اجتماعی
یلدا در حافظهی جمعی ایرانیان، شبی برای ایستادن کنار هم بوده است شبی که تاریکی نه برای ترس، بلکه برای نزدیکتر شدن معنا مییافت. حافظخوانی، قصهگویی، سکوتهای مشترک و حضور فیزیکی دیگری، همگی عناصر آیینی بودند که یلدا را به تجربهای زیسته و انسانی بدل میکردند. اما در سالهای اخیر، این شب نمادین، آرام آرام از فضای خانه به فضای صفحه منتقل شده است از جمعهای واقعی به قابهای دیجیتال. یلدا دیگر فقط زیسته نمیشود، بلکه روایت میشود، ثبت میشود و در نهایت به نمایش درمیآید. آنچه اهمیت مییابد، نه خودِ لحظه، بلکه قابلیت انتشار آن است. در منطق شبکههای اجتماعی، آیینها به محتوای مصرفی بدل میشوند. سفرهها چیده میشوند تا دیده شوند، شادیها برجسته میشوند تا لایک بگیرند و غمها حذف میشوند تا تصویر خدشهدار نشود. در این میان، فشار نامرئی اما قدرتمندی شکل میگیرد: الزام به خوشبودن، به دورهمی داشتن و به نشاندادن آن. یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای مکث و همدلی باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی تبدیل میشود. اما همه در این روایت جایی ندارند. سالمندانی که سالهاست کسی به دیدنشان نمیآید، مجردهایی که در شبهای نمادین بیش از همیشه تنهایی خود را احساس میکنند، مهاجرانی که از خانه دور ماندهاند، یا افرادی که از چارچوب خانوادهی هنجاری حذف شدهاند، در این شب شلوغ، نامرئی میشوند. تصاویر پرزرق و برق یلدایی، برای بسیاری نه منبع شادی، بلکه آینهی فقداناند. در این مقاله میکوشیم نشان دهیم یلدا چگونه همزمان به صحنهی نمایش و میدان طرد تبدیل شده است جایی که فاصلهی میان تجربهی زیسته و روایت اینستاگرامی، بیش از هر شب دیگری آشکار میشود.
مصرف نمایشی آیینها
مفهوم مصرف نمایشی که نخستینبار تورستین وبلن مطرح کرد، امروز بیش از هر زمان دیگری در مناسک فرهنگی قابل مشاهده است. یلدا نیز از این قاعده مستثنی نیست. سفرهها دیگر فقط برای خوردن چیده نمیشوند، بلکه برای دیدهشدن طراحی میشوند. رنگها، نورپردازی، ظرفها و حتی چینش آدمها تابع الگوریتم توجهاند. آنچه اهمیت دارد نه لذت جمعی، بلکه تصویری است که قابلیت انتشار داشته باشد. در این منطق، آیینها از کارکرد همبستگی بخش خود فاصله میگیرند و به ابزار نمایش سرمایهی فرهنگی و اقتصادی تبدیل میشوند. کسی که سفرهی پر زرق و برق پررنگتری دارد، نهتنها بیشتر دیده میشود، بلکه بهطور ضمنی یلداییتر تلقی میشود. این روند، یلدا را از یک آیین همگانی به صحنهای رقابتی بدل میکند. رقابتی که در آن، نابرابریها بازتولید میشوند. مصرف نمایشی مناسک، بهجای آنکه پیوند ایجاد کند، مرز میکشد: میان آنهایی که میتوانند نمایش دهند و آنهایی که فقط تماشاگرند.
فشار تولید شادی قابل انتشار
شب یلدا، در روایت رسمی و شبکهای، شبی است که باید شاد بود. این باید، الزام روانی سنگینی تولید میکند؛ الزام به لبخند، به دورهمی، به ثبت لحظههای خوش. شبکههای اجتماعی نه تنها شادی را برجسته میکنند، بلکه آن را به هنجار تبدیل میکنند. در چنین فضایی، غم، خستگی، تنهایی یا حتی بیحوصلگی جایی برای بروز ندارند. فرد احساس میکند اگر شاد نیست، پس مسئلهای در او وجود دارد. این فشار تولید شادی قابل انتشار، نوعی خشونت نرم است. خشونتی که احساسات نامطلوب را سرکوب و پنهان میکند. یلدا به جای آنکه مجالی برای پذیرش پیچیدگی هیجانی انسان باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی بدل میشود. نتیجه، شکاف است، شکاف میان آنچه فرد واقعا تجربه میکند و آنچه مجبور است نمایش دهد. این شکاف، به فرسودگی روانی میانجامد زیرا انسان نمیتواند برای مدت طولانی در نقش شادِ اجباری باقی بماند.
اقتصاد توجه و کالاییشدن شب یلدا
در منطق اقتصاد توجه، هر لحظهای که دیده میشود، ارزشمند است. یلدا نیز به عنوان یک لحظهی نمادین، به کالایی جذاب برای این اقتصاد تبدیل شده است. برندها، اینفلوئنسرها و صفحات تجاری با بهرهگیری از نمادهای یلدایی، توجه کاربران را بهسوی خود میکشانند. انار و هندوانه از معناهای اسطورهای و فرهنگی تهی میشوند و به عناصر تزئینی برای فروش تبدیل میگردند. حتی روابط خانوادگی نیز در این فضا کالایی میشوند: دورهمی گرم خانوادگی به محتوایی برای افزایش تعامل بدل می شود. در این وضعیت، یلدا دیگر فقط یک مناسک نیست، بلکه یک فرصت بازاریابی است. این کالایی شدن، معنا را سطحی میکند و تجربه را به مصرف تقلیل میدهد. آنچه باقی میماند، تصویری زیبا اما تهی است تصویری که بیشتر از آنکه پیوند بسازد، مصرف میشود و فراموش میگردد.
تجربهی زیسته در برابر روایت اینستاگرامی
میان آنچه در واقعیت رخ میدهد و آنچه در اینستاگرام روایت میشود، فاصلهای معنادار وجود دارد. روایت اینستاگرامی، گزینشی، زیباشده و اغلب دروغ زدوده است. تنشها، سکوتها، دلخوریها و خستگیها حذف میشوند تا تصویری یکدست و دلنشین ساخته شود. اما تجربهی زیسته، همیشه چنین نیست. یلدا میتواند همراه با خاطرات تلخ، غیبت عزیزان، یا حتی اختلافهای خانوادگی باشد. وقتی روایت غالب، تنها شادی را بازنمایی میکند، تجربههای متفاوت به حاشیه رانده میشوند. افراد احساس میکنند تجربهی آنها نادرست یا غیر قابل ارائه است. این حذف نمادین، به احساس بیگانگی دامن میزند. گویی فقط یک نوع یلدا معتبر است؛ یلدایی که در قاب میگنجد. در نتیجه، روایت اینستاگرامی نه بازتاب واقعیت بلکه استانداردی تحمیلی میشود.
تنهایی در دل شلوغی نمادین
در حالیکه یلدا بهعنوان شبی جمعی تعریف میشود، بسیاری آن را در تنهایی میگذرانند. سالمندانِ تنها، مجردها، مهاجران، یا افرادی که از خانواده جدا افتادهاند، در شلوغترین شب سال، بیش از هر زمان دیگری تنهایی خود را احساس میکنند. این تنهایی، فقط فیزیکی نیست تنهایی عاطفی است. حتی کسانی که در جمع هستند، ممکن است احساس دیده نشدن کنند. شبکههای اجتماعی با برجستهسازی دورهمیها، این احساس را تشدید میکنند. فردی که تنهاست، نه تنها تنهاست، بلکه مدام با تصاویر با هم بودن دیگران مواجه میشود. این مقایسهی اجتماعی، تنهایی را عمیقتر میکند. یلدا، بهجای آنکه مرهم باشد، به آینهای برای فقدان بدل میشود. شبی که قرار بود تاریکی را کوتاه کند، گاهی سایهی تنهایی را بلندتر میکند.
کسانی که در روایت رسمی جایی ندارند
همه در روایت رسمی یلدا جا نمیشوند. سالمندانی که فراموش شدهاند، مهاجرانی که از خانه دورند، افراد داغدار، یا کسانی که از ساختار خانوادهی هنجاری فاصله دارند، اغلب در حاشیهی این آیین قرار میگیرند. روایت غالب، خانوادهای کامل، شاد و بی مسئله را بازنمایی میکند الگویی که بسیاری با آن همخوان نیستند.
این عدم تطابق، احساس طردشدگی ایجاد میکند. فرد نه تنها از جمع واقعی، بلکه از جمع نمادین نیز حذف می شود. شبکههای اجتماعی، بهجای آنکه امکان روایتهای متکثر را فراهم کنند، اغلب یک روایت مسلط را تقویت میکنند. در نتیجه، یلدا به معیاری برای نرمالبودن بدل میشود. کسانی که با این معیار همخوان نیستند، نامرئی می شوند نامرئی اما رنج کشیده.
مقایسهی اجتماعی در شبهای نمادین
شبهای نمادین مانند یلدا، بستری ایدهآل برای مقایسهی اجتماعیاند. افراد ناخودآگاه خود را با دیگران می سنجند: اندازهی جمع، میزان صمیمیت، زیبایی سفره، حتی شادی چهره ها. این مقایسهها اغلب نابرابرند، زیرا مبنای آنها تصاویر گزینشی و ویرایششده است. نتیجه، احساس ناکافی بودن است. فرد فکر میکند یلدای او کمارزشتر است. این احساس، به کاهش عزت نفس و افزایش اضطراب اجتماعی میانجامد. شب یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای اتصال باشد، به میدان رقابت عاطفی بدل میشود. رقابتی که برندهای ندارد، اما بازندگان بسیاری تولید میکند. مقایسهی اجتماعی در چنین شبهایی، نشان میدهد که چگونه مناسک میتوانند به ابزار فشار روانی تبدیل شوند.
آینهی نابرابری روابط انسانی
در نهایت، یلدا امروز آینهای است که نابرابریهای روابط انسانی را بازتاب میدهد. برخی در شبکهای از حمایت، صمیمیت و حضور واقعی غوطهورند برخی دیگر در حاشیه، تنها و خاموش. شبکههای اجتماعی این شکاف را پنهان نمیکنند، بلکه برجسته میسازند. یلدا نشان میدهد که مسئله فقط فقر اقتصادی نیست، بلکه فقر رابطه نیز وجود دارد. آنچه در قاب دیده نمیشود، اما در روان افراد رسوب میکند، همین نابرابری عاطفی است. بازاندیشی در یلدا، بهمعنای بازگشت به معناست: به مکث، به همدلی، به پذیرش تنوع تجربهها. شاید یلدا، اگر از فشار نمایش رها شود، دوباره بتواند همان شب طولانی معنادار باشد شبی برای دیدن دیگری، حتی اگر این دیدن، در سکوت و سادگی رخ دهد.
بازگشت به یلدا: از نمایش به معنا
یلدا، اگرچه در ظاهر همچنان همان شبِ بلندِ آشناست، اما در لایههای عمیقتر، به صحنهای برای نمایش، مقایسه و بازتولید نابرابری بدل شده است. شبکههای اجتماعی با منطق اقتصاد توجه، مناسکی را که قرار بود پیوند بسازند، به ابزاری برای دیدهشدن تبدیل کردهاند. نتیجه، فاصلهای فزاینده میان تجربهی زیسته و روایت عمومی است فاصلهای که بسیاری را در سکوت و احساس ناکافی بودن رها میکند. اما این مسیر، اجتنابناپذیر نیست. بازگشت به معنای یلدا، نه به معنای نفی تکنولوژی، بلکه به معنای مقاومت در برابر تقلیل مناسک به تصویر است.
یلدا میتواند دوباره شبی باشد برای به رسمیت شناختن تنهاییها، شنیدن صداهای خاموش، و پذیرش این واقعیت که شادی همیشه پرزرق و برق نیست. شاید مهمترین کارکرد یلدا امروز، نه تولید تصویر، بلکه ایجاد امکان همدلی باشد همدلی با آنهایی که دیده نمیشوند و حتی با خود خستهی ما.
در چنین بازتعریفی، یلدا از قاب هشتگها بیرون میآید و دوباره به تجربهای انسانی بدل میشود تجربهای که ارزشش نه در میزان دیدهشدن بلکه در عمق معناست.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
توافق بر سر پرونده هستهای ایران مهم است
دیدار دیپلمات ایرانی با رئیس آژانس دولتی امور ادیان گرجستان
غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات «موجه» تلقی می شود
کشورهای خلیج فارس مسیری برای حمله به ایران نخواهند بود
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر در آیسییو بستری هستند
تیم فرهاد مجیدی متوقف شد
تقدیر از مدالآوران دختر رشته کیکبوکسینگ
بازدید از امکانات و ظرفیتهای هیئت ورزشهای روستایی و بومی بندرلنگه
با قدرت در جامجهانی شرکت میکنیم
شاهکار بندرعباسیها در خانه حریف
رئیس کمیته مسابقات بانوان، آی تی و مشاور هیئت منصوب شدند
فولاد هرمزگان بیرون از خانه سه امتیاز کسب کرد
خدمات رایگان پزشکی به اهالی روستای سرجوئیه رودان
مجوزهای گمرکی سیستمی میشود
مصاف تیم ملی فوتسال ایران با عربستان