فرهنگی و هنری
هاروکی موراکامی، نامی که اکنون در ادبیات جهان طنینی آشنا و اثیری دارد، بیش از هر چیز با رمانهای پیچیده و رویاگونش شناخته میشود. آثاری که در آنها شخصیتهای تنها، گربههای گمشده، چاههای عمیق و موسیقی جز، نقشی اساسی در بافت داستانی ایفا میکنند.
اما جهان موراکامی تنها به رمانهای بلند محدود نمیشود. او در قالبهای گوناگونی، از مقاله و سفرنامه گرفته تا داستان کوتاه و حتی تفسیر هنری، به کاوش در مضامین محوری ذهنش پرداخته است. سه اثر متفاوت اما به هم پیوستهای که در این مقاله به آنها میپردازیم، یعنی «کافکا در کرانه»، «شهر و دیوارهای نامطمئنش» و «داستانهای مانگا»، هر یک دریچهای جداگانه اما مکمل به جهانبینی این نویسنده میگشایند. این سه کتاب، سه رویکرد متفاوت به دغدغههای همیشگی موراکامی هستند: مواجهه با گذشته و تاریخ، مفهوم تنهایی در کلانشهرهای مدرن و قدرت روایت در قالبهای بصری. گویی موراکامی از سه مسیر موازی خواننده را به سفری مشترک دعوت میکند سفری که مقصد آن نه رسیدن به پاسخهایی قطعی، که تجربهی حس گمگشتگی، جستجو و شگفتی در جهانی است که در عین آشنا بودن، عمیقا غریب به نظر میرسد. بررسی این آثار، نه تنها درک ما را از وسعت خلاقیت موراکامی عمیقتر میسازد، بلکه نشان میدهد که چگونه یک درونمایهی واحد میتواند در قالبی روایی، مقالهای شخصی و تصویری نمود یابد و هر بار وجه تازهای از خود را عریان کند.
کافکا در کرانه
کافکا در کرانه، که از آن به عنوان یکی از پیچیده ترین و بلندپروازانهترین رمانهای موراکامی یاد میشود، روایتی دوپاره و سپس چندپاره را پیش روی خواننده میگذارد. از یک سو، نوجوان پانزدهسالهای به نام کافکا تامورا که از خانه فرار میکند تا از نفرینی باستانی بگریزد و در کتابخانهای اسرارآمیز پناه میگیرد و از سوی دیگر، ساتورو ناکاتا، پیرمردی سالخورده که پس از یک حادثه مرموز در کودکی توانایی صحبت با گربهها را پیدا کرده است و ناخواسته درگیر ماجرایی عجیب میشود. این دو خط روایی، همانند دو ملودی مجزا در یک سمفونی، به تدریج و با ظرافتی حیرتآور به سوی هم حرکت میکنند. رمان، مضامین سنگینی چون تقدیر در برابر اختیار، تابوی زنا با محارم، خشونت جنگ جهانی دوم (به ویژه نقش ژاپن در آن) و قدرت شفابخش یا ویرانگر هنر و موسیقی را در لایهای از رئالیسم جادویی غرق میکند. موراکامی در این اثر، همچون یک آهنگساز چیره دست، عناصر به ظاهر نامربوط را کنار هم میچیند: باران ماهیها و خونآبه از آسمان، ورود به جنگلی که گذر زمان در آن متوقف شده، و روحی که در قالب شخصی به نام سرهنگ ساندرز ظاهر میشود. کافکا در کرانه بیش از آن که داستانی خطی باشد، تجربهای ادراکی است دعوتی است به تسلیم شدن در برابر جریان ناخودآگاه جمعی و پذیرش این که در جهانی موراکامی، منطق رویاها بر منطق واقعیتِ ساده پیشی میگیرد.
شهر و دیوارهای نامطمئنش
شهر و دیوارهای نامطمئنش یک رمان کوتاه و داستانی مستقل از موراکامی است که بار دیگر موتیفهای محبوبش را در قالبی تازه و فشرده به کار میگیرد.
داستان حول محور رابطهای عاشقانه و سپس ناپدید شدن مرموز یکی از دو طرف میچرخد. راوی داستان، مردی میانسال، داستان عشق خود به زنی به نام ماریکو را روایت میکند رابطهای عمیق و آرام که ناگهان با ناپدید شدن بیسر و صدای ماریکو بدون هیچ توضیحی، متلاشی میشود. این ناپدید شدن، همچون دیواری نامرئی و نامطمئن، بین راوی و گذشتهاش، و همچنین بین او و درکش از واقعیت، قد علم میکند. موراکامی با مهارتِ همیشگیاش، این فقدان ناگهانی را به استعارهای گسترده برای شهر و زندگی درون آن تبدیل میکند. شهری که در آن زندگی میکنیم، با تمام دیوارهای فیزیکی و عاطفیاش، میتواند ناگهان کسی را که بیشتر از هر کس به او نزدیک بودهای ببلعد و هیچ ردپایی به جای نگذارد. راوی در جستجوی پاسخ، در خیابانها و محلههای شهر سرگردان میشود و این بار، شهر نه فضایی آشنا، که هزارتویی غریب و بیاحساس به نظر میرسد. دیوارهای شهر، که زمانی نماد امنیت و محدوده بودند، اکنون نامطمئن جلوه میکنند هم میتوانند پناه دهند و هم میتوانند پنهان کنند، هم آشنا به نظر برسند و هم بیگانه. این رمان کوتاه، تمرینی است در «هنر از دست دادن» و مواجهه با ابهامِ مطلق. برخلاف آثار بلند موراکامی که در آنها شخصیتها اغلب به دنیاهای موازی سفر میکنند، در اینجا راوی در همین دنیای واقعی به ظاهر عادی گرفتار است، ولی واقعیتی که او میشناخت با ناپدید شدن معشوقش فروپاشیده است. موسیقی به احتمال زیاد جز نوشیدنیهای ساده، و توصیفات جزئی از فضاهای شهری، بافت پسزمینهی این داستان اندوهبار را میسازند. «شهر و دیوارهای نامطمئنش» حکایتی است از عشقی ناتمام و خاطرهای که به وسواسی فکری تبدیل می شود و نشان میدهد که چگونه فقدان یک نفر میتواند تمام جغرافیای ذهنی و عاطفی فرد و حتی تصورش از شهری که در آن زندگی میکند را دگرگون و ناامن کند.
داستانهای مانگا
مجموعه داستانهای مانگا نقطه اتصال جذاب دنیای ادبیات موراکامی با هنر گرافیک است. در این پروژه، موراکامی چندین داستان کوتاه خود عمدتا از مجموعههای فیل ناپدید میشود و هنگام غروب را در اختیار گروهی از مانگاکاها نویسندگان و تصویرگران کمیک ژاپنی قرار داد تا هر یک با سبک منحصر به فرد خود، آنها را به تصویر بکشند. نتیجه، کتابی شگفتانگیز است که در آن داستانهای کلاسیکی مانند یک شوم ارثی، آدمکبابی، فیل ناپدید میشود و هنگام غروب رنگ و بوی تازهای به خود میگیرند.
قدرت این اثر در تضاد و هماهنگی میان متن و تصویر است. تصویرگران مختلف، با تفسیرهای بصری متفاوت خود، بر جنبههای گوناگون داستانها تاکید میکنند؛ گاهی فضایی رئال و گاهی سورئال خلق میکنند، و گاه لحن طنزآمیز پنهان در داستان را آشکارتر میسازند. این کتاب نه تنها برای علاقهمندان به موراکامی، که برای دوستداران هنر مانگا نیز جذاب است، زیرا نشان میدهد داستانهای به ظاهر ساده و چقدر قابلیت تفسیرهای چندلایه و بصری را دارند. داستانهای مانگا ثابت میکند که هستهی روایی آثار موراکامی چنان قدرتمند است که میتواند از مرزهای ادبیات نوشتاری فراتر رود و در مدیومی کاملاً متفاوت نیز نفس بکشد و تاثیر خود را بگذارد.
درونمایههای مشترک
با وجود تفاوت در قالب و ساختار،این سه اثر بر بستر درونمایههای مشترک و آشنا برای خوانندگان موراکامی بنا شدهاند. تنهایی سنگ بنای هر سه اثر است: تنهایی کافکای نوجوان در فرار از سرنوشتش، تنهایی نویسندهای در شهری غریب که در شهر و دیوارهای نامطمئنش توصیف میشود، و تنهایی شخصیتهای داستانهای کوتاه در داستانهای مانگا که در موقعیتهای عجیب گرفتار آمدهاند.
این تنهایی اما هرگز ایستا نیست؛ به جستجو تبدیل میشود. جستجو برای هویت، برای حقیقتِ یک راز، برای مکانی امن، یا برای فردی گمشده. این جستجو مستلزم گذر از دیوارهاست؛ دیوارهایی که میتوانند ملموس باشند، مانند دیوارهای شهرها، یا ناملموس، مانند دیوارهای حافظه، تابوهای اجتماعی، یا مرزهای بین واقعیت و خیال. کافکا تامورا از دیوار جنگل میگذرد، موراکامی در سفرهایش از دیوارهای فرهنگی عبور میکند، و شخصیتهای داستانهای کوتاه با پدیدههایی روبهرو میشوند که دیوارهای درک عادی را درهم میشکنند. این سفر درونی و بیرونی، هستهی تمام این آثار را تشکیل میدهد.
سفری برای همگان
این سه کتاب میتوانند به سه نقطهی شروع متفاوت برای سه گروه مختلف از علاقهمندان تبدیل شوند.
برای کسانی که تازه با موراکامی آشنا شدهاند و جسارت ورود به دنیای پیچیدهاش را دارند، کافکا در کرانه یک چالش ادبی غنی و به یاد ماندنی است. برای آنهایی که پس از خواندن چند رمان، مشتاق شنیدن صدای واقعی نویسنده و فهم منشاء الهاماتش هستند، شهر و دیوارهای نامطمئنش مانند یک گفتگوی صمیمی و روشنگر عمل میکند. و برای علاقهمندان به هنر کمیک و مانگا، یا کسانی که ترجیح میدهند نخست با تصاویر به جهان موراکامی پا بگذارند، داستانهای مانگا دریچهای جذاب و دستیافتنی است. در نهایت، مطالعهی این سه اثر در کنار هم، تصویری سهبعدی و همه جانبه از هاروکی موراکامی به دست میدهد نویسندهای که همچون شخصیتهای داستانهایش، در حال جستجو است: جستجو برای روایتی که بتواند مه آلودگی وجود، زمزمهی خاطرات جمعی و زیبایی غریب لحظات گذرا را در قالب کلمات، خاطرات و حتی تصاویر به دام بیندازد.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
بستههای اینترنتی استفادهنشده تمدید میشوند
جزئیات صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان
زمان برگزاری آزمونهای مرحله اول المپیادهای علمی دانشآموزی اعلام شد
ترکیب پرسپولیس و فولاد اعلام شد/ اولین حضور دنیل گرا
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
آغاز مرحله دوم پرداخت کالابرگ از ۱۵ بهمن/کالا به وفور وجود دارد
بخشش اضافه خدمت مشمولان غایب به شرط ارائه مدرک مهارت آموزی
دوپینگ، ۳ ورزشکار پرورش اندام را ۴ سال محروم کرد
زلزله در بازار فلزات گرانبها
احتمال لغو اعزام تیم ملی دوچرخه سواری به قهرمانی آسیا
اگر آمریکا به دنبال مذاکره است در فضای تهدید نمیتوان مذاکره کرد
کاهش سرعت ریزش بورس/ نماد خودروییها متوقف شدند
دستور پزشکیان به اعضای کابینه برای پیگیری مسائل خانواده آسیب دیدگان
افزایش قیمت بلیت اتوبوس تا پایان سال
اعلام آرای کمیته وضعیت بازیکنان