09

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

09 دی 1404 09:56 0 کامنت

نویسنده و خاستگاه کتاب

راس اتکینز به ‌عنوان یکی از شناخته ‌شده‌ترین چهره‌های خبری، سال‌ها در مرکز رویدادهای پیچیده و بحران‌های جهانی حضور داشته است؛ از همه‌‌گیری کرونا گرفته تا تحولات سیاسی، جنگ‌ها و بحران‌های اقتصادی. تجربه‌ی او نشان داده است که در بزنگاه‌های حساس آنچه بیش از خود خبر اهمیت دارد نحوه‌ی توضیح آن است.

اتکینز در کتابش بارها به این نکته اشاره می‌کند که توضیح نادرست یا ناقص می‌تواند پیامدهایی به‌مراتب خطرناک‌تر از ناآگاهی مطلق داشته باشد. وقتی مردم فکر می ‌کنند چیزی را فهمیده‌اند اما در واقع با تصویری تحریف‌شده مواجه‌اند، تصمیم‌های اشتباه می‌گیرند و اعتمادشان به رسانه‌ها سست می‌شود. «هنر توضیح دادن» حاصل تامل نویسنده بر همین تجربه‌هاست تاملی که از دل عمل روزنامه ‌نگارانه بیرون آمده، نه از برج عاج نظریه‌‌پردازی. اتکینز با مثال‌های عینی نشان می‌دهد که چگونه فشار زمان، رقابت رسانه‌ای و وسوسه‌ی ساده‌سازی افراطی، توضیح را به قربانی اصلی چرخه‌ی خبر تبدیل کرده‌اند. او به ‌صراحت می‌نویسد که توضیح خوب، زمان می‌خواهد، تفکر می‌خواهد و شجاعت اعتراف به ندانستن را طلب می‌کند چیزی که در فضای رسانه‌ای امروز کمتر دیده می‌شود.

توضیح خوب در برابر ساده‌‌سازی

یکی از محورهای اصلی کتاب، تمایز میان «توضیح دادن» و «ساده‌سازی» است تمایزی که در نگاه اول ظریف، اما در عمل حیاتی است. اتکینز تاکید می‌کند که بسیاری از توضیح‌های بد، نه از پیچیده‌‌گویی، بلکه از ساده‌سازی بیش ‌از حد ناشی می‌شوند. وقتی پدیده‌ای چند بعدی به یک علت تقلیل داده می‌شود، فهمی کاذب شکل می‌گیرد. توضیح خوب به‌زعم او حذف پیچیدگی نیست بلکه سامان دادن به آن است. این نوع توضیح مخاطب را کودک فرض نمی‌کند، بلکه او را شریکی در فرآیند فهم می‌داند.

اتکینز توضیح‌‌دهنده را موظف می‌داند که ابتدا خود، مسئله را عمیقا درک کند مرز دانسته‌‌ها و نادانسته‌هایش را بشناسد و از پاسخ‌های فوری و جذاب، اما ناقص، فاصله بگیرد. در این معنا، توضیح دادن پیش از آن‌که مهارتی زبانی باشد، تمرینی ذهنی است. کتاب نشان می‌دهد که بسیاری از سوء تفاهم‌های اجتماعی، سیاسی و حتی علمی، حاصل توضیح‌هایی هستند که ظاهرا روشن‌اند، اما در واقع بر پایه‌ی پیش ‌فرض‌های ناپیدا و حذف‌های معنادار بنا شده‌اند.

ساختار، روایت و همدلی با مخاطب

اتکینز در بخش‌های مختلف کتاب، به عناصر سازنده‌ی توضیح موثر می‌پردازد و بر نقش ساختار تاکید ویژه‌ای دارد. توضیح خوب به ‌گفته‌ی او، شبیه یک روایت منسجم است؛ آغاز دارد، مسیر دارد و به نقطه‌ای روشن ختم می‌شود. انباشتن اطلاعات بدون ایجاد پیوند میان آن‌ها، نه‌ تنها به فهم کمک نمی‌کند بلکه ذهن مخاطب را خسته و سردرگم می‌کند. در کنار ساختار، همدلی با مخاطب جایگاهی مرکزی دارد.

اتکینز معتقد است که توضیح‌‌دهنده باید بداند مخاطبش از کجا آمده، چه می‌داند و چه چیزی برایش مهم است. این همدلی، به‌معنای ساده‌ انگاری نیست بلکه به ‌معنای احترام است. توضیح دادن بدون توجه به مخاطب به مونولوگی خودمحورانه تبدیل می‌ شود. کتاب در اینجا فراتر از رسانه می‌رود و نشان می‌دهد که این اصول در آموزش، مدیریت، روابط کاری و حتی گفتگوهای خانوادگی نیز کاربرد دارند. بسیاری از تعارض‌ ها نه به‌دلیل اختلاف واقعی بلکه به‌سبب توضیح ندادن یا بد توضیح دادن شکل می‌گیرند.

توضیح، قدرت و اخلاق ارتباط

یکی از تامل‌‌برانگیزترین بخش‌های «هنر توضیح دادن»، پیوندی است که اتکینز میان توضیح و قدرت برقرار می‌کند. او نشان می‌دهد که در سیاست و نهادهای رسمی، ابهام اغلب به‌ عنوان ابزار قدرت به‌کار می‌رود. توضیح ندادن یا توضیح مبهم، می‌تواند راهی برای فرار از پاسخ‌‌گویی باشد. از این منظر، توضیح دادن کنشی اخلاقی است زیرا به توزیع عادلانه‌تر فهم کمک می ‌کند. اتکینز خواننده را تشویق می‌کند که نسبت به توضیح‌هایی که می‌شنود، حساس و نقاد باشد: چه چیزی گفته نمی‌شود؟ کدام بخش‌ها عمدا حذف یا پیچیده شده‌اند؟ این نگاه انتقادی، به ‌ویژه در عصر شبکه‌های اجتماعی و اطلاعات ویروسی، اهمیتی دوچندان دارد. کتاب نشان می‌دهد که چگونه توضیح‌های ناقص یا جهت‌دار می‌توانند احساس ترس، خشم یا بی ‌اعتمادی را تشدید کنند. در مقابل، توضیح شفاف و مسئولانه می‌تواند آرامش، مشارکت و گفتگو ایجاد کند. در این معنا توضیح دادن نه‌فقط انتقال معنا، بلکه مداخله‌ای در بافت اجتماعی است.

روان انسان و نیاز به معنا

یکی از لایه‌های کمتر آشکار اما بسیار مهم «هنر توضیح دادن»، پیوندی است که به‌طور ضمنی میان توضیح و روان انسان برقرار می‌کند. انسان اساسا موجودی معناجوست؛ ذهن ما برای کاهش اضطراب، ابهام را تاب نمی‌آورد و همواره در پی روایت‌هایی است که جهان را قابل‌ فهم و پیش ‌بینی‌پذیر کند. وقتی توضیحی روشن و منسجم ارائه نمی‌شود خلا معنا با حدس، شایعه، تفسیرهای شخصی و گاه روایت‌‌های افراطی پر می‌شود. اتکینز اگر چه کتابش را در چارچوب روانشناسی بالینی نمی‌نویسد، اما بارها به این واقعیت نزدیک می‌شود که توضیح دادن کارکردی تنظیم‌‌کننده برای ذهن دارد. توضیح خوب می‌تواند اضطراب را کاهش دهد، احساس کنترل ایجاد کند و به فرد کمک کند جایگاه خود را در رویدادها بفهمد. به ‌همین دلیل است که در بحران‌ها، مردم نه فقط به خبر، بلکه به توضیح نیاز دارند توضیحی که چرایی‌ها و چگونگی‌ها را تا حد امکان روشن کند. از این منظر توضیح دادن عملی ترمیمی است. در مقابل، توضیح‌های مبهم، متناقض یا ناقص، ذهن را در وضعیت تعلیق نگه می‌دارند و بستر مناسبی برای بی‌‌اعتمادی و خشم فراهم می‌کنند. کتاب به ‌خوبی نشان می‌دهد که چرا روایت‌های ساده اما نادرست، گاه جذاب‌تر از توضیح‌های دقیق اما پیچیده‌اند: آن‌ها سریع‌‌تر به ذهن آرامش کاذب می‌دهند. اتکینز با طرح این مسئله، مسئولیت توضیح‌دهنده را سنگین‌تر می‌کند. توضیح خوب باید همزمان دو کار انجام دهد: هم به نیاز روانی انسان به معنا پاسخ دهد و هم از لغزش به‌سوی تحریف و ساده‌‌سازی خطرناک پرهیز کند. این تعادل دشوار، همان هنری است که کتاب بر آن تاکید می‌کند؛ هنری که در نهایت، نه‌ فقط به فهم بهتر جهان بلکه به سلامت روان فردی و جمعی نیز یاری می‌رساند.

اهمیت کتاب برای امروز

هنر توضیح دادن کتابی است که آرام و بی ‌ادعا پیش می‌رود، اما پرسش‌هایی بنیادین مطرح می‌کند. اتکینز به ما یادآوری می‌کند که بدون توضیح خوب، هیچ گفتگوی پایداری شکل نمی‌گیرد و بدون گفتگو، جامعه به مجموعه‌ای از صداهای جدا افتاده تبدیل می‌شود. این کتاب برای روزنامه‌‌نگاران، معلمان، دانشجویان و هر کسی که با زبان و معنا سر و کار دارد، خواندنی است. اهمیت آن در این است که توضیح دادن را از حاشیه به متن می‌آورد و آن را به ‌عنوان زیرساخت فهم مشترک معرفی می‌کند. در جهانی که همه چیز سریع گفته می‌شود و کمتر کسی مکث می‌کند این کتاب دعوتی است به کند شدن، دقیق‌تر فکر کردن و مسئولانه‌تر حرف زدن. شاید همین مکث، همان‌طور که اتکینز به‌طور ضمنی پیشنهاد می‌کند، نخستین گام برای بازسازی اعتماد و فهم در جهان معاصر باشد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سایت ایران‌خودرو بسته شد