اقتصادی
برای سالهای متمادی، ثروت ملی با کنترل و مالکیت منابع طبیعی و فیزیکی مشخص میشد و نیروی کار انسانی، تولیدات کشاورزی، مواد معدنی و زمین، پایههای اقتصاد هر کشوری بودند. اما از اواخر قرن بیستم با ظهور امور مالی، فناوری و خدمات شرایط بهگونه دیگر شد.
نوآوری، آموزش و دانش به تدریج به جزء جداییناپذیر تولید ناخالص داخلی تبدیل شدند و فرصتی را برای ظهور اقتصاد دیجیتال فراهم کردند که قرن بیست و یکم را تحت تأثیر قرار داد.
تغییر از اقتصاد منابع به داده
تغییر از اقتصادهای مبتنی بر منابع به اقتصادهای مبتنی بر داده، یک تحول عظیم اقتصادی در دوران معاصر است. باید توجه داشت که در اواسط قرن بیستم «دانش، خدمات و اطلاعات» اجزای جداییناپذیر اقتصاد پساصنعتی بودند. این گذار با ظهور اینترنت، ارتباطات از راه دور و محاسبات از دهه ۱۹۸۰ تا سالهای اخیر تحقق یافت. تا دهه ۲۰۰۰، دادهها به یک عامل تولید حیاتی تبدیل شده بودند که اهمیت آن را تنها میتوان با سرمایه، نیروی کار و زمین مقایسه کرد. در این میان؛ موفقیت سازمانهایی مانند علیبابا، فیسبوک، آمازون و گوگل نشان میدهد که چگونه ایجاد ارزش با ظرفیت جمعآوری، کسب درآمد و تجزیه و تحلیل اطلاعات مرتبط است. این شرکتها از طریق سیستمهای داده عظیم که زیربنای هوش مصنوعی، لجستیک و تبلیغات هستند، بر اقتصاد جهان تسلط یافتهاند. عبارت «داده، نفت جدید است» این تغییر الگو را توضیح میدهد. یعنی دادهها ویژگیهای مشابهی با نفت دارند، زیرا تنها در صورتی میتوانند ارزش ایجاد کنند که استخراج، بهبود و توزیع شوند. اما دادهها با نفت متفاوت هستند زیرا غیررقابتی هستند.
دیجیتالی شدن اقتصاد بینالمللی نشان میدهد که ثروت ملی به طور فزایندهای به اکوسیستمهای نوآوری، قابلیتهای سایبری و زیرساختهای داده به جای محصولات فیزیکی متکی است. این گذار، پویاییهای اجتماعی و ژئوپلیتیکی را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد. کشورهایی مانند چین و ایالات متحده که رهبران جهانی در هوش مصنوعی، محاسبات ابری و تولید داده هستند، انواع جدیدی از قدرت را دارند که از معیارهای صنعتی متعارف فراتر میرود. کشورهایی که از منابع طبیعی برخوردارند اما فاقد زیرساخت دیجیتال کارآمد هستند، احتمالا در معرض خطر حاشیهنشینی اقتصادی باشند، زیرا عوامل تعیینکننده رقابت از مواد معدنی و زمین به سیستمها و الگوریتمهای اطلاعاتی منتقل میشوند.
دادهها؛ یک دارایی اقتصادی جدید
قدرت اقتصادی دادهها از مقیاسپذیری و تطبیقپذیری آن ناشی میشود. این دادهها از فناوریهای بنیادی انقلاب صنعتی چهارم، از جمله اتوماسیون، تجزیه و تحلیل پیشبینی، یادگیری ماشینی (ML) و هوش مصنوعی (AI) پشتیبانی میکنند. دولتها و سازمانها از دادهها برای ارائه محصولات، پیشبینی روندها و بهینهسازی عملیات استفاده میکنند. برخلاف محصولات ملموس، دادهها را میتوان بدون کاهش دوباره استفاده کرد. هزینه تولید نهایی دادهها تقریباً صفر است و آن را به موتور بیرقیب رشد اقتصادی کشورها تبدیل میکند. با این وجود، ارزش اقتصادی دادهها به همسویی آن با اکوسیستمهای دیجیتال، دسترسی و کیفیت آن متکی است. دادههای پردازش نشده و خام کمترین کاربرد را دارند و در نتیجه، پالایش آن از طریق تجزیه و تحلیل، پردازش نرمافزار و الگوریتمها، آن را به سرمایه اقتصادی تبدیل میکند.
از دیدگاه اقتصاد کلان، دادهها باعث افزایش بهرهوری در بخشهای مختلف اقتصادی میشوند. به عنوان مثال، در صنعت کشاورزی، حسگرها و ماهوارهها میتوانند پیشبینی عملکرد را تقویت کنند. کلانداده، ارائه خدمات درمانی، نظارت بر بیماریها و تصمیمگیری در بخش مراقبتهای بهداشتی را بهبود میبخشد. بنابراین، نقش اقتصادی جدید دادهها از طریق همبستگی آن با بهرهوری آشکار میشود. با این حال، اقتصادهای مبتنی بر داده نیز در معرض چالشهای متعددی قرار دارند. مسائل حیاتی، مانند سوگیری الگوریتمی، انحصارهای دیجیتال، تهدیدات سایبری و حریم خصوصی دادهها، نگرانیهای اقتصادی اصلی امروز هستند. تمرکز دادهها در سازمانهای چندملیتی نگرانیهایی را در رابطه با حاکمیت کشورها و رقابت در بازار ایجاد میکند. این امر منجر به سرمایهداری نظارتی شده که استخراج دادهها به مکانیسمی برای انباشت ثروت تبدیل میشود. بنابراین، اینعدم تقارنها را میتوان از طریق همکاری جهانی و نوآوری نظارتی مدیریت کرد.
تأثیرات بر رشد و توسعه اقتصادی
عوامل داده، منابع و اطلاعات دیجیتالی هستند که برای فعالیتهای تجاری و اجتماعی اساسی هستند. این منابع و جزئیات، مزایای اقتصادی را برای کاربران و مالکان فراهم میکنند. در اقتصادهای معاصر، دادهها به عنوان یک عامل تولید مدرن در کنار زمین، سرمایه و نیروی کار شناخته میشوند. دادهها به عنوان یک عامل تولید، تأثیر قابل توجهی بر رقابتپذیری اصلی ملی دارند. اهمیت راهبردی آن به عنوان یک عامل اقتصادی در سراسر جهان شناخته شده و اقتصادهای بزرگ را بر آن داشته است تا رشد آن را در ابتکارات ملی خود ادغام کنند. ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ «طرح اقدام راهبردی دادههای فدرال» را برای استفاده از دادهها به عنوان یک منبع استراتژیک پیشرو ایجاد کرد. به طور مشابه، اتحادیه اروپا سندی برای بررسی چگونگی ادغام دادهها در بخشهای کلیدی مانند مراقبتهای بهداشتی و صنعت تهیه کرد. بطوریکه، اقتصاد دیجیتال به دلیل نوآوری در بخشهای تجارت الکترونیک، محاسبات ابری و نرمافزار، محرک اصلی رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده است. در این راستا، سهم اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی ایالات متحده از سال ۲۰۰۵ رو به افزایش بوده است. در واقع، دادهها به عنوان یک عامل افزایشدهنده و کاتالیزور برای رشد اقتصادی کشورها عمل میکنند. این عامل با ترویج نوآوری هدفمند، مدلسازی پیشبینیکننده و تصمیمگیری به موقع، کارایی را بهبود میبخشد. صنایع تولیدی، لجستیک، مراقبتهای بهداشتی، مالی و سایر صنایعی که به طور مؤثر از دادهها استفاده میکنند، تمایل به دستیابی به دستاوردهای عظیم بهرهوری دارند. در مدیریت زنجیره تأمین، استفاده از تجزیه و تحلیل کلانداده میتواند ضایعات و هزینههای عملیاتی را کاهش دهد. به طور مشابه، استفاده از کلانداده در بخش مراقبتهای بهداشتی، هزینههای درمان را کاهش داده و نتایج بیماران را بهبود میبخشد. تأثیرات تجمعی این پیشرفتها به افزایش تابآوری و خروجی اقتصادی منجر میشود. علاوه بر این، شواهد تجربی نشان میدهد که کشورهایی با اکوسیستمهای داده باز و زیرساختهای دیجیتال قوی، افزایش اشتغالزایی، رقابتپذیری و رشد شتابان تولید ناخالص داخلی را تجربه میکنند. برعکس، کشورهایی که در دیجیتالی شدن عقب میمانند، در معرض خطر از دست دادن فرصتهای رشد و افزایش شکافهای توسعه قرار دارند. ظهور اقتصاد دیجیتال، توضیح ایجاد ارزش را گسترش داده است. داراییهای نامشهود، از جمله پلتفرمهای دیجیتال، الگوریتمها، حق ثبت اختراع و نرمافزار، درصد زیادی از سرمایه جهانی را تشکیل میدهند. این سهم بزرگ، نمادگذار به چارچوبهای اقتصادی نوآورانه است. کشورهایی مانند سنگاپور، کره جنوبی و ایالات متحده، این الگو را نشان میدهند، زیرا رقابت اقتصادی آنها به تواناییهای تجزیه و تحلیل دادهها، تحقیق و نوآوری متکی است. این تغییر همچنین باعث ظهور صنایع جدید، به ویژه محاسبات ابری، امنیت سایبری و هوش مصنوعی شده است. این صنایع پیشرفت و تنوع فناوری را ارتقا دادهاند. با وجود این مزایای اقتصادی، دادهها اشکال جدیدی از وابستگی و نابرابری ایجاد میکنند. شکاف دیجیتال بین کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، نشاندهنده نابرابریهای صنعتی شدن در گذشته است. کشورهای ثروتمند صاحب پلتفرمهای دیجیتال بزرگ، شبکههای ابری و مراکز داده هستند که بر زیرساختهای اقتصاد دیجیتال تسلط دارند. برعکس، کشورهای در حال توسعه دادههای خام را بدون بهرهمندی از مزایای مشابه، در اختیار اقتصادهای پیشرفته قرار میدهند. در نهایت، آنها در معرض خطر وابستگی به ارائهدهندگان فناوری سایر کشورها قرار میگیرند و نوعی استعمار نو دیجیتال ایجاد میکنند. البته، پیامدهای زیستمحیطی دیجیتالی شدن چالشهای عظیمی را ایجاد میکند. به عنوان مثال، مراکز داده مقادیر عظیمی از آب و انرژی را مصرف میکنند که منجر به انتشار کربن میشود. افزایش پردازش و ذخیرهسازی دادهها نیازمند فناوریهای پایدار برای غلبه به هزینههای زیستمحیطی است. دولتها نقش مهمی در تضمین این دارند که دادهها منجر به توسعه عادلانه شوند. آنها میتوانند در حکمرانی مؤثر، زیرساختها و سواد دیجیتالی برای انجام این نقش سرمایهگذاری کنند. علاوه بر این، دولتها باید سیاستهایی را تدوین کنند که کارآفرینی دیجیتال، امنیت سایبری و دسترسی به دادهها را تقویت کند تا رشد اقتصادی فراگیر را ارتقا دهد. همچنین، آنها باید با مؤسسات بینالمللی، شرکتهای خصوصی و سازمانهای دولتی برای دموکراتیزه کردن مزایای دادهها همکاری کنند.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
معاون ارزی بانک مرکزی منصوب شد
حواشی هفته؛
تشریح آخرین پیشبینی آب و هوایی هرمزگان
پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته ۱۴۰۴ کامل پرداخت شد
سایت ایرانخودرو بسته شد
واکنش امباپه به شکست رئال برابر بنفیکا؛ غلفت کردیم اما جبران میکنیم
انتخابات فدراسیون تکواندو؛ کرمی ثبت نام کرد
ثبت ۶۰۰ شکایت رسمی از دولت ترامپ طی یک سال
راهی برای کاهش هزینه سوخت خودرو
پایه و جهتدهنده انقلاب اسلامی، اندیشه مهدویت است
لغو پروازهای شبانه لوفتهانزا به تل آویو تمدید شد
کاهش ۲۵ درصدی منابع سازمان انتقال خون
اعلام شرایط و زمان ثبتنام المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی
کاهش سن ورود به پیشدبستانی هنوز مصوب نشده است
استقلال به پرداخت ۵ میلیارد تومان محکوم شد