10

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

اجتماعی

09 دی 1404 10:02 0 کامنت

واقعیت این است که محیط‌زیست، امروز به میدان آزمون نهایی کارآمدی حکمرانی تبدیل شده است. در هر جای دنیا که دولت‌ها نتوانسته‌اند همزمان چابک، داده‌محور و مشارکت‌جو عمل کنند، بحران‌هایی مانند مدیریت پسماند، کم‌آبی، فرسایش خاک و تخریب اکوسیستم‌ها تشدید شده است. اینجا است که نوآوری از حاشیه به متن می‌آید و نه به عنوان یک گزینه لوکس، بلکه به عنوان یک ضرورت ساختاری برای بقا مطرح می‌شود.

دولت‌ها؛ طراحی‌شده برای ثبات، نه برای چابکی

ساختارهای دولتی ذاتاً برای ایجاد ثبات، تداوم و اجرای قاعده‌مند طراحی شده‌اند. این یک نقطه قوت در بسیاری حوزه‌هاست، اما در مواجهه با بحران‌های پرشتاب محیط‌زیستی، به یک نقطه ضعف تبدیل می‌شود. فرآیندهای طولانی تصویب بودجه، ترس ذاتی از ریسک، موازی‌کاری نهادها و فقدان داده‌های به‌روز، اغلب منجر به واکنش‌های دیرهنگام و ناکارآمد می‌شود.مشکل زمانی حادتر می‌شود که به ماهیت محلی و خاص بسیاری از چالش‌های محیط‌زیستی توجه کنیم. یک نسخه واحد ملی نمی‌تواند تنوع اقلیمی، اجتماعی و اقتصادی مناطق مختلف یک کشور را پوشش دهد. انتظار اینکه دولت به تنهایی بتواند برای تمام این مسائل خاص، راه‌حل‌های کارآمد طراحی و اجرا کند، انتظاری غیرواقع‌بینانه است.

استارتاپ‌ها؛ حلقه مفقوده حکمرانی محیط زیست

اینجاست که نقش فراموش‌شده استارتاپ‌های دانش‌بنیان و مسئله‌محور آشکار می‌شود. آن‌ها دقیقاً در نقطه‌ای ایستاده‌اند که دولت‌ها با محدودیت مواجهند: چابک، آزمون‌پذیر، مقیاس‌پذیر و نزدیک به بطن مسئله. فلسفه وجودی آن‌ها حل کردن مشکل است، نه حفظ ساختار.نقش تحول آفرین استارتاپ‌ها در حکمرانی مؤثر محیط‌زیست را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:1- داده‌سازی محلی: تولید و پردازش داده‌های موضعی و واقعی برای خروج از تصمیم‌سازی‌های مبهم.2- راه‌حل‌های بومی‌ شده: طراحی راه‌حل‌های کم‌هزینه و قابل توسعه، منطبق بر واقعیت‌های محلی.3- آزمایشگاه نوآوری: آزمایش مدل‌های نوآورانه در مقیاس کوچک، قبل از تعمیم پرهزینه به سطح ملی.4- اتصال اجتماعی: جلب مشارکت اجتماعی و اعتماد جامعه از طریق ارتباط مستقیم، به عنوان شرط موفقیت هر راه حل.5- ترجمه عملیاتی: تبدیل سیاست‌های کلان به اقدامات عملیاتی در میدان.در بسیاری از کشورها، این ظرفیت به رسمیت شناخته شده و در قالب همکاری‌های ساختاریافته دولت و استارتاپ نهادینه شده است. اما در ایران، این نقش هنوز به وضوح تعریف و پذیرفته نشده است.

چالشی عمیق‌تر از نبود حمایت مالی

مشکل اصلی استارتاپ‌های حوزه محیط‌زیست در ایران، تنها کمبود بودجه یا حمایت‌های قانونی نیست. مشکل بنیادی‌تر، فقدان «جایگاه» در نظام حکمرانی است. اغلب، نوآوری زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد که بحران به اوج خود رسیده یا نیاز به یک اقدام نمایشی احساس شود. این نگرش، استارتاپ‌ها را به پیمانکار تقلیل می‌دهد، نه شریک حل مسئله؛ نوآوری به ابزاری تزئینی تبدیل می‌شود، نه محرک تصمیم‌سازی؛ و اعتماد و همکاری جای خود را به کنترل و بروکراسی می‌سپارد. چنین رویکردی، نه تنها نفس اکوسیستم نوآوری را خفه می‌کند، بلکه دولت را نیز از دسترسی به راه‌حل‌های کارآمد، چابک و خلاقانه محروم می‌سازد.

محیط‌زیست؛ جایی که تعلل، هزینه ای جبران ناپذیر دارد

تفاوت بحران محیط‌زیست با بسیاری از بحران‌های دیگر درغیرقابل بازگشت بودن بسیاری از آسیب‌هاست. هر تعلل، هر تصمیم نادرست و هر فرصت سوزی نوآورانه، می‌تواند به قیمت نابودی یک زیست‌بوم یا یک منبع حیاتی تمام شود. بنابراین، نادیده گرفتن استارتاپ‌ها تنها یک اشتباه تاکتیکی نیست؛ یک ریسک استراتژیک و ملی است.مدیریت پسماند، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، صیانت از زیست‌بوم‌های حساس و افزایش تاب‌آوری در برابر تغییرات اقلیمی، همگی نیازمند راه‌حل‌هایی هستند که بدون نوآوری و چابکی میسر نیستند. استارتاپ‌ها می‌توانند بازوی اجرایی و مغز فکری این تحول باشند، به شرطی که اراده‌ای برای پذیرش و باور کردنشان وجود داشته باشد.

از تجربه میدانی تا ضرورت تغییر نگاه

تجربه‌های میدانی به وضوح نشان می‌دهند که راه‌حل‌های پایدار تنها زمانی شکوفا می‌شوند که به نوآوری بومی اعتماد شود و جامعه محلی به عنوان شریک اصلی در فرآیند مشارکت داده شود. استارتاپ «جامُش» نیز با الهام از همین اصل شکل گرفته است؛ ایده‌ای که توسعه را در گرو هم‌زیستی با طبیعت می‌داند، نه در تقابل با آن. این مجموعه بر این باور استوار است که مدیریت پسماند می‌تواند هم‌زمان خالق ارزش اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی باشد؛ که هیچ زیرساخت سبزی بدون مشارکت واقعی و آموزش جامعه محلی دوام نمی‌آورد؛ و اینکه نوآوری مؤثر تنها از شناخت ژرف واقعیت‌های میدانی زاده می‌شود، نه از پشت میزهای اداری. بنابراین، این تجربه، صرفاً یک پروژه نیست؛ بلکه نمادی از ظرفیتی گسترده است که اگر به رسمیت شناخته شود، قادر است بخش عمده‌ای از بار سنگین حکمرانی محیط‌زیست را از دوش دولت بردارد.

آینده محیط زیست؛ با استارتاپ‌ها یا بدون آنها؟

حکمرانی بر محیط‌زیست در عصر بحران‌های پیچیده، بدون بهره‌گیری از نوآوری استارتاپ‌ها، محکوم به شکست است. استارتاپ‌های دانش‌بنیان نه رقیب دولت هستند و نه تهدیدی برای اقتدار آن؛ بلکه مکملی ضروری برای جبران کاستی‌های ذاتی ساختارهای بزرگ و رسمی محسوب می‌شوند.نادیده گرفتن این ظرفیت، به معنای پذیرش تداوم بحران است. شاید زمان آن فرا رسیده که سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران، به جای پرسش قدیمی «استارتاپ‌ها چه می‌خواهند؟»، این پرسش بنیادین را از خود بپرسند: «آیا حفاظت از محیط زیست این سرزمین، بدون نوآوری و خرد جمعی نوآوران آن، اصلاً ممکن است؟»

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سکه ۲۰۲ میلیون تومان؛ طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسید