10

بهمن

1404


سرویس بین الملل

17 دی 1404 09:33 0 کامنت

تضعیف قوانین بنیادین حقوق بین‌الملل

تحولات سال‌های اخیر در نظام بین‌الملل نشان‌دهنده تضعیف فزاینده قواعد بنیادین حقوق بین‌الملل در برابر منطق قدرت است. یکی از برجسته‌ترین نمودهای این روند، اقدام ایالات متحده در بازداشت نیکولاس مادورو، رئیس جمور ونزوئلا بدون مجوز نهادهای صلاحیت‌دار بین المللی و خارج از سازوکارهای حقوقی مرسوم است. این اقدام نه تنها یک استثناء، بلکه نشانه‌ای از گذار تدریجی نظم جهانی از حاکمیت قانون به حاکمیت قدرت است. به نوعی می توان گفت جهان با پدیده‌ای تحت عنوان قانون‌گریزی نظام‌مند قدرت‌های بزرگ روبرو شده است که می‌توان آن را پدیده‌ای خطرناک برای ثبات و امنیت بین‌الملل دانست.

حقوق بین‌الملل مدرن پس از جنگ جهانی دوم با هدف مهار زور، تضمین صلح و تثبیت اصل حاکمیت دولت‌ها شکل گرفت. منشور ملل متحد به ویژه ماده بند 4 از ماده 2 آن، استفاده از زور و تهدید به آن را در روابط بین‌الملل ممنوع اعلام کرده است. با این حال، تحولات دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که فاصله‌ای عمیق میان قواعد حقوقی و رفتار عملی قدرت‌های بزرگ در حال شکل‌گیری است. بازداشت رئیس جمهور مستقر یک کشور عضو سازمان ملل توسط دولت دیگر،آن هم بدون رای شورای امنیت یا دادگاه بین‌المللی صالح، پرسش‌های بنیادینی را درباره سرنوشت نظم حقوقی جهانی مطرح می‌کند.در نظریه‌های روابط بین‌الملل تقابل میان رویکرد نهادگرایی لیبرال و واقع‌گرایی همواره وجود داشته است. نهادگرایان بر نقش حقوق، رژیم‌ها و نهادهای بین‌المللی تاکید دارند و در مقابل واقع‌گرایان قانون را تابعی از قدرت می‌دانند. رفتار آمریکا در پرونده ونزوئلا را می‌توان نشانه‌ای از غلبه پارادیم واقع‌گرایی دانست. جایی که قانون تنها تا زمانی معتبر است که با منافع راهبردی قدرت مسلط تعارض نداشته باشد.

بازداشت مادورو؛ نقض صریح اصل حاکمیت دولت‌ها

اصل برابری حاکمیتی دولت‌ها از مبانی غیرقابل‌ انکار حقوق بین‌الملل است. بازداشت رئیس‌جمهور یک کشور مستقل به منزله مداخله مستقیم در امور داخلی یک دولت محسوب می‌شود و با روح و نص منشور ملل متحد در تعارض آشکار قرار دارد.

فقدان صلاحیت قضایی

ایالات متحده آمریکا بدون هیچگونه حکمی از دادگاه بین‌المللی دادگستری یا دیوان کیفری بین‌المللی مادورو را به عنوان مجرم فراملی دانسته است. این اقدام باعث مخدوش شدن اصل صلاحیت سرزمینی و تضعیف نظام حقوقی بین‌المللی می‌شود.

استفاده ابزاری از مفاهیم حقوق بشری

توجیه رسمی آمریکا غالبا بر مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر و مبارزه با فساد استوار است اما این مفاهیم به صورت گزینشی به کار گرفته می‌شوند. در مجموع این اقدام عملا سه اصل بنیادین نظم جهانی را با چالش مواجه می‌کند. اصل حاکمیت ملی دولت‌ها، اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و انحصار استفاده مشروع از زور در چارچوب نهادهای بین المللی. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که اگر یک قدرت بزرگ بتواند خارج از سازوکارهای رسمی، رهبر یک کشور دیگر را بازداشت کند، چه چیزی مانع تکرار این الگو علیه سایر دولت‌ها خواهد شد؟

آیا عرصه نظام بین‌الملل بی‌قانون شده است؟

با وجود این روند نگران‌کننده، نمی‌توان گفت حقوق بین‌الملل به طور کامل فرو پاشیده شده است. نهادها و قواعد هچنان وجود دارند اما مشکل اصلی در اجرای تبعیض‌آمیز آن‌ها است.جهان امروز شاید وارد عصر بی‌قانونی مطلق نشده است اما به وضوح در حال تجربه بی‌الزامی قانون برای قدرت‌های بزرگ است.

پیامدهای رویکرد ایالات متحده

ادامه چنین رویکردی را باید فراتر از ونزوئلا دانست. کاهش اعتمادی دولت‌ها نسبت به قواعد بین‌المللی، تشویق سایر دولت‌ها به قانون‌گریزی متقابل و تضعیف جایگاه سازمان ملل از پیامدهای این اقدام ایالات متحده هستند. در چنین جهانی قانون نه یک قاعده الزام‌آور بلکه یک ابزار سیاسی تلقی خواهد شد. پرونده ونزوئلا نشان می‌دهد که منطق قدرت به تدریج جایگزین منطق قانون در روابط بین‌الملل شده است.

بازداشت نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده را می‌توان نشانه‌ای هشدار‌دهنده از بحران در نظم بین‌المللی دانست. بحرانی که در آن، قانون بیش از آن که محدودکننده قدرت باشد به ابزاری در خدمت آن تبدیل شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، امنیت حقوقی نه تنها برای کشورهای ضعیف، بلکه برای کل نظام جهانی تضعیف می‌شود. بازداشت نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده نه صرفاً یک اقدام سیاسی، بلکه نشانه‌ای ساختاری از بحران در نظم حقوقی جهانی است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

رکورد عجیب، قیمت دلار از ۱۵۱ هزار تومان گذشت