11

بهمن

1404


اقتصادی

06 دی 1404 09:12 0 کامنت

به گزارش صبح ساحل، در فضای انرژی منطقه، گاز ایران همچنان مترادف با تأمین مطمئن برای ترکیه است؛ اما نشانه‌های سال‌های اخیر پرسش‌های جدی درباره دوام این جایگاه برانگیخته‌اند. ترکیه که ذخایر گاز خودش محدود است، نیازش را از روسیه، ایران و آذربایجان می‌گیرد و ایران بعد از روسیه دومین تأمین‌کننده بزرگش بوده است. با این حال، تحولات داخلی ترکیه مانند افزایش ظرفیت LNG و قراردادهای جدید با الجزایر و آمریکا، آینده این قرارداد را به موضوعی حساس در روابط تهران و آنکارا تبدیل کرده است.

رویدادهایی مانند افزایش واردات LNG ترکیه از الجزایر به بیش از ۲ میلیون تن فقط در نیمه اول ۲۰۲۴، برای نخستین‌بار این تصور را به وجود آورد که وابستگی ترکیه به گاز لوله‌ای ممکن است کمتر از آن باشد که پنداشته می‌شد. در پی آن، کارشناسان هشدار دادند که ادامه شرایط گذشته به جای تداوم درآمد صادراتی، با فشار برای قیمت پایین‌تر و شروط سخت‌تر همراه خواهد شد. از نگاه آنان، ترکیه با گزینه‌هایی که می‌شناسد راحت‌تر کنار می‌آید تا با تأمین‌کننده‌ای که محدودیت‌هایش ناشناخته نیست.

در همین حال، ناظران انرژی با اشاره به بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان در ایران (۱۸ درصد ذخایر اثبات‌شده جهانی)، بر این باورند که پرسش اصلی دیگر «آیا تمدید می‌شود» نیست، بلکه «با چه قیمتی و چه شرایطی» این تمدید، چه معنایی برای دیپلماسی انرژی تهران خواهد داشت.

جریان‌های انرژی و قراردادهای گازی در منطقه معاصر

با وجود تمرکز بی‌سابقه ترکیه بر هاب انرژی شدن، فضای صادرات گاز، یک جریان صرف نیست. در کنار قراردادهای بلندمدت، جریان‌های متنوعی از تأمین‌کنندگان روسی گرفته تا صادرکنندگان LNG آمریکایی حضور دارند که هر کدام نقش متفاوتی در عرصه منطقه‌ای ایفا می‌کنند.

در رأس ساختار، جریان روسی حاکم قرار دارد که گازپروم ابزار اصلی آن است. این جریان متکی بر خطوط لوله و حجم عظیم است و محور اصلی سیاستش، حفظ سهم بازار و مقابله با رقبا است. ترکیه سالانه بیش از ۲۵ میلیارد مترمکعب از روسیه می‌گیرد، هرچند تنش‌های سیاسی گاهی این جریان را تهدید می‌کند.

در کنار آن، جریان ایرانی درون‌سیستمی فعالیت می‌کند؛ صادراتی حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب که گرچه در ظاهر رقابتی است، اما در چارچوب محدودیت‌های تحریم عمل می‌کند و عملاً به پایداری درآمد کشور کمک کرده است. جریان‌های جدیدتر مانند آذربایجان و LNG نیز خارج از ساختارهای سنتی عمل می‌کنند و غالباً با انعطاف بیشتر روبه‌رو هستند. قراردادهای الجزایر با بیش از ۴ میلیارد مترمکعب و آمریکا با حجم روبه‌رشد، نماد این جریان هستند.

در دل حاکمیت ترکیه، تکنوکرات‌های انرژی حضور دارند؛ مدیران این کشور که به تنظیم واردات و ارتباط محدود با بازار جهانی می‌پردازند، اما از تغییرات سیاسی بنیادین پرهیز دارند. در حاشیه این جریان‌ها، صادرکنندگان کوچک‌تر مانند ترکمنستان نیز بخشی از صحنه را تشکیل می‌دهند؛ نمونه آن توافق‌های سوآپ با ایران است که نشان می‌دهد برخی از سیاست‌های «لوله‌ای» دلزده‌اند و به مسیرهای متنوع‌تر روی آورده‌اند.

در سال ۲۰۲۵، قرارداد ایران با تمرکز بر پایداری عرضه، کوشیده محور دوم تأمین را نگه دارد، که نشان‌دهنده تداوم نقش تهران علی‌رغم چالش‌های داخلی است. با این حال، رشد مصرف داخلی ایران، تحریم‌ها و نارضایتی از داوری‌های گذشته، زمینه را برای رشد جریان‌های جایگزین فراهم کرده و مسیر پس از ۲۰۲۶ را نامعلوم کرده است.

همزمان با تشدید رقابت LNG و امضای قراردادهای جدید ترکیه، رسانه‌ها و ناظران منطقه‌ای تمرکز خود را بر آینده قرارداد ایران افزایش داده‌اند. برخی تحلیل‌ها، به‌ویژه از سوی کارشناسان ترکیه، مدعی‌اند که تنها گروه کوچکی از گاز لوله‌ای ایران دفاع می‌کنند، در حالی که اکثریت ترجیح می‌دهند به سمت LNG فاصله بگیرند و به دنبال انعطاف باشند. آنچه برخی روزنامه‌های منتقد در ترکیه مانند Ekonomim ترکیه با تقویت صدای اقلیت حامی تنوع، سکوت اکثریت را حفظ کرده، در حالی که تصور می‌کنند بازار در کنترل‌شان است؛ ساختاری که هم پایدار است و هم امکان تغییر سریع را دارد.

گزارش‌های انرژی هم تصاویر گوناگونی ارائه می‌کنند. ترکیه در سال ۲۰۲۴ بیش از ۵۰ میلیارد مترمکعب گاز وارد کرد و سهم LNG به حدود ۳۰ درصد رسید. پیش از تنوع، وابستگی به روسیه و ایران بیش از ۷۰ درصد بود و بعد از آن، به کمتر از ۶۰ درصد کاهش یافته است.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات «موجه» تلقی می شود