09

بهمن

1404


سرویس بین الملل

27 آذر 1404 12:04 0 کامنت

استراتژی امنیت ملی جدید ترامپ چه معنایی دارد؟

تمرکز جدید بر آمریکای لاتین

نیمکره غربی به عنوان بالاترین اولویت آمریکا ارتقا یافته است، NSS می‌گوید که سیاست خارجی ایالات متحده عمدتاً بر مهار سه تهدید تمرکز خواهد کرد: مهاجرت انبوه، جرایم سازمان‌یافته و «تهاجم خصمانه خارجی». در طول چند هفته گذشته، کمپین دولت ترامپ علیه مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، توجه بین‌المللی و انتقادها را به خود جلب کرده است. NSS جدید روشن می‌کند که این یک انحراف نیست، این استراتژی نتیجه‌گیری ترامپ از دکترین مونرو را مطرح می‌کند که در آن آمریکا «برای بازگرداندن برتری خود در نیمکره غربی» تلاش خواهد کرد. این ایده، در اصل، یک ایده دفاعی است: تعامل رو به جلو به عنوان مانعی در برابر مهاجرت کنترل نشده و برای جلوگیری از «رقبای غیر نیمکره‌ای» (یعنی چین، روسیه و ایران) از تصاحب دارایی‌های حیاتی منطقه‌ای یا استقرار قابلیت‌هایی که می‌تواند سرزمین آمریکا را تهدید کند. آمریکای لاتین در درجه اول منطقه‌ای پر از خطرات و در درجه دوم منطقه‌ای پر از فرصت است.

رویکردی متفاوت نسبت‌ به آسیا

دولت ترامپ در طول دوره اول ریاست جمهوری خود، از ایده «رقابت قدرت‌های بزرگ» با چین در طیف وسیعی از حوزه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی و سازماندهی اتحادهای بزرگ در خدمت این هدف حمایت کرد. NSS جدید عمدتاً بر چین تمرکز نداشته و چین تا صفحه نوزدهم این سند ذکر نشده است. این کشور در درجه اول به عنوان یک رقیب اقتصادی در نظر گرفته شده است و بنابراین نیاز به ایجاد توازن مجدد در روابط اقتصادی دوجانبه، بالاتر از نگرانی‌ها در مورد نیات استراتژیک پکن، در اولویت قرار گرفته است. در این راستا، استراتژی امنیت ملی جدید به شدت بر پتانسیل اقتصادی منطقه تکیه دارد و بر برنامه‌هایی برای «متوازن‌سازی مجدد» روابط اقتصادی با چین و «بهبود روابط تجاری (و سایر)» با قدرت‌های منطقه‌ای مانند هند تأکید می‌کند، همچنین خواستار جلوگیری از تصرف تایوان توسط آن می‌باشد. این فرمول‌بندی، به نوبه خود، نشان می‌دهد که حوزه نفوذ چین، اگر خیلی گسترده نباشد، ممکن است در واشنگتن قابل قبول باشد. این قطعا برای پکن خوشایند و برای دیگران عمیقانگران‌کننده خواهد بود.

فراتر از اروپا فکر کردن

شاید قابل توجه‌ترین بخش NSS جدید، تصویر آن از اروپا به عنوان قاره‌ای در حال زوال نهایی باشد. این سند تصویری آخرالزمانی از رفاه و انسجام را ترسیم می‌کند که توسط سازمان‌های فراملی، مهاجرت بی‌قید و شرط و رانش فرهنگی تضعیف شده است. چنین انتقاداتی واقعا بجا هستند؛ اروپا مشکلات واقعی و جدی با افراط‌گرایی و جذب، و یک دولت اداری فراری دارد که قاره را بیش از حد تنظیم شده و از نظر دفاعی ضعیف کرده است. اما چارچوب NSS نشان می‌دهد که اروپا به سادگی نمی‌تواند شریک واقعی آمریکا باشد، چیزی که افرادی که ناتو را سنگ بنای امنیت جهانی می‌دانند، بدون شک آن را نگران‌کننده خواهند یافت.

جایگاه روسیه در سند

بحث در مورد روسیه در بهترین حالت، طفره‌آمیز است: این سند از توصیف تهدیدی که مسکو برای منافع آمریکا ایجاد می‌کند، خودداری می‌کند. در عوض، این فرمول عجیب را انتخاب می‌کند: «بسیاری از اروپایی‌ها روسیه را یک تهدید وجودی می‌دانند». در حالی که NSS سال 2017 ایران و کره شمالی را به عنوان تهدیدهای درجه دو برجسته کرده بود، NSS جدید اصلاً به کره شمالی اشاره نمی‌کند و خطر ناشی از ایران پس از عملیات «چکش نیمه‌شب» را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. در راهبرد امنیت ملی، روسیه از هرگونه انتقادی مبرا است و جالب اینجاست که این کشور به عنوان دشمن آمریکا تعریف نشده است. در عوض، اروپایی‌ها به دلیل فقدان تلاش‌های واقعی برای صلح در اوکراین و انتظارات «غیرواقع‌بینانه» که ظاهراً با آرزوی صلح مردم اروپا در تضاد است، مورد انتقاد قرار می‌گیرند و وقتی صحبت از جنگ روسیه علیه اوکراین می‌شود، NSS بر لزوم پایان دادن به خصومت‌ها در اسرع وقت تأکید می‌کند.

