21

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

اجتماعی

21 بهمن 1404 09:19 0 کامنت

واقع‌گرایی فلوبر

واقع‌گرایی فلوبر در مادام بوواری، نه در بازنمایی صرف واقعیت بیرونی، بلکه در شیوه‌ای است که زبان را از قضاوت اخلاقی تهی می‌‌کند. او نه در پی محکوم‌کردن اِماست و نه در تلاش برای تبرئه او بلکه با حذف صدای موعظه‌گر نویسنده، میدان را به خود زندگی می‌سپارد تا سخن بگوید. این نوع واقع‌گرایی، خواننده را وادار می‌کند که مسئولیت قضاوت را خود بر عهده بگیرد، بی‌آن‌که به راهنمایی اخلاقی متن تکیه کند. فلوبر با جزئی‌‌نگری وسواس‌گونه، اشیاء، فضاها و مناسبات روزمره را توصیف می‌کند اما این جزئیات، صرفاً تزئینی نیستند. هر شیء، حامل نوعی معناست: لباس‌ها، مبلمان، مهمانی‌ها و حتی بدهی‌ها، همگی بخشی از شبکه‌ای هستند که میل اِما را شکل می‌دهند و در نهایت او را در خود خفه می‌کنند. واقع‌گرایی فلوبر، واقع‌گرایی اشیاء و مناسبات است، نه احساسات رمانتیک. در این شیوه نوشتن، زبان به ابزاری برای افشای توهم بدل می‌شود. جملات دقیق و کنترل ‌شده فلوبر، اجازه نمی‌دهند که خواننده در خیال‌پردازی‌های اِما غرق شود بلکه همواره فاصله‌ای انتقادی حفظ می‌شود. این فاصله، همان جایی است که رمان از یک داستان عاشقانه شکست ‌خورده، به متنی تحلیلی درباره ساختارهای نارضایتی بدل می‌شود.

سوژه‌ی میل‌ورز

اما بوواری شخصیتی نیست که میلش از تجربه زیسته‌ی خود بجوشد میل او همواره وام‌گرفته از خواست دیگری است. رمان‌های عاشقانه، تصاویر کلیشه‌ای از عشق و وعده‌های فرهنگی خوشبختی، مواد خام میل او را می‌سازند. فلوبر با ظرافت نشان می‌دهد که چگونه میل، پیش از آن‌که امری درونی باشد، محصول گفتمان‌ها و تصاویر مسلط است. شخصیت اصلی نه به‌دنبال عشق، بلکه در پی تجربه‌ای است که شبیه آن چیزی باشد که خوانده و تصور کرده است. از همین‌رو، هیچ رابطه‌ای نمی‌تواند او را راضی کند زیرا واقعیت، هرگز با خیال هم‌‌سطح نمی‌شود. این نارضایتی، نه ناشی از زیاده‌خواهی، بلکه نتیجه‌ی شکاف میان زبان وعده‌ها و امکان‌های واقعی زندگی است. فلوبر، با پرهیز از روانشناسی‌سازی مستقیم، نشان می‌دهد که چگونه میل تصنعی، به چرخه‌ای از مصرف، خیانت و بدهی منجر می‌شود. اما، بیش از آن‌که قربانی مردان اطرافش باشد، گرفتار ساختاری است که میل را بی‌وقفه تحریک می‌کند اما امکان ارضایش را سلب می‌کند.

ملال و خشونت خاموش روزمره

ازدواج اما و شارل بوواری، نمونه‌ای از خشونت خاموش زندگی روزمره است؛ خشونتی که نه از طریق ضربه، بلکه از مسیر تکرار، بی‌‌تفاوتی و فقدان زبان مشترک اعمال می‌شود. شارل، مردی بدخواه یا ستمگر نیست او صرفا نماینده‌ی نوعی زیست عادی است که برای اِما خفقان‌‌آور است. فلوبر، با حذف درام‌های پررنگ، نشان می‌دهد که چگونه ملال می‌تواند به‌اندازه‌ی فاجعه، ویرانگر باشد. زندگی مشترک، در این رمان نه میدان عشق، بلکه عرصه‌ی فرسایش تدریجی میل است. سکوت‌ها، عادت‌ها و روزمرگی‌ها، آرام‌آرام اِما را به سوی بیرون از این پیوند سوق می‌دهند.در چنین زمینه‌ای خیانت نه یک انحراف اخلاقی، که تلاشی ناکام برای فرار از ملال است تلاشی که خود، به شکل دیگری از اسارت بدل می‌شود.

