11

بهمن

1404


اجتماعی

15 دی 1404 14:59 0 کامنت

اقتصاد گیگ در زندگی روزمره

اقتصاد گیگ به مجموعه‌ای از فعالیت‌های کاری گفته می‌شود که در آن افراد به‌ جای استخدام رسمی، به‌ صورت پروژه‌ای، ساعتی یا سفارشی کار می‌کنند. این نوع اقتصاد معمولا از طریق پلتفرم‌های دیجیتال سازمان‌دهی می‌شود پلتفرم‌هایی که واسطه‌ی میان عرضه‌کننده‌ی کار و متقاضی خدمات هستند. رانندگان تاکسی‌‌های اینترنتی، پیک‌های موتوری، ارسال‌کنندگان بسته، فریلنسرهای آنلاین، طراحان گرافیک پروژه‌ای، برنامه‌‌نویسان دورکار و حتی برخی خدمات خانگی ساعتی، همگی نمونه‌هایی از اقتصاد گیگ‌اند. در این ساختار، فرد نه کارمند محسوب می‌شود و نه صاحب کسب ‌و کار به معنای کلاسیک. درآمد وابسته به میزان فعالیت است و امنیت شغلی، بیمه و مزایای ثابت معمولا وجود ندارد. اقتصاد گیگ با وعده‌ی انعطاف‌پذیری وارد شد: این‌که افراد می‌توانند زمان کارشان را خودشان تعیین کنند و رئیس مستقیمی نداشته باشند. اما در عمل، برای بسیاری از افراد به‌ ویژه مردان طبقات پایین، این اقتصاد به تنها مسیر ممکن برای تامین معاش تبدیل شده است. نبود شغل پایدار، کاهش فرصت‌های استخدام رسمی و فشار اقتصادی، مردان زیادی را به سمت این نوع کار سوق داده است. آنها در ظاهر آزاداند، اما در واقع، وابسته به سفارش، امتیاز کاربران و نوسان تقاضا هستند. اقتصاد گیگ، به‌جای حذف ناامنی، آن را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرده است.

نان‌آوری در اقتصاد گیگ

در اقتصاد گیگ نان‌آوری دیگر به داشتن شغل مشخص گره نخورده است، بلکه به در دسترس بودن دائمی وابسته است. راننده‌ی پلتفرمی، تا زمانی درآمد دارد که آنلاین باشد؛ پیک، تا وقتی سفارش بگیرد و فریلنسر، تا وقتی پروژه پیدا کند. این وضعیت باعث می‌شود مرز میان کار و زندگی شخصی به ‌شدت تضعیف شود. بسیاری از مردان برای تامین حداقل درآمد، ساعت‌های طولانی کار می‌کنند، اما همچنان احساس ناامنی دارند. نان‌آوری به فعالیتی بی‌‌پایان تبدیل می‌شود که نقطه‌ی توقف روشنی ندارد. برخلاف شغل‌های سنتی، که پایان روز کاری معنایی مشخص داشت، در اقتصاد گیگ، همیشه این امکان وجود دارد که "کمی بیشتر کار کنی". این "کمی بیشتر"، به‌ تدریج به هنجار تبدیل می‌شود. برای مردانی که نقش نان‌آوری بخش مهمی از هویت‌شان است، این وضعیت فشار مضاعفی ایجاد می‌کند. آن‌ها نه‌ تنها باید کار کنند، بلکه باید نشان دهند که همیشه در تلاش‌اند. نان‌آوری دیگر یک موقعیت نیست، بلکه وضعیتی دائمی است وضعیتی که فرسودگی را به‌ عنوان هزینه‌ای طبیعی می‌پذیرد.

