10

بهمن

1404


اجتماعی

25 دی 1404 09:09 0 کامنت

زبان به‌مثابه میدان قدرت پنهان

زبان هرگز خنثی نیست حتی ساده‌ترین شوخی‌ها حامل روابط قدرت، ارزش‌ها و هنجارها هستند. در تحلیل گفتمان، زبان نه بازتاب واقعیت، بلکه سازنده‌ی آن تلقی می‌شود. وقتی مصرف مواد در زبان نوجوانان از قالب هشدار، منع و اضطراب خارج می‌شود و به شوخی، طعنه یا اصطلاحات خودمانی بدل می‌گردد، جایگاه اجتماعی مصرف تغییر می‌کند. مصرف از یک رفتار حاشیه‌ای به کنشی قابل‌گفتن، قابل ‌نمایش و قابل‌ خندیدن تبدیل می‌شود. در شبکه‌‌های اجتماعی، این تغییر زبانی با سرعت بیشتری رخ می‌دهد. الگوریتم‌ها محتوای طنزآمیز را تقویت می‌کنند و زبان شوخ، بیشتر دیده و بازنشر می‌شود. در نتیجه روایت‌هایی که مصرف مواد را سبک، گذرا یا حتی نشانه‌ی رهایی معرفی می‌کنند جای روایت‌های هشداردهنده را می‌گیرند. این جابه‌جایی روایی، قدرت قضاوت اخلاقی را تضعیف می‌کند زیرا آنچه موضوع شوخی است، به‌ سختی می‌تواند موضوع ترس باشد.

طنز به‌عنوان مکانیسم دفاع جمعی

طنز در روانشناسی اغلب به‌ عنوان مکانیسم دفاعی و راهی برای مواجهه‌ی غیرمستقیم با اضطراب، ترس و تعارض شناخته می‌شود. در بستر شبکه‌‌های اجتماعی، این مکانیسم از سطح فردی فراتر می‌رود و به دفاعی جمعی تبدیل می‌شود. شوخی با مصرف مواد، در بسیاری از موارد، واکنشی به فشارهای روانی، ناامیدی و تجربه‌ی زیست در شرایط ناپایدار است. طنز، درد را قابل‌تحمل می‌کند، اما هم‌ زمان خطر را نامرئی می‌سازد. وقتی مصرف در قالب شوخی روایت می‌شود پیام ضمنی آن این است که اینقدرها هم جدی نیست. این پیام، اضطراب اخلاقی و وجودی مرتبط با مصرف مواد را کاهش می‌دهد. نوجوانی که در معرض این روایت‌هاست پیش از آنکه با پیامدهای واقعی مصرف روبه‌رو شود، با نسخه‌ای خنثی‌شده و بی‌تنش مواجه می‌شود. این مواجهه‌ی مکرر، نوعی بی‌حسی هیجانی ایجاد می‌کند یعنی وضعیتی که در آن خطر دیگر واکنشی برنمی‌انگیزد.

در سطح اجتماعی، طنز جمعی نوعی همدستی نمادین می‌سازد. خندیدن به یک میم، نوعی مشارکت است حتی اگر فرد مصرف‌کننده نباشد. این مشارکت، مرز میان ناظر و عامل را کمرنگ می‌کند. در چنین فضایی، مصرف دیگر کنشی فردی با پیامدهای شخصی نیست، بلکه بخشی از یک روایت جمعی است که خنده، آن را مشروع می‌کند. اینجاست که طنز، از ابزار رهایی به عامل عادی‌سازی صرف مواد تبدیل می‌شود.

سیاست بی‌خطرسازی

میم‌ها به‌عنوان واحدهای فرهنگی سریع‌‌الانتقال، نقش مهمی در شکل‌‌دهی به معنا در فضای دیجیتال دارند. ویژگی اصلی میم، سادگی، تکرارپذیری و قابلیت همذات ‌پنداری است. وقتی مصرف مواد به سوژه‌ی میم تبدیل می‌شود، از یک تجربه‌ی پیچیده و پرخطر به تصویری فشرده، خنده‌‌دار و قابل‌اشتراک تقلیل می‌یابد. این تقلیل، سیاستی نانوشته اما موثر در بی‌خطرسازی است. میم‌ها معمولا بر لحظه‌ی لذت، رهایی یا خستگی تمرکز می‌کنند و پیامدها را حذف یا به حاشیه می‌رانند. در این روایت تصویری، مصرف نه آغاز یک چرخه‌‌ی وابستگی، بلکه پاسخ فوری به فشار زندگی روزمره نشان داده می‌شود. این چارچوب‌بندی، مصرف را به راه‌حل بدل می‌کند، نه مسئله. مخاطب، بدون آنکه متوجه شود با الگویی مواجه می‌شود که مصرف را عقلانی، موقت و قابل‌کنترل جلوه می‌دهد. در نهایت، سیاست بی‌خطرسازی میم‌ها نه از طریق انکار خطر، بلکه از طریق حذف آن عمل می‌کند. آنچه دیده نمی‌شود احساس نمی‌شود. و آنچه احساس نمی‌شود، تصمیم را به تاخیر می‌اندازد تصمیمی که وقتی گرفته می‌شود، اغلب دیر شده است.

زبان غیررسمی و فروپاشی مرزهای هنجاری

زبان غیررسمی نوجوانان، زبانی زنده، سیال و به‌شدت تاثیرپذیر از شبکه‌های اجتماعی است. این زبان با حذف فاصله‌های رسمی، مرزهای هنجاری را نیز تضعیف می‌کند. وقتی مصرف مواد با اصطلاحات خودمانی، مخفف‌ها و کنایه‌ها بیان می‌شود بار اخلاقی آن کاهش می‌یابد. واژه‌ها دیگر هشداردهنده نیستند و صمیمی‌اند و صمیمیت، خطر را اهلی می‌کند. در این زبان، مصرف اغلب با واژه‌هایی توصیف می‌شود که خنثی یا حتی مثبت‌اند. این انتخاب واژگانی تصادفی نیست. زبان غیررسمی امکان می‌دهد درباره موضوعات ممنوعه بدون مواجهه با اضطراب صحبت شود. نوجوان، از طریق این زبان هم فاصله‌اش را با گفتمان رسمی بزرگسالان حفظ می‌کند و هم احساس کنترل بر روایت خود دارد. از منظر جامعه‌شناسی زبان، این فرایند نوعی بازتعریف هنجار است. آنچه در زبان روزمره تکرار می‌شود به ‌تدریج مشروعیت می‌یابد. وقتی مصرف به بخشی از گفتگوی عادی تبدیل می‌شود حساسیت اجتماعی نسبت به آن کاهش می‌یابد. این کاهش حساسیت نه از طریق اقناع عقلانی که از طریق عادت زبانی رخ می‌دهد.

شوخی و تعلیق مسئولیت

یکی از پیامدهای مهم شوخی با مصرف، تعلیق مسئولیت فردی است. شوخی به‌ طور ساختاری، امکان جدی نگرفتن را فراهم می‌کند. وقتی مصرف در قالب طنز بیان می‌شود، گوینده و شنونده هر دو می‌توانند از پذیرش کامل پیامدها عقب‌نشینی کنند. این ابهام، مسئولیت را معلق می‌گذارد و تصمیم را بی‌وزن می‌کند. مسئولیت زمانی فعال می‌شود که کنش به‌عنوان انتخابی آگاهانه و معنادار درک شود. شوخی این معنا را تضعیف می‌کند. مصرف، دیگر انتخابی با پیامدهای بلندمدت نیست، بلکه واکنشی لحظه‌ای، قابل‌خندیدن و قابل‌فراموشی است. این بازنمایی، قدرت بازدارندگی آگاهی را کاهش می‌دهد. شوخی همچنین امکان فاصله‌گذاری فراهم می‌کند. فرد می‌تواند درباره مصرف حرف بزند، بدون آنکه متعهد به آن باشد. این فاصله‌گذاری، مرز میان گفتار و عمل را محو می‌کند. وقتی گفتار پر از اشاره‌های مصرف است، عمل دیگر جهشی ناگهانی به نظر نمی‌رسد و ادامه‌ی طبیعی گفتگو جلوه می‌کند.

