فرهنگی و هنری
بهر امتحان ای دل گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی
«احتمالا شیخ بهایی»
بهر امتحان: روز امتحان، در جلسهی امتحان
گر طلب کنی: اگر توقیف کنی
جان: کنایه از رقعه تقلب، یادداشت خلاصه الکتاب گزیده الجزوات!
زیر « را» جان ممتحن و غیر ممتحن به آن بسته است.
مصرع دوم ابهام دارد:
۱- فوراً تسلیم میشوم و یادداشتم را تقدیم میکنم تا مراقب خجالت بکشد و گزارش نکند.
۲- چنان رندانه پنهان میکنم و دست خالی ام را نشان میدهم که مراقب از طلب آن شرمنده شود!
مفهوم کلی: از زبان یک دانش آموز متوسل به تقلب یا یک دانشجوی دانشگاه مازاد!( نه آزاد، نه دولتی) بیان میشود [به نظر نگارنده که دستی در این کارها دارد دانشآموز یا کاندیدا! نباید به خاطر چند نمرهی ناقابل خطر کند چرا که در ترم تابستانی که در حکم سیم بُکسل و طناب نجات میان دورهای! است، چه بسا بتواند نمرهی قبولی بگیرد]!
«بچه مرند»
جدیدترین اخبار
پاسخ به اقدام نظامی آمریکا بیسابقه خواهد بود
ترکیه: ثبات ایران برای امنیت منطقه حیاتی است
اظهارات صدراعظم آلمان علیه ایران
برد پر گل تیم ملی فوتسال ایران مقابل مالزی
زمین لرزه ۴.۱ ریشتری حوالی بندر مقام هرمزگان
صدرنشینی شباب الاهلی با پاس گل سعید عزتاللهی
هرمزگان قلب تپنده اقتصاد دریایی ایران است
مقام امنیتی هند با لاریجانی دیدار کرد
نامزدهای جشنواره شعر فجر معرفی شدند
سپاهان و گل گهر به تساوی رضایت دادند
افزایش جدید قیمت خودرو قانونی نیست
اینترنت به حالت عادی بازگشت
گفتگوی وزرای خارجه ایران و عربستان درباره تحولات منطقه
ایران آماده گفتوگو بر اساس احترام و منافع متقابل است
اولویت ما دفاع از ایران است