طبقه و نابرابری در تجربه‌ی اقتصاد گیگ

اقتصاد گیگ تجربه‌ای یکسان برای همه نیست. مردانی که پشتوانه‌ی مالی یا شبکه‌ی حمایتی دارند، می‌توانند این نوع کار را به‌ عنوان گزینه‌ای موقت یا مکمل تجربه کنند. اما برای مردان طبقات فرودست، اقتصاد گیگ اغلب تنها گزینه‌ی موجود است. این تفاوت طبقاتی، تعیین می‌کند که بی‌ثباتی چگونه معنا شود. برای برخی بی‌ثباتی به‌معنای آزادی است برای برخی دیگر، به‌معنای اضطراب دائمی. مردان طبقه‌ی فرودست، بیشتر در مشاغل پلتفرمی پرخطر و فرساینده حضور دارند: رانندگی طولانی‌مدت، تحویل بسته در شرایط سخت، کارهای بدنی ساعتی. این مردان، کمتر امکان چانه‌زنی دارند و بیشتر وابسته به امتیازدهی کاربران‌اند. نان‌آوری در این‌جا، به معنای پذیرش شرایطی است که انتخاب چندانی در آن وجود ندارد. همین تفاوت است که باعث می‌شود روایت‌های عمومی از موفقیت در اقتصاد گیگ، با تجربه‌ی زیسته‌ی بسیاری از مردان هم‌خوان نباشد.

هویت مردانه در وضعیت تعلیق

وقتی شغل پایدار از دست می‌رود، هویت نیز دچار تغییر می‌شود. مردانی که سال‌ها هویت خود را از طریق شغل تعریف کرده‌اند، در اقتصاد گیگ با نوعی خلا مواجه می‌شوند. آن‌ها کار می‌کنند، اما شغل ندارند درآمد دارند، اما امنیت ندارند. این وضعیت، هویتی معلق ایجاد می‌کند. مردان نه می‌توانند خود را موفق بدانند و نه به‌طور رسمی شکست‌ خورده. نان‌آوری همچنان الزام است، اما معیارهای آن مدام تغییر می‌کند. این تعلیق، باعث می‌شود مردان دائما خود را با دیگران مقایسه کنند و احساس عقب‌ماندگی داشته باشند. هویت مردانه در این‌جا به پروژه‌ای بی‌پایان تبدیل می‌شود که نیازمند اثبات مداوم است، بی ‌آنکه پاداش روشنی در پی داشته باشد.

برای دوام آوردن در این شرایط، برخی تجربه‌ها ناگزیر به حاشیه رانده می‌شوند. خستگی، فرسودگی، نیاز به استراحت و حتی تردید درباره‌ی مسیر زندگی، با تصویر نان‌آور هم‌خوان نیست. بسیاری از مردان یاد می‌گیرند این تجربه‌ها را عادی‌سازی کنند. دردهای جسمی، بی‌خوابی و فشار روانی، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود. این نادیده‌گرفتن نه از سر بی ‌احساسی، بلکه راهبردی برای بقاست. وقتی توقف به‌ معنای از دست دادن درآمد است شنیدن صدای بدن خطرناک می‌شود. آن‌چه دفن می‌شود نه فقط احساسات، بلکه امکان بازاندیشی درباره‌ی مسیر زندگی است.

بدن مردانه به ‌عنوان ابزار کار

در اقتصاد گیگ، بدن نقش محوری دارد. راننده، پیک یا کارگر ساعتی، تا زمانی ارزشمند است که بتواند کار کند. این نگاه، بدن را به منبعی مصرفی تبدیل می‌کند. فرسودگی نه نشانه‌ی مشکل، بلکه پیامد طبیعی کار تلقی می‌شود. بسیاری از مردان درباره‌ی وضعیت جسمی و روانی خود سکوت می‌کنند، چون بیان آن تغییری ایجاد نمی‌کند. سلامت به مسئله‌ای فردی تقلیل می‌یابد، در حالی که ریشه‌ی بسیاری از مشکلات، در شکل سازمان‌دهی کار نهفته است. بدن مردانه، زیر فشار نان‌‌آوری، به‌تدریج تحلیل می‌رود بی‌آن‌که دیده شود.

