22

بهمن

1404


بین الملل

سیاسی

21 بهمن 1404 08:42 0 کامنت

جفری اپستین نه سیاستمدار بود و نه مقام رسمی دولتی. او در اسناد رسمی به‌عنوان مدیر مالی و سرمایه‌گذار معرفی می‌شد، اما مسیر ثروتمند شدن، منابع درآمد و مدل فعالیت اقتصادی‌اش هرگز به‌طور شفاف توضیح داده نشد. اپستین از خانواده‌ای کاملاً معمولی می‌آمد و نه پیشینه سیاسی داشت و نه ثروت خانوادگی قابل‌توجه. با این حال، در دهه‌های پایانی قرن بیستم به شبکه‌هایی دست یافت که معمولاً فقط در اختیار نخبگان قدرت است؛ از رؤسای جمهور و سیاستمداران بلندپایه گرفته تا شاهزادگان، میلیاردرها، اساتید دانشگاه‌های معتبر و چهره‌های بانفوذ رسانه‌ای. همین تضاد میان پیشینه ساده و شبکه ارتباطی خاص، نخستین عامل تردید درباره این پرونده است.

یکی از دلایل اصلی مشکوک تلقی شدن پرونده اپستین، تعداد بالای نام‌هایی است که به‌نوعی با او مرتبط شده‌اند. در نگاه اول، این موضوع ممکن است شبیه اغراق رسانه‌ای به نظر برسد، اما بررسی منشأ این نام‌ها تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. بسیاری از این اسامی نه از اعترافات صریح، بلکه از اسناد جانبی و اداری به‌دست آمده‌اند؛ از جمله لیست پروازهای هواپیمای شخصی اپستین، دفترچه‌های تماس و برنامه‌ریزی، ایمیل‌ها و هماهنگی‌های سفر و همچنین شهادت‌های پراکنده قربانیان در بازه‌های زمانی مختلف. وجود نام افراد در چنین اسنادی الزاماً به معنای ارتکاب جرم نیست، اما حجم و تکرار این ارتباطات، آن هم در پرونده‌ای با ماهیت جرایم سازمان‌یافته، غیرعادی به نظر می‌رسد.

در پرونده‌های مشابه، معمولاً دایره ارتباطات متهم محدودتر و شفاف‌تر است. اما در این پرونده، گستردگی شبکه به حدی است که این پرسش را ایجاد می‌کند آیا با یک سبک زندگی اشرافی و پرارتباط روبه‌رو هستیم یا با ساختاری پیچیده‌تر. مدافعان روایت ساده‌تر معتقدند اپستین صرفاً فردی بسیار ثروتمند بوده که به‌طور طبیعی با افراد بانفوذ معاشرت داشته است. این توضیح تا حدی قابل‌قبول است، اما زمانی دچار مشکل می‌شود که با نحوه برخورد دستگاه قضایی با او ترکیب می‌شود.

اپستین سال‌ها با وجود اتهامات جدی، از پیگرد مؤثر در امان ماند. توافق قضایی سال ۲۰۰۸ که به مجازاتی بسیار سبک منجر شد، یکی از نقاط تاریک این پرونده است. چنین توافقی معمولاً برای مجرمانی با این سطح از اتهام و حجم شواهد، رویه‌ای عادی محسوب نمی‌شود. همین موضوع این تردید را ایجاد می‌کند که آیا نظام قضایی آمریکا در این پرونده صرفاً دچار ناکارآمدی بوده یا ملاحظاتی فراتر از قانون در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته است.

در میان نام‌های مطرح‌شده در ارتباط با اپستین، نام دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده، همواره حساسیت‌برانگیز بوده است. اسناد و تصاویر نشان می‌دهد که ترامپ و اپستین در دهه ۱۹۹۰ در برخی محافل اجتماعی مشترک حضور داشته‌اند. این موضوع به‌ویژه در فضای سیاسی قطبی آمریکا، بار رسانه‌ای بالایی پیدا کرده است. با این حال، تا امروز هیچ سند قضایی قطعی که ترامپ را به مشارکت مستقیم در جرایم اپستین متهم کند، منتشر نشده است. در عین حال، صرف حضور نام افراد در اطراف اپستین نیز مسئله‌ای نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

همین وضعیت دوگانه، یعنی نبود اتهام حقوقی روشن در کنار وجود ارتباطات اجتماعی ثبت‌شده، پرونده را وارد منطقه‌ای خاکستری می‌کند.

نقطه عطف اصلی پرونده، مرگ اپستین در زندان فدرال بود. اگر او زنده می‌ماند و روند محاکمه به‌طور کامل طی می‌شد، احتمالاً بسیاری از ابهام‌ها یا روشن می‌شد یا دست‌کم در چارچوب حقوقی مشخصی قرار می‌گرفت. اما مرگ او، آن هم تحت شرایطی که با نقص‌های امنیتی متعدد همراه بود، مسیر پرونده را کاملاً تغییر داد. خاموش بودن دوربین‌ها، غیبت نگهبانان و اختلال در نظارت، هر کدام به‌تنهایی شاید قابل توجیه بود، اما وقوع هم‌زمان آن‌ها حتی برای ناظران محتاط نیز پرسش‌برانگیز شد.

از این نقطه به بعد، پرونده اپستین از یک پرونده صرفاً جنایی به نمادی از بی‌اعتمادی عمومی تبدیل شد. بی‌اعتمادی نه‌فقط به دستگاه قضایی، بلکه به نحوه تعامل قدرت، ثروت و سیاست. این بی‌اعتمادی یکی از دلایل اصلی بازگشت مداوم پرونده به چرخه خبر است.

هر بار که بخشی از اسناد محرمانه منتشر می‌شود، یا نامی جدید مطرح می‌گردد، این احساس تقویت می‌شود که حقیقت به‌طور کامل گفته نشده است.

داغ شدن دوره‌ای این پرونده دلایل مشخصی دارد. نخست، انتشار تدریجی اسناد که باعث می‌شود پرونده هرگز به یک جمع‌بندی نهایی نرسد. دوم، پیوند خوردن آن با سیاست روز آمریکا، به‌ویژه در دوره‌هایی که رقابت‌های سیاسی شدت می‌گیرد. سوم، نبود یک روایت رسمی جامع و قانع‌کننده که بتواند به پرسش‌های افکار عمومی پاسخ دهد. و چهارم، کاهش اعتماد عمومی به نخبگان سیاسی و اقتصادی که چنین پرونده‌هایی را به نماد نابرابری در اجرای عدالت تبدیل می‌کند.

در تحلیل پرونده اپستین، تمایز میان توهم توطئه و شک منطقی اهمیت زیادی دارد. توهم توطئه زمانی شکل می‌گیرد که بدون سند معتبر، یک روایت قطعی و فراگیر ساخته شود. اما در این پرونده، مسئله اصلی انباشت پرسش‌های بی‌پاسخ است. وجود اسناد بدون توضیح نهایی، حضور نام‌ها بدون تعیین مسئولیت حقوقی و توقف ناگهانی روند قضایی، شرایطی ایجاد کرده که شک در آن نه افراطی، بلکه قابل‌درک است.

در نهایت، پرونده جفری اپستین بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره کارکرد قدرت در سطوح بالاست. اینکه چگونه ثروت، نفوذ و شبکه ارتباطات می‌تواند مسیر عدالت را کند، مبهم یا متوقف کند. مشکوک بودن این پرونده الزاماً به معنای اثبات جرم همه افراد مرتبط نیست، اما نشان می‌دهد شفافیت در مواجهه با قدرت، همچنان یکی از چالش‌های اصلی نظام‌های سیاسی و قضایی است. تا زمانی که پاسخ‌های روشن‌تری به پرسش‌های موجود داده نشود، این پرونده نه واقعاً بسته خواهد شد و نه از حافظه عمومی کنار می‌رود.

دیدگاه ها (0)
img

زمین ورزشی گمبرون بندرعباس با حضور مسئولان و مردم به بهره‌برداری رسید

ترمینال نظم‌آفرینان سهند به بهره‌برداری رسید

درج نام «ایران» روی محصولات آرایشی صادراتی الزامی است

آغاز ابرپروژه نفتی سی‌دلف قشم؛ جهش زیرساختی بندر شهید رجایی با سرمایه‌گذاری ۱۸ همتی

بهره‌برداری از ۲۵ طرح صنعتی و زیرساختی در هرمزگان؛ گامی تازه در مسیر توسعه و اشتغال‌زایی استان

بهره برداری از نخستین واحد پرورش مرغ تخم‌گذار ۱۲۰ هزار قطعه‌ای در بستک

تماس صوتی و تصویری به وب واتس‌اپ اضافه می‌شود

سهمیه شیرخشک برای ۹۸ درصد نوزادان کافی است

شرایط فروش ۱۴ محصول ایران خودرو با قیمت جدید

برگزاری مسابقه پرچم در ساحل ویژه آتش نشانان هرمزگان

خلاصه بازی استقلال 0 الحسین اردن 1/ بخت با شاگردان ساپینتو یار نبود

پرداخت بلاعوض ۳۰ میلیارد تومان به آسیب‌دیدگان سیل استان هرمزگان

کمپرسورخانه شماره ۲ با سرمایه‌گذاری ۱۰ میلیون یورویی افتتاح شد

سهمیه سوخت اطلس و شاهین حذف می‌شود

جزئیات دیدار لاریجانی با پادشاه عمان/ بازگشت به میز گفت‌وگو برای حل اختلاف‌نظرها

خـبر فوری:

حق مسکن کارگران در شورای عالی کار افزایش یافت