هویت و مصرف نمادین

نوجوانی دوره‌ی ساختن هویت است هویتی که از طریق زبان و نماد شکل می‌گیرد. مصرف مواد، پیش از آنکه به تجربه‌ای زیستی تبدیل شود، می‌تواند به نشانه‌ای هویتی بدل شود. شوخی با مصرف، استفاده از میم‌ها و زبان خاص، امکان بازی با این نشانه را فراهم می‌کند، بدون آنکه هزینه‌ی کامل آن پرداخت شود. در این سطح نمادین، مصرف به معنای واقعی‌اش رخ نمی‌دهد، اما حضور دارد. نوجوان می‌تواند خود را در جایگاه «کسی که می‌داند»، «کسی که فاصله دارد» یا «کسی که متعلق است» قرار دهد. این بازی هویتی، جذاب است زیرا هم احساس تمایز می‌دهد و هم خطر را دور نگه می‌دارد. اما همین حضور نمادین، مرزهای روانی را جابه‌جا می‌کند هویت نوجوانانه به‌شدت وابسته به تایید گروه همسالان است. شوخی‌های مشترک، میم‌های مشترک و زبان مشترک، پیوند می‌سازند. در این پیوند، مصرف می‌تواند به نشانه‌ای از تعلق بدل شود؛ حتی اگر هنوز رخ نداده باشد. اینجاست که مصرف از انتخاب فردی به ابزار ارتباطی تبدیل می‌شود. این فرایند الزاما آگاهانه نیست. نوجوان ممکن است خود را منتقد مصرف بداند، اما در سطح نمادین، در بازتولید آن مشارکت کند. این دوگانگی، نشان می‌دهد که عادی‌سازی بیش از آنکه در سطح باور رخ دهد، در سطح معنا عمل می‌کند جایی که هویت، پیش از تصمیم، شکل می‌گیرد.

بازاندیشی در پیشگیری

اگر عادی‌سازی مصرف در سطح زبان، شوخی و میم رخ می‌دهد، پیشگیری نیز نمی‌تواند صرفا به هشدارهای مستقیم محدود بماند. گفتمان‌های رسمی که مصرف را تنها در قالب خطر، آسیب و منع بازنمایی می‌کنند، اغلب با زبان زیسته‌ی نوجوانان بیگانه‌اند. این شکاف زبانی، پیام پیشگیرانه را بی‌اثر می‌کند؛ زیرا مخاطب خود را در آن نمی‌بیند. بازاندیشی در پیشگیری مستلزم توجه به لایه‌های پنهان معناست. باید فهمید که نوجوانان چگونه درباره مصرف حرف می‌زنند، می‌خندند و معنا می‌سازند. مواجهه‌ی مؤثر، نه با سرکوب شوخی، بلکه با بازکردن فضای گفت‌وگو درباره کارکردهای آن ممکن است. پرسش از اینکه «چرا می‌خندیم؟» می‌تواند آغاز آگاهی باشد. پیشگیری زمانی موثر است که تجربه‌ی زیسته‌ی نوجوان را جدی بگیرد. طنز، نشانه‌ی بی‌مسئولیتی نیست، بلکه اغلب نشانه‌ی فشار است. اگر این فشار دیده نشود، هشدارها به دیوار بی‌تفاوتی می‌خورند. گفتگو درباره مصرف باید بتواند هم شوخی را بفهمد و هم خطر را بازگرداند.

این بازگرداندن خطر، نه با ترساندن، بلکه با معنادار کردن ممکن است. وقتی نوجوان بفهمد که شوخی چگونه تصمیم را تغییر می‌دهد، امکان انتخاب آگاهانه افزایش می‌یابد. هدف، حذف طنز نیست، بلکه شکستن انحصار آن است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سکه ۲۰۲ میلیون تومان؛ طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسید