07

فروردین

1404


اجتماعی

04 مرداد 1391 09:26 0 کامنت

صبح ساحل، اجتماعی _  پرده اول: دچار ناراحتی جسمی شده ای وبه نظر می رسد برای اینکه مشکل جدی تر نشود باید به پزشک متخصص مراجعه کنی. بعداز اینکه برنامه کاری وخانوادگی را هماهنگ می کنی، یک بعدازظهر پس ازاینکه تلفنی نتوانسته ای نوبت ویزیت دریافت کنی علی رغم ترافیک وگرما و  شرجی تابستانی به مطب یکی از متخصصان مراجعه وبا ازدحام جمعیت مثال زدنی مواجه می شوی ازآنجاکه قرار است با برنامه ریزی زندگی را پیش ببری وبه عنوان کسی که همزمان می خواهد هم به کارش برسدو هم به زندگی نمی خواهی ساعتها درصف انتظار به سر ببری. از اینرو از منشی محترم خواهش می کنی که«لطفا روز و ساعتی را به من وقت بدهید که می دانید می توانم بدون معطلی توسط دکتر ویزیت شوم» او دفترش را نگاه می کند و برای 3 روز آینده اسم شما رابه عنوان اولین بیمار یادداشت می کند. دراین 3 روز مدام به خودت یادآوری می کنی که برای روزی که وقت دکتر داری برنامه دیگری نگذاشته باشی که مبادا با تاخیر به مطب دکتر برسی. سرانجام روز موعود فرا می رسد ودرست هنگامی که آفتاب تنها اندکی از نیمه آسمان تابستانی شهر متمایل شد به راه می افتی، اتفاقا ساعت خلوتی است و تنها به دلیل تغییر مهندسی ترافیک و بستن یکی از دوربرگردان های سرراه کمی مسیرت طولانی تر می شود. اما نه آنقدر که با تاخیر برسی، خوشبختانه مسیرها آزاد است و اندکی بر پدال گاز ماشین بیشتر فشار می آوری.همه چیز به جز گرمای مردادماه خوب است وهنوز ساعت شلوغی آغاز نشده برای پارک کردن هم مشکلی پیش نمی آید.

 

با لحاظ اینکه پزشک نهایتا یک نفر را زودتر از تو به  دلیل موارد غیر قابل پیش بینی وغیر منتظره بپذیرد حداکثر زمان  لازم برای اینکه ویزیت دکتر تمام شود و از مطب بیرون بیایی را 40 دقیقه تخمین زده ای و اتفاقا نیم ساعت بعداز آن هم برای یک ملاقات کاری وعده داده ای. خوشحال ازاینکه به موقع رسیده ای  ومی توانی به کارهای شخصی وشغلی هر دوبرسی قدم در پله های ساختمان پزشک تخصص می گذاری. بعداز طی پله ها به مطب رسیده ای و منشی محترم را روبروی خود می بینی نامت را می پرسد مانند روز اول، در کمال تعجب به جای اینکه در دفتر زیر دستش نام افراد نوبت گرفته را ببینی، متوجه می شوی که در دفتر صفحه جدیدی باز شده که به ترتیب ورود اسامی مراجعین را می نویسد و ظاهرا کسانی قبل از ساعت اعلام شده به شما  وارد شده و اسم شما پس از همه آنها قرار می گیرد. با لحنی که به منشی بر نخورد می گویی«ببخشید مگر شما اسم مرا به عنوان اولین بیمار برای امروزننوشته بودید» که با تندی بدون اینکه هیچ اعتنایی به نوبت از قبل گرفته شده شما کند می گوید «مگر نمی بینید جلوتر از شما هستند شما نفر دهم هستید،یعنی ده نفر جلوتر از شما  خیلی زیاده؟ تازه دکتر هنوز تشریف نیاورده  اند.» متوجه می شوی که آن همه خوش بینی به روز شانس چندان به جا نبوده وتازه دکتر هیچ دلیلی هم برای اینکه به مطب ومراجعین اعلام کنند که به دلیلی با تاخیر خواهند ‌آمد ندارند...

این قصه سالیانی است که تکرار می شود و شاید طرح انتقادی از نوع فعلی چندان هم عادی به نظر نیاید اما وقت آن رسیده که به این مقوله جدی تر پرداخت شد.

نمی دانم  پزشکان متخصص کی قرار است  بدانند که وقت بسیاری از بیماران مانند ایشان بسیار ارزشمند است و صرف احتیاج داشتن به ویزیت پزشک نمی تواند یک رابطه  نابرابر را شکل دهد.

پرده دوم

برای گرفتن نتیجه آزمایش کودکتان به آزمایشگاه محترم مراجعه می کنید. 2 روز پیش نمونه را تحویل داده جواب نمونه را قرار بوده امروز بعدازظهر دریافت کنید.کارشناس آزمایشگاه قبض شمارا در دست دارد وبه دنبال جوابها می گردد اما اعلام می کندنمونه شما ارایه نشده وبعداز اینکه با جدیت و ارایه شواهدی اثبات می کنید که من این نمونه را در ساعت فلان به آزمایشگاه  تحویل داده ودر جایگاه مخصوص گذاشته ام ، خانم محترم قانع نشده ومی گوید خانم خب ظاهرا نمونه شما گم شده لطفا با ردیگر نمونه بچه را به آزمایشگاه تحویل دهید.

شما که نمی توانید برگه ی دفترچه بیمه مصرف شده را به آزمایشگاه دیگر ببرید، زمان را هم نمی توانید به عقب برگردانید چاره ای جزانجام پیشنهاد ارایه شده ندارید.از آنجاکه کودک شما نسبت به عفونت ها حساس است و گرفتن مجدد نمونه هم از یک بچه دردسرهای خاصی دارد  ترجیح می دهید برای رعایت مسایل بهداشتی هم که شده درخانه  این کار را انجام دهید. روز دیگر مراجعه می کنید و نمونه را تحویل می دهید بازهم باید 24 ساعت برای دریافت نتیجه صبر کنید.  روز بعد برای دریافت نتیجه به آزمایشگاه مراجعه می کنید قبض را به متصدی آزمایشگاه سپرده ومنتظر می مانید تا نام شما خوانده شود بعداز حدود 10 دقیقه که هیچ نامی از شما برده نمی شود به متصدی مراجعه وبه او یادآوری می کنید منتظر دریافت نتیجه هستید پاسخ نداده وبه پرس وجو ازهمکاران می پردازد اما هیچ نشانی از ثبت نتیجه آزمایش درسیستم آزمایشگاه وجود ندارد. متصدی به شما می گوید«خانم شما نمونه تحویل داده اید؟» شما سعی دارید اعصاب خود راکنترل کنید پس به ظاهر خونسرد می گویید« بله مطمئن هستم». بار دیگر جستجو می کند این بار می گوید «شما احتمالا دیروز نمونه راتحویل داده اید وتا فردا جواب آماده نمی شود .» نمی دانید این بار چگونه اعصاب خودرا کنترل کنید کمی با جدیت بیشتر اما هنوز خونسرد می گویید «خانم محترم من دیروز اصلا درشهر دیگری بودم چرا مسئولیت کارتان را نمی پذیرید.»

متصدی که همچنان نمی خواهد هیچگونه خللی در کارش واردشود اصرار داردکه  شما حتما  نمونه را دیروز تحویل داده اید و امروز زود است که برای جواب مراجعه کرده اید. این اصرار و آن انکار ادامه می یابد ودرنهایت متصدی می گوید:خب دوباره آزمایش را تکرار کنید!

 

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

مرحله دوم فروش بلیت قطار از امروز آغاز می‌شود