نان‌آوری به ‌مثابه معیار ارزش فردی

با وجود همه‌ی این تحولات، نان‌آوری همچنان معیار اصلی ارزش‌گذاری مردان باقی مانده است. مردان نه ‌تنها باید کار کنند، بلکه باید نشان دهند که در حال تلاش دائمی‌اند. توقف، حتی موقت، به‌سرعت به قضاوت اخلاقی منجر می‌شود. این فشار فرهنگی، بسیاری از مردان را در چرخه‌ای بی‌پایان از کار نگه می‌دارد. نان‌آوری دیگر صرفا تامین معاش نیست، بلکه سنجه‌ای برای سنجش ارزش فردی است. این سنجه در اقتصاد بی‌ثبات به ‌طور فزاینده‌ای دست‌نیافتنی می‌شود.

آینده‌ی مبهم

یکی از پیامدهای کمتر دیده ‌شده‌ی گسترش اقتصاد گیگ، شکل‌گیری نوعی افق مبهم برای آینده است افقی که در آن، برنامه‌ریزی بلند مدت دشوار و گاه ناممکن می‌شود. بسیاری از مردانی که در مشاغل پلتفرمی یا پروژه‌ای فعالیت می‌کنند، نمی‌توانند تصویری روشن از چند سال بعد زندگی خود ترسیم کنند. نبود قراردادهای پایدار، تغییر مداوم درآمد و وابستگی به تقاضای ناپایدار، آینده را به مجموعه ‌ای از احتمالات نامطمئن تبدیل می‌کند. این وضعیت، تاثیر مستقیمی بر تصمیم‌های مهم زندگی دارد: ازدواج، فرزندآوری، خرید مسکن یا حتی ادامه‌ی تحصیل. نان ‌آوری در اقتصاد گیگ، نه‌ تنها نیازهای روزمره را به‌ سختی پوشش می‌دهد، بلکه امکان تصور آینده‌ای متفاوت را نیز محدود می‌کند. برای بسیاری از مردان طبقه‌ی فرودست، آینده به امتداد امروز تقلیل می‌یابد تداوم همان چرخه‌ی کار پراکنده و تلاش بی‌وقفه. این محدودشدن افق زمانی، بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی مردانگی معاصر است. مردان می‌آموزند که به‌جای فکر کردن به دوردست، بر عبور از امروز تمرکز کنند. چنین تمرکزی، اگرچه در کوتاه‌مدت کارکردی است، اما در بلندمدت احساس رکود و درجا زدن را تقویت می‌کند. نان‌آوری در این شرایط، دیگر فقط پاسخ به نیازهای اقتصادی نیست، بلکه به نوعی مدیریت ناامنی دائمی بدل می‌شود مدیریتی که انرژی روانی زیادی می‌طلبد و کمتر به رسمیت شناخته می‌شود. این آینده‌ی مبهم، یکی از ابعاد خاموش اقتصاد گیگ است که کمتر در روایت‌های رسمی از کار و موفقیت بازتاب می‌یابد، اما نقش مهمی در شکل‌دهی به تجربه‌ی مردان از زندگی، کار و هویت دارد.

در مجموع اقتصاد گیگ و نان‌آوری اجباری، تجربه‌ای است که به‌تدریج عادی شده، اما پیامدهای عمیقی برای هویت مردانه دارد. مردان بسیاری امروز در وضعیتی معلق زندگی می‌کنند نه بیکارند و نه شاغل به معنای کلاسیک.

پرداختن به این وضعیت، نه برای قهرمان‌‌سازی است و نه برای رقابت در رنج، بلکه برای دیدن سازوکاری است که کمتر نام‌گذاری شده است. شاید روز مرد، به‌جای تکرار کلیشه‌ها، بتواند فرصتی باشد برای توجه به این تجربه‌ی خاموش؛ تجربه‌ای که بی‌سروصدا، مردانگی معاصر را شکل می‌دهد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سکه ۲۰۲ میلیون تومان؛ طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسید