09

بهمن

1404


اجتماعی

19 آذر 1404 08:50 0 کامنت

افزایش تعداد مادران سرپرست خانوار

گزارش‌های ملی نشان می‌دهد که در دهه‌‌های اخیر، تعداد خانواده‌هایی با سرپرستی زنان به ‌ویژه مادران دارای فرزند خردسال رشدی پیوسته داشته است. این رشد معلول عوامل گوناگون است: طلاق، فوت همسر، مهاجرت مردان برای کار، ترک خانواده، اعتیاد، زندانی شدن و حتی انتخاب آگاهانه زنان برای اداره مستقل زندگی خود. اما آنچه کمتر دیده می‌شود، معنای اجتماعی این افزایش است. با بزرگ‌تر شدن این جمعیت، سیاست‌گذار دیگر نمی‌تواند آنها را استثناء بداند. آنها بخشی ثابت و پایدار از ساختار خانواده امروزند.افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار تنها یک آمار نیست، بلکه گواه تغییری بزرگ در سبک روزمرگی جامعه است. وقتی مادر تک ‌سرپرست می‌شود، معنای مسئولیت در زندگی او چند برابر می‌شود درحالی‌که امکانات حمایتی جامعه تقریبا ثابت یا حتی کمتر شده است. از این‌رو، رشد جمعیت زنان سرپرست خانوار نه فقط مسئله‌ای اجتماعی، بلکه نشانه‌ای از یک تنهایی ساختاری است تنهایی‌ای که از دل فقدان حمایت‌های نهادی و فرهنگی تولید می‌شود.

فشار مضاعف: عاطفی، مالی و زمانی

تجربه زیسته مادران تک ‌سرپرست تحت سه محور عمده قابل فهم است: عاطفه، اقتصاد و زمان. این سه فشار، همچون سه حلقه درهم‌تنیده، زندگی روانی مادر را شکل می‌دهد. مادر تک‌سرپرست باید دو نقش را همزمان ایفا کند: نقش مراقبتی (که معمولا با اوست) و نقش حمایتی-قدرت‌بخش که در فرهنگ سنتی به پدر نسبت داده می‌شود. او باید هم حامی امن باشد، هم نظم‌دهنده، هم مراقب هیجانی و هم تصمیم‌گیر اساسی. او نمی‌تواند با شریک زندگی خود گفتگو کند، نمی‌تواند بار نگرانی‌ها را تقسیم کند و نمی‌تواند خستگی‌اش را با کسی شریک شود. در لحظه‌ای که کودک به حمایت نیاز دارد، کسی نیست که به مادر بگوید تو هم حق داری خسته باشی. این بار عاطفی تکثیر شده یکی از عوامل اصلی فرسودگی روانی است. مادر تک‌سرپرست نه تنها باید تاب بیاورد، بلکه باید در دسترس هیجانی نیز باشد آن هم در شرایطی که خودش بیش از همه نیاز به تکیه‌گاه دارد. در خانواده‌های معمولی، درآمد و مدیریت مالی بر دوش دو نفر تقسیم می‌شود. اما در خانواده تک ‌سرپرست، مادر تنها منبع درآمد، تنها تصمیم‌گیر هزینه‌ها و تنها مدیریت‌کننده بحران‌هاست. اگر شغلش را از دست بدهد، اگر بیمار شود، اگر هزینه مدرسه افزایش یابد، اگر تورم بالا رود هیچ ضربه‌گیری بین او و بحران وجود ندارد. این فشار اقتصادی مستقیما وارد بدن می‌شود: افزایش کورتیزول، کیفیت پایین خواب، مصرف بالای انرژی ذهنی، اختلال در تمرکز و حتی افزایش ریسک افسردگی و فرسودگی. در روانشناسی، "زمانی برای خود داشتن" یکی از عوامل مهم سلامت روان و بازسازی هیجانی است. اما برای مادران تک‌سرپرست، زمان شخصی چیزی شبیه افسانه است. کار، خانه، خرید، مراقبت از کودک، کمک درسی، امور درمانی، وظایف اداری و هزاران کار کوچک و بزرگ دیگر باعث می‌شود که زمان در زندگی آنها هیچ گره آزادی نداشته باشد. این کمبود زمان، فشار روانی را تشدید کرده و حتی کیفیت رابطه مادر-فرزند را در درازمدت تحت تاثیر قرار می دهد.