مصرف و خیال

یکی از لایه‌های کمتر دیده‌شده مادام بوواری، پیوند عمیق میان میل و اقتصاد است. بدهی‌های اِما، صرفا نتیجه‌ی ولخرجی نیست و نشانه‌ای از تلاشی نومیدانه برای خریدن تجربه‌ای است که زندگی واقعی از او دریغ کرده است. فلوبر، با دقت نشان می‌دهد که چگونه بازار، با وعده‌ی زیبایی، عشق و تمایز، میل را به دام بدهی می‌اندازد. اشیاء، جای روابط را می‌گیرند و مصرف، بدل به زبانِ بیانِ نارضایتی می‌شود. در این معنا مادام بوواری رمانی پیش‌گویانه درباره سرمایه‌داری نوپاست. اقتصاد در این رمان، نه پس‌زمینه، بلکه بخشی از تراژدی است؛ تراژدی‌ای که در آن، میل هرچه بیشتر خرج می‌شود، فقیرتر می‌گردد.

بدن زنانه و محدودیت‌های اجتماعی

بدن اِما، میدان اصلی کشمکش میان میل و ممنوعیت است. جامعه‌ای که فلوبر ترسیم می‌کند، به زن امکان خیال‌پردازی می‌دهد، اما امکان تحقق را از او می‌گیرد. این شکاف، بدن را به محل رنج بدل می‌کند.

فلوبر، بدون خطابه‌های فمینیستی، نشان می‌دهد که چگونه نقش‌های جنسیتی، افق‌های تجربه را محدود می‌کنند. اِما، نه به‌دلیل زن‌بودن، بلکه به‌دلیل زن‌بودن در ساختاری خاص، محکوم به شکست است.

بدن او، هم ابزار میل است و هم محل مجازات؛ تناقضی که رمان را از سطح داستانی فردی فراتر می‌برد.

زبان، توهم و شکست معنا

زبان در مادام بوواری، هم منبع توهم است و هم ابزار افشا. واژه‌های عاشقانه، کلیشه‌ای و بزرگ، نمی‌توانند تجربه‌ی زیسته را حمل کنند. فلوبر، با شکستن این زبان، شکست معنا را عیان می‌کند.اِما، در زبانِ رمانتیک زندگی می‌کند، اما جهان، به این زبان پاسخ نمی‌دهد. این ناهماهنگی، یکی از عمیق‌ترین لایه‌های تراژدی رمان است. فلوبر، با سبک خاص خود، نشان می‌دهد که چگونه زبان می‌تواند هم نجات‌بخش و هم ویرانگر باشد.

چرا مادام بوواری هنوز معاصر است؟

مادام بوواری، رمانی درباره قرن نوزدهم نیست؛ درباره وضعیتی است که در آن، میل بیش از امکان، تولید می‌شود. جهانی که وعده‌هایش بی‌پایان و امکاناتش محدود است، هنوز جهان ماست.اِما بوواری، نه یک شخصیت تاریخی، بلکه الگویی از سوژه‌ی مدرن است؛ سوژه‌ای که میان رؤیا و واقعیت معلق مانده است. از این‌رو، خواندن این رمان، نه بازگشت به گذشته، بلکه مواجهه‌ای انتقادی با اکنون است.فلوبر، با نوشتن بدون شعار، اثری خلق کرده که همچنان ما را وادار به فکرکردن می‌کند؛ بی‌آن‌که راه‌حل ساده‌ای ارائه دهد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img

معامله 70 کامیون کشنده و کامیونت در تالار خودرو بورس کالا

فراهم شدن امکان غربالگری آنلاین اختلال اوتیسم کودکان ۲ تا ۵ سـال

صدور کارت سوخت در کمتر از ۲۴ ساعت

شادی و تغذیه سالم، کلید تقویت قلب از نگاه طب ایرانی

تصمیمی جدید در موضوع حذف ارز ترجیحی دارو اتخاذ نشده است

انتشار جزئیات تازه از پرونده قتل ملیکا/ متهم: من قاتل نیستم

پرداخت بلاعوض ۳۰ میلیارد تومان به آسیب‌دیدگان سیل استان هرمزگان

قیمت جدید کارخانه ای محصولات سایپا اعلام شد

درج نام «ایران» روی محصولات آرایشی صادراتی الزامی است

تاکید لاوروف بر اجرای توافق جامع راهبردی با ایران

ملی‌پوش هندبال: رقابت‌های آسیایی را خوب شروع نکردیم/ در کویت بستری شدم

نرخ رسمی دلار به محدوده ۱۳۶ هزار تومان رسید

قیمت جدید محصولات ایران خودرو اعلام شد

مسیرهای راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن در هرمزگان اعلام شد

رویت هلال ماه‌رمضان در شامگاه ۲۹ بهمن/ احتمال آغاز همزمان ماه‌رمضان در جهان اسلام

خـبر فوری:

مبلغ مالیات هر واحد مسکن مهر اعلام شد