03

تیر

1405


08 دی 1404 10:32 0 کامنت

هست آری، آن طرف سرما و سوز

یک این سو، گوییا روز تموز

آن طرف سرد است، سرد سرد سرد

برف سیلی می‌زند بر روی زرد

این طرف روی سماور چای داغ

آن طرف بس زاغه‌های بی‌چراغ

هر چه هست این سو حریر و پرنیان

آن طرف سرمای سخت و بی‌امان

این طرف هرز و عبث حرف است، حرف

آن طرف تا استخوان برف است، برف

این طرف شور است و شوق مستمر

مستمر آن سوی، رنج بی‌ثمر

هیچ‌کس زان سو نمی‌گیرد سراغ

هست اندر زاغه‌ها گویی کلاغ

شیشه است این، نیست دیوار قطور

از بصر اما بصیرت گشته دور

محمدابراهیم سامانی پور - شیراز

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

زمان رفع مشکل همچنان نامشخص است