12

بهمن

1404


اجتماعی

12 بهمن 1404 09:23 0 کامنت

علی‌رغم تلقی سنتی از زندان به‌عنوان ابزار بازدارنده اصلی، مطالبات جدید جامعه و پژوهش‌های اجتماعی نشان می‌دهد که تراکم زندان‌ها نه تنها هزینه انسانی و مالی سنگینی دارد، بلکه منجر به شکل‌گیری «فرهنگ بزهکاری» و بازتولید جرم می‌شود. زندان، فرد را از نظام حمایت اجتماعی (خانواده، کار) جدا می‌کند. آسیب‌دیدگان جرم نیز عمدتاً در حاشیه باقی می‌مانند و نیاز بهبودی ایشان برآورده نمی‌شود. این عوامل، ضرورت عبور از زندان‌محوری به سوی روش‌های نوینِ متناسب با شأن انسانی را دوچندان کرده است. نظام‌های کیفری معاصر در مواجهه با افزایش نرخ جرم، ازدحام زندان‌ها و ناکارآمدی سیاست‌های سنتی سرکوب‌محور، ناگزیر به بازنگری در ابزارهای پاسخ‌دهی کیفری شده‌اند. مجازات‌های جایگزین حبس، به‌عنوان محصول این بازاندیشی، کوششی هستند برای تلفیق امنیت اجتماعی با حفظ کرامت انسانی و کاهش آثار مخرب زندان.البته باید گفت که مجازات‌های جایگزین حبس صرفاً پاسخی مقطعی به بحران ازدحام زندان‌ها نیستند، بلکه بازتاب یک چرخش پارادایمی در فلسفه مجازات به شمار می‌آیند به نوعی این رویکرد بر این پیش‌فرض استوار است که همه جرایم و همه بزهکاران، به یک واکنش کیفری واحد نیاز ندارند و زندان، به‌ویژه در جرایم سبک و غیرخشونت‌آمیز، نه‌تنها ضروری نیست بلکه گاه زیان‌بار است.

چالش‌های زندان محوری

زندان در نگاه سنتی، نهادی برای تنبیه، اصلاح و بازدارندگی تلقی می‌شد. اما تجربه عملی نشان داده است که این نهاد در بسیاری موارد به اهداف پیش‌بینی‌شده خود دست نمی‌یابد. حبس موجب گسست فرد از خانواده، اشتغال و هویت اجتماعی می‌شود. فرد زندانی پس از آزادی، اغلب با برچسب مجرمانه مواجه است که بازگشت سالم او به جامعه را دشوار می‌سازد. در چنین شرایطی، زندان نه‌تنها اصلاح‌گر نیست، بلکه زمینه‌ساز تکرار جرم است. در سوی دیگر باید در نظر داشت که زندان‌ها به‌ویژه در جرایم سبک، هزینه‌های اجتماعی گسترده‌ای تولید می‌کنند؛ از افزایش فقر خانواده زندانی گرفته تا کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به عدالت کیفری.

مجازات‌های جایگزین: تبیین مفهوم و اهداف نو

مجازات جایگزین، تدابیری است که آزادی فرد را محدود نمی‌کند یا به حداقل می‌رساند و بیشتر بر اصلاح، آموزش و مسئولیت‌پذیری تاکید دارد. اهداف کلیدی عبارت‌اند از: کاهش تکرار جرم از طریق توانمندسازی فرد و حفظ پیوند با اجتماع و پاسخ به منافع بزه‌دیده با جبران عینی زیان.

این مجازات‌ها در اشکال مختلفی همچون خدمات عمومی رایگان، نظارت الکترونیکی، محرومیت‌های اجتماعی و دوره مراقبت قابل اِعمال هستند و برخلاف تعلیق، همیشه نیازمند پایش و ایفای نقش فعال مجرم در اصلاح خود می‌باشند. مجازات جایگزین، نه صرفاً راه فرار مجرمان از زندان بلکه سازوکاری نوین برای تحقق عدالت واقعی و پایدار است. جامعه‌ای که می‌خواهد ایمن‌تر باشد، به اصلاح و بازاجتماعی‌سازی بیش از انتقام نیاز دارد. حرکت به‌سوی این مدل، نیازمند اصلاحات ساختاری، فرهنگی و قانونی گسترده است. هدف اصلی مجازات‌های جایگزین حبس، صرفاً تحمیل رنج نیست، بلکه اصلاح رفتار بزهکار و کاهش خطر ارتکاب مجدد جرم است. مجازات جایگزین، بزهکار را به کنشگری مسئول تبدیل می‌کند، نه موضوعی منفعل برای تنبیه.

