران حریفان خود در بازیهای آسیایی را شناختند
به نظر میرسد ایران آماده توافق نیست!
خسارت ۲۲۰ میلیارد تومانی به انبارهای تعاون روستایی هرمزگان
پرداخت ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول کارت «امید مهر»
تصادف با شتر، جان ۴ نفر را در شرق هرمزگان گرفت
پایان کار نمایندگان ایران در تفنگ سه وضعیت بانوان
واترپلو ایران رقبای خود در ناگویا را شناخت
اخراج کارمندان بخش هوش مصنوعی عمومی آمازون
دستگیری سه شکارچی متخلف در بندرعباس
حمله دشمن آمریکایی به شناورهای امداد و نجات در هرمزگان
حریفان تیم فوتبال امید در بازی های آسیایی مشخص شدند
حریفان هندبال ایران در بازیهای آسیایی اعلام شدند
محورهای رایزنی میان لاوروف و روبیو