قدرت ادامه دادن در بحران

تاب‌آوری در روانشناسی به معنای بازگشت‌پذیری در برابر سختی نیست بلکه توانایی ادامه دادن زندگی با وجود فشارهای پایدار است. تاب‌آوری مادران تک‌ سرپرست، یک پدیده فردی صرف نیست یک سازه اجتماعی-روانی است. یعنی محیط، فرهنگ، امکانات و سیاست‌ها در ساختن یا فرسودن آن نقش تعیین‌کننده دارند. اما چه عواملی تاب‌آوری مادران تنها را تقویت می‌کند؟عواملی مانند شبکه‌های اجتماعی حمایتگر نه شبکه‌های مجازی، بلکه شبکه‌های واقعی: خواهر، مادر، همسایه، دوست و همکار می‌تواند موثر باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد زنان تک‌سرپرست با دسترسی به شبکه‌های اجتماعی حمایتی، سطح فرسودگی بسیار کمتری را تجربه می‌کنند. از طرفی حمایت‌های اقتصادی پایدار مانند کمک‌هزینه‌ها، بیمه‌های درمانی، دسترسی به فرصت‌های شغلی پایدار و امکان استفاده از مهدکودک ارزان قیمت یا رایگان عامل مهمی در کمک به افزایش سطح تاب‌آوری مادران تک سرپرست است. باید در نظر داشت احترام اجتماعی و کاهش انگ‌زنی یاری‌بخش است. بخش بزرگی از رنج مادران تنها، رنج «قضاوت شدن» است. جامعه‌ای که زنان تنها را سرزنش می‌کند، در واقع تاب‌آوری آنها را تخریب می‌کند. گام بعدی آگاهی روانشناختی و دسترسی به خدمات سلامت روان می‌باشد. تاب‌آوری نیازمند مهارت‌های تنظیم هیجان، مدیریت استرس، حل مسئله، برنامه‌ریزی و کنترل ادراکات منفی است. وقتی خدمات سلامت روان در دسترس نباشد، تاب‌آوری فرسایشی می‌شود. وجود محیط‌های امن برای کودک هم مهم است. اگر کودک امکان شرکت در برنامه‌های حمایتی، فرهنگی یا مشاوره‌ای داشته باشد، بخش مهمی از فشار از مادر برداشته می‌شود. تاب‌آوری مادران تک‌سرپرست نه یک توانایی مادرزادی، نه نتیجه «زن خوب بودن» و نه نشانه «قهرمان بودن» است. تاب‌آوری محصول عدالت اجتماعی است.

مشکلی که شخصی نیست

تنهایی مادر تک‌سرپرست، یک امر روانشناختی فردی نیست؛ بلکه یک فرآیند اجتماعی است که از این منابع ساخته می‌شود: نبود بیمه‌های کارآمد، نبود مهدکودک قابل دسترس، نبود امکان ارتقای شغلی، نبود ساعات کاری سازگار با شرایط مادری، نبود نگاه مثبت فرهنگی، نبود سیاست‌های توانمندسازی، نبود حمایت از کودکان و نبود قوانین حمایتی در کارکنان دولتی و خصوصی اینها دلایلی می‌شوند که مادر تک‌سرپرست، خود را تنها حس کند حتی اگر اطرافش شلوغ باشد. تنهایی او حاصل فقدان یک سیستم حمایتی است، نه فقدان توانایی فردی. در روانشناسی اجتماعی، این وضعیت را «تنهایی ساختاری» می‌نامند: شکافی که میان ظرفیت‌های فرد و امکانات محیط ایجاد می‌شود. در چنین شرایطی، تاب‌آوری هرچقدر هم قوی باشد، یک روز فرسوده می‌شود. چون تاب‌آوری بدون حمایت اجتماعی، تبدیل به «تاب‌آوری استثماری» می‌شود؛ یعنی جامعه از توان روانی مادران تغذیه می‌کند، بدون اینکه به آنها سوخت تازه بدهد.

پیامدهای اجتماعی بی‌توجهی به زنان سرپرست

نادیده گرفتن مادران تک‌سرپرست، هزینه‌ای سنگین برای آینده جامعه دارد. این هزینه‌ها اغلب پنهان است و در سال‌های بعد خود را نشان می‌دهد. کودکی که والد خود را تحت فشار روانی مستمر می‌بیند، ناامن‌تر بزرگ می‌شود. اضطراب جدایی، ترس از رهاشدگی، احساس گناه، مشکلات تحصیلی و کاهش اعتماد به‌ نفس از پیامدهای احتمالی این فشار است. اگر این زنان بدون حمایت رها شوند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب، فرسودگی عاطفی و مشکلات جسمانی مثل سردرد، فشار خون بالا و اختلالات خواب قرار می‌گیرند. فرسودگی روانی مادران، در بلندمدت، هزینه‌ای سنگین بر سیستم سلامت تحمیل می‌کند. کاهش درآمد، نبود فرصت شغلی بهتر و فشارهای مراقبتی، مانع پیشرفت اقتصادی مادر می‌شود. این وضعیت می‌تواند کودکان را در ریسک فقر پایدار قرار دهد. مادران تک‌سرپرست، به دلیل کمبود زمان و انرژی، کمتر می‌توانند در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت کنند. این مسئله سرمایه اجتماعی جامعه را کاهش می‌دهد. وقتی زنان زحمت‌کش و پرتلاشِ تک‌سرپرست دیده نمی‌شوند، جامعه احساس نابرابری بیشتری تجربه می‌کند.

روز زن فرصتی است برای دیدن زنانی که معمولا در حاشیه روایت‌ها می‌مانند: مادران تنها. زنانی که نه به‌دلیل ضعف، بلکه در اثر ساختارهای حمایتی ناکارآمد، بار کامل یک خانواده را به‌تنهایی حمل می‌کنند. تجربه آنان ترکیبی از فشارهای عاطفی، مالی و زمانی است؛ فشاری که با وجود تاب‌آوری قابل‌تحسینشان، نباید بدیهی یا «وظیفه طبیعی» تلقی شود.تاب‌آوری این زنان یک توانایی فردی صرف نیست؛ محصول شبکه‌های حمایتی، سیاست‌های رفاهی، نگاه اجتماعی و امکان دسترسی به خدمات سلامت روان است. هرچقدر این زیرساخت‌ها ضعیف‌تر باشند، تاب‌آوری بیشتر به فرسودگی نزدیک می‌شود و تنهایی آنان «تنهایی ساختاری» خواهد بود، نه یک مسئله شخصی. نادیده گرفتن مادران تک‌سرپرست، نادیده گرفتن آینده کودکان، سلامت روان جامعه و عدالت اجتماعی است. بهترین شکل بزرگداشت روز زن، نه مراسم نمادین، بلکه بازنگری در سیاست‌ها و روایت‌هاست: ایجاد حمایت‌های اقتصادی پایدار، مهدکودک قابل‌دسترس، خدمات روان‌شناختی، فرصت‌های شغلی منصفانه و فرهنگی که این زنان را قضاوت نمی‌کند. مادران تنها قهرمان نیستند و نباید مجبور باشند که نقش قهرمان را بازی کنند آنها شهروندانی‌اند که حق دارند در یک جامعه امن، محترم و قابل‌زیستن زندگی کنند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سکه ۲۰۲ میلیون تومان؛ طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسید