09

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

23 آذر 1404 08:48 0 کامنت

فیلمبردار که فیلمنامه را خوانده و کاملاً به آن اشراف دارد، باید در مورد شیوه فیلمبرداری پلان‌های ذکر شده، نظر مشاوره ای خود را به کارگردان بدهد. سوال‌هایی در ذهن فیلمبردار ایجاد شده است نظیر: دوربین روی دست باشد یا روی سه پایه؟ با نور سایه‌های منظم ایجاد کنم و یا کمی از نظم خارجش کنم؟ زاویه دوربین روبرو باشد یا از کنار؟ داچ انگل(کج) باشد؟ از فورگراند استفاده کنم؟ چه لنزی مناسب این صحنه است؟

او باید نظر کارشناسی خودش را به کارگردان به عنوان مهم‌ترین مشاور فیلم به هنگام فیلمبرداری عرضه کند.

این سکانس‌ها کجای فیلم قرار دارند؟ گره فیلم در چه مسیری سیر می‌کند؟ میزان تنش و درگیری شخصیت اصلی به چه میزان است؟ ریتم این پلان‌ها از چه ضرب آهنگی برخوردار باشد؟ چه تمپویی به پلان بدهم؟

برای پاسخ دادن به این سوال‌ها از ریتم به‌عنوان یکی از مهمترین عوامل موثر در تصویر شروع می‌کنیم.

ریتم

ریتم در عالم سینما، صرفاً یک ابزار بصری نیست؛ بلکه زبان حرکتی فیلم است. این جریان سیال و پویا، مخاطب را با خود همراه ساخته و تجربه‌ای عمیق از جنس احساس و معنا خلق می‌کند و به این دلیل است که می‌توان آن را نبض تصویر نامید.

تعریف ریتم

تکرار منظم یک الگو در طول زمان. این مفهوم بنیادین نه تنها در هنرهای زمان‌مند مانند موسیقی و شعر وجود دارد، بلکه در خود حیات نیز جاری است (مانند ریتم تنفس یا ضربان قلب). در واقع، ریتم به هر گونه حرکت، نظم و جریان می‌بخشد.

ریتم بصری: هدایت چشم و خلق حرکت

در تصویرسازی و هنر بصری، ریتم به عنصری بسیار حیاتی تبدیل می‌شود. وظیفه اصلی ریتم در این حوزه، هدایت ماهرانه حرکت چشم بیننده در سطح تصویر است.

این حس ریتمیک از طریق تکرار منظم عناصر زیر به دست می‌آید:

(مربع،مثلث،دایره) اشکال و فرم‌ها

اشکال هندسی ساده و تکراری می‌تواند یک حس سادگی و نظم رو ایجاد کند و ریتم سریعی به وجود بیاورد. یا در فیلم‌های وحشت، استفاده از اشکال نامنظم و شکسته می‌تواند حس اضطراب و ناامنی را القا کنه و ریتم تندتری داشته باشد.

خطوط (مثلاً تکرار ستون‌های یک ساختمان)

خطوط صاف و موازی می‌توانند ریتم منظم و آرامی ایجاد کنند، مثل خطوط راه‌آهن. خطوط منحنی می توانند ریتم نرم و سیالی داشته باشند، مثل پیچ‌وخم‌های یک رودخانه. و خطوط شکسته و زاویه‌دار می‌توانند ریتم تند و پرهیجانی ایجاد کنند، مثل خطوط یک صخره.

رنگ‌ها

تکرار رنگ‌ها می‌تواند به ایجاد ریتم مشخصی کمک کند. مثلاً، استفاده از یک تناوب رنگی منظم، مثل تکرار رنگ‌های سرد و گرم به صورت متوالی، می‌تواند یک ریتم بصری آرامش‌بخش و قابل پیش‌بینی ایجاد کند. یا استفاده از رنگ‌های متضاد به صورت ناگهانی، می‌تونه ریتم تندتر و هیجان‌انگیزتری را به وجود بیاورد.

بافت‌ها

تکرار بافت‌های زبر و خشن می‌تواند ریتم تند و پرانرژی‌ای ایجاد کند، مثل بافت سنگ‌های تیز. در مقابل، تکرار بافت‌های نرم و صاف، مثل بافت پارچه‌های ابریشمی، می‌تواند یک ریتم آرامش‌بخش و یکنواخت ایجاد کند.

این تکرار الگومند، بدون وجود حرکت فیزیکی، حسی از پویایی و جریان را در تصویر به وجود می‌آورد و موجب می‌شود تا مخاطب حس کند تصویر زنده و فعال است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تعطیلی مدارس نوبت صبح برخی شهرستان‌های هرمزگان ۶ بهمن