فرهنگی و هنری
جلو مرد میانسالی نشسته بود و آفتاب توی صورتش افتاده بود و چشمش را میزد. مرد سایهبان تاکسی را کشید پایین. آینهی کوچکی با کش به سایهبان بسته شده بود.
مرد آینه را که دید صورتش را جلو برد و دقیقتر به خودش نگاه کرد. جوری نگاه میکرد که انگار صاحب این چهره را پیش از این ندیده. راننده پرسید «چیزی شده؟» مرد گفت «من همین چند وقت پیش هفده سالم بود، یه دفعه نفهمیدم کی چهل و دو سالم شد... مگه بعد هفده هجده نیست؟» زنی که عقب نشسته بود گفت « باز خوبه شما چهل و دو سالت شده. من یه دفعه ۵۶ سالم شد...» مرد پرسید «آخه یعنی چی؟... چی کار باید کرد؟» زن گفت« من خیلی فکر کردم چی کار باید کرد، ولی عقلم به جایی نرسید.» راننده گفت «من ۲۲ سالم بود که نشستم پشت فرمون...الان شصت و هفت سالمه و هنوز پشت فرمونم...همینه.» مردی که جلو نشسته بود گفت «ولی من میخوام بقیهی زندگیمرو بفهمم چهجوری میگذره... به درک که میگذره، ولی اقلاً بفهمم چهجوری میگذره.» راننده گفت «نمیشه، نمیفهمی.» بعد کمی فکر کرد و گفت «شاید هم بتونی بفهمی.» بعد دوباره گفت «نه، نمیفهمی.»
جدیدترین اخبار
پاسخ به اقدام نظامی آمریکا بیسابقه خواهد بود
ترکیه: ثبات ایران برای امنیت منطقه حیاتی است
اظهارات صدراعظم آلمان علیه ایران
برد پر گل تیم ملی فوتسال ایران مقابل مالزی
زمین لرزه ۴.۱ ریشتری حوالی بندر مقام هرمزگان
صدرنشینی شباب الاهلی با پاس گل سعید عزتاللهی
هرمزگان قلب تپنده اقتصاد دریایی ایران است
مقام امنیتی هند با لاریجانی دیدار کرد
نامزدهای جشنواره شعر فجر معرفی شدند
سپاهان و گل گهر به تساوی رضایت دادند
افزایش جدید قیمت خودرو قانونی نیست
اینترنت به حالت عادی بازگشت
گفتگوی وزرای خارجه ایران و عربستان درباره تحولات منطقه
ایران آماده گفتوگو بر اساس احترام و منافع متقابل است
اولویت ما دفاع از ایران است