استراتژی خاورمیانه‌ای که با رویکرد ترامپ در تضاد است

ستاد امنیت ملی تأکید می‌کند که خاورمیانه دیگر اولویت استراتژیک اصلی ایالات متحده نیست. این سند می‌گوید ملاحظات گذشته که این منطقه را بسیار مهم می‌کرد - یعنی تولید انرژی و درگیری‌های گسترده - دیگر «معتبر» نیستند. این راهبرد می‌گوید با افزایش تولید انرژی آمریکا، «دلیل تاریخی آمریکا برای تمرکز بر خاورمیانه از بین خواهد رفت». در ادامه استدلال می‌شود که درگیری و خشونت در منطقه نیز در حال فروکش کردن است و به آتش‌بس در غزه و حمله آمریکا به ایران در ماه ژوئن اشاره می‌کند که به گفته این سند، برنامه هسته‌ای تهران را «به طور قابل توجهی تضعیف» کرد. سند امنیت ملی اذعان می‌کند که آمریکا همچنان منافع کلیدی در خاورمیانه دارد، از جمله تضمین «امن ماندن اسرائیل» و محافظت از منابع انرژی و خطوط کشتیرانی. اما، استراتژی امنیت ملی و تمایل رئیس جمهور برای کاهش نقش آمریکا در منطقه با رویکرد کاخ سفید از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در تضاد است.ارتش آمریکا اکنون حضور پررنگی در شهر کریات گات در اسرائیل دارد، جایی که بر طرح صلح ترامپ برای نوار غزه نظارت می‌شود، طرحی که دارای یک مؤلفه قوی ملت‌سازی است. کاخ سفید همچنین عمیقا درگیر تلاش برای خلع سلاح حزب‌الله و ایجاد روابط عادی بین اسرائیل و لبنان است. از طرفی ترامپ علاقه فعالی به گذار سوریه نشان داده، تحریم‌ها را لغو کرده، از کنگره خواسته است تا اقدامات بیشتری برای کمک به بازسازی سوریه انجام دهد و اسرائیل را تحت فشار قرار داده است تا در مورد امنیت مرزی با سوریه گفتگو کند. درست است که ترامپ می‌خواهد بازیگران منطقه‌ای، به ویژه عربستان و ترکیه، به مهندسی تحول سوریه کمک کنند، اما به نظر می‌رسد که او همچنان مشتاق است تا اطمینان حاصل کند که سوری‌ها آینده‌ای صلح‌آمیز و مرفه دارند.

واقعیت‌های بیرون از استراتژی امنیت ملی آمریکا

دنیای واقعی بیرون از سند نشان می دهد که NSS اشتباه می‌کند وقتی فرض می‌کند که چون آمریکا درگیر رقابت با چین است، واشنگتن می‌تواند خاورمیانه را کم‌اهمیت جلوه دهد. چراکه رهبران چین قصد دارند بازیگران تأثیرگذاری در منطقه باشند و ظرفیت خود را برای تضعیف سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا، چه از طریق روابطش با ایران و چه از طریق سیاست‌هایش در دریای سرخ، نشان داده‌اند. علیرغم آتش‌بس در غزه، حملات تقریبا روزانه اسرائیل ادامه یافته و حملات مرگبار شهرک‌نشینان و سربازان علیه فلسطینی‌ها در کرانه باختری اشغالی تشدید شده است. اسرائیل همچنین حملات هوایی خود را در لبنان افزایش داده است و این امر نگرانی‌ها از حمله همه‌جانبه دیگری علیه این کشور برای خلع سلاح حزب‌الله تضعیف‌شده با زور را افزایش داده است. در سوریه، یک سال پس از سقوط دولت بشار اسد، اسرائیل با تهاجمات و حملات خود در تلاش برای تسلط نظامی بر جنوب این کشور فراتر از ارتفاعات جولان اشغالی، به پیشروی خود ادامه داده است. ایالات متحده با تعهد سازش‌ناپذیر خود به امنیت اسرائیل و حضور نظامی مداوم در سوریه، عراق و منطقه خلیج فارس، عمیقاً در منطقه ریشه دوانده است. اسناد استراتژیک عمومی دولت آمریکا بیشتر برای آنچه به دوستان و دشمنان سیگنال می‌دهند، معنادار هستند تا برای ایجاد تغییر در اقدامات ایالات متحده. مطالعه دقیق استراتژی دفاع ملی، ادعاهای بی‌اساس بی‌شمار و تناقضات داخلی را آشکار می‌کند. اما هیچ سند مکتوبی نمی‌تواند واقعاً سیاست خارجی اغلب عجولانه، نامنظم و فرصت‌طلبانه ترامپ را هدایت، ثبت یا منضبط کند. علاوه بر این، انتشار بی‌تشریفات - انتشاری که ظاهراً در اواخر شب و بدون سخنرانی رئیس جمهور یا مشاور امنیت ملی همراه آن منتشر می‌شود - نشان می‌دهد که کاخ سفید می‌تواند NSS را بیشتر به عنوان یک تمرین بررسی گزینه‌ها ببیند، نه یک بیانیه الزام‌آور از اهداف استراتژیک. مخاطبان فراوان آن، از کنگره گرفته تا پایتخت‌های متحدان، باید بر این اساس آن را نادیده بگیرند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سایت ایران‌خودرو بسته شد