مجازات‌های جایگزین حبس در نظام کیفری ایران

قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ نقطه عطفی در پذیرش رسمی مجازات‌های جایگزین حبس محسوب می‌شود. مطابق با ماده 64 قانون مجازات اسلامی، مجازات‌های جایگزین حبس شامل: دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی است. موضوع حائز اهمیت در این ماده این است که قانون‌گذار به‌جای تمرکز صرف بر مجازات مالی، ابزارهای تربیتی و اجتماعی را نیز وارد نظام کیفری کرده است. باید توجه داشت که مجازات‌های جایگزین حبس در نظام حقوق کیفری ایران، نهادهایی عام و فراگیر برای تمام موارد حبس نیستند، بلکه ابزارهایی استثنایی و مشروط به شمار می‌آیند که قانون‌گذار آن‌ها را صرفاً برای برخی از جرایم تعزیری و تحت شرایط خاص پیش‌بینی کرده است. بر اساس قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، اعمال این مجازات‌ها عمدتاً به جرایم تعزیری درجات شش، هفت و هشت محدود شده و در جرایم سنگین، خشن، سازمان‌یافته یا علیه امنیت داخلی و خارجی کشور، اساساً قابلیت اجرا ندارند. علاوه بر محدودیت نوع جرم، بهره‌مندی از مجازات‌های جایگزین حبس منوط به احراز شرایط شخصی و رفتاری مرتکب نظیر فقدان سابقه کیفری مؤثر، جبران ضرر و زیان بزه‌دیده و امکان اصلاح و بازپروری است. از این رو، جایگزین‌های حبس نه به‌عنوان قاعده، بلکه به‌مثابه استثنایی مبتنی بر سیاست جنایی افتراقی اعمال می‌شوند و هدف آن‌ها، کاهش آثار منفی زندان در مواردی است که حبس ضرورت و کارآمدی کیفری ندارد.

نسبت مجازات‌های جایگزین با حقوق بزه دیده

یکی از نقدهای جدی به نظام زندان محور، نادیده گرفتن جایگاه بزه‌دیده است. در بسیاری از پرونده‌ها، با صدور حکم حبس، نقش بزه دیده عملا به پایان می‌رسد و جبران خسارت یا التیام آسیب‌ها در حاشیه قرار می گیرد. اما مجازات‌های جایگزین، به ویژه در چارچوب عدالت ترمیمی این وضعیت را تغیر می دهند. الزام مرتکب به جبران زیان، انجام خدمات در جهت منافع عمومی یا مشارکت در فرآیندهای ترمیمی، می‌تواند احساس عدالت و رضایت بزه‌دیده را بیش از حبس صرف تأمین کند. بدین ترتیب، پاسخ کیفری از یک واکنش دولت‌محور صرف، به فرآیندی اجتماعی و ترمیم‌محور نزدیک می‌شود.

چالش‌های اجرایی مجازات جایگزین حبس

با وجود مزایایی که برای اینگونه از مجارات‌ها برشمردیم اما این مجازات‌ها در اجرا با چالش‌هایی روبرو هستند. هرچند مجازات‌های جایگزین در نگاه نظری، گامی رو به جلو برای اصلاح نظام کیفری به‌شمار می‌آیند، اما در میدان عمل با موانع جدی روبه‌رو هستند. ضعف زیرساخت‌های نظارتی، کمبود نهادهای حمایتی و نبود نظام دقیق ارزیابی شخصیت بزهکار، از مهم‌ترین چالش‌هایی است که این سیاست را از کارآمدی دور می‌کند. هنوز هم در بخش‌هایی از جامعه و حتی برخی نهادهای قضایی، نوعی بدبینی و مقاومت فرهنگی نسبت به «غیرحبسی بودن» مجازات‌ها وجود دارد؛ گویی تا مجرمی پشت میله‌های زندان نرود، عدالت اجرا نشده است.

آنچه در اجرای مؤثر مجازات‌های جایگزین از اهمیت برخوردار می باشد، نظام پایش مستمر و دقیق است؛ امری که در نبود نهادهای تخصصی و نیروی انسانی آموزش‌دیده، اغلب به‌درستی محقق نمی‌شود. در چنین شرایطی، این مجازات‌ها به تصمیم‌هایی اداری و کم‌اثر تقلیل می‌یابند که نه نقش اصلاحی دارند و نه بازدارنده. از اینرو باید گفت مجازات‌های جایگزین حبس، در صورت اجرای صحیح، می‌توانند گامی مؤثر در مسیر اصلاح نظام کیفری باشند؛ اما موفقیت آن‌ها وابسته به فراهم‌شدن پیش‌نیازهایی چون معیارهای روشن، آموزش تخصصی قضات، تقویت نهادهای اجرای احکام و تغییر نگرش عمومی نسبت به مفهوم عدالت است. بدون این اصلاحات، جایگزین‌ها از یک سیاست تحول‌آفرین به ابزاری صوری و کم‌اثر فروکاسته می‌شوند؛ ابزاری که نه زندان را اصلاح می‌کند و نه عدالت را.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات «موجه» تلقی می شود