06

اسفند

1404


25 بهمن 1404 09:13 0 کامنت

بازار و مهندسی عشق ایده‌آل

صنایع مرتبط با سبک زندگی لوکس، با زیرکی از مفاهیم روانشناسی عمیق انسانی یعنی نیاز به تعلق، تمایل به منحصر به ‌فرد بودن و آرزوی جاودانگی عاطفی سود می‌برند تا یک ایدئولوژی مصرفی حول محور عشق بسازند. آنها عشق ایده‌آل را نه به عنوان فرآیندی از مراقبت، فداکاری و شناخت متقابل، بلکه به عنوان مجموعه‌ای از اشیاء و تجربیات مجلل تعریف می‌کنند: تکه الماسی که جاودانگی می‌فروشد، سفرهای گران قیمت که فرار رمانتیک می‌نامندش، یا شامی که قیمتش معادل یک ماه دستمزد است و ادعا می‌کند لحظه‌ای تکرارنشدنی خلق می‌کند. این بازتعریف هوشمندانه عشق را از کیفیتی رابط ‌محور به کالایی شخصیت‌محور تبدیل می‌کند. در این چارچوب، ارزش عاطفی یک عمل، مستقیما با هزینه‌ی مالی آن گره می‌خورد. این منطق، از طریق تبلیغات پیچیده‌ای تقویت می‌شود که نه نیازهای واقعی را هدف می‌گیرند، بلکه نیازهای کاذب می‌آفرینند مانند نیاز به اثبات عشق از طریق مصرف نمادین.

در نتیجه زبان بیان عشق دچار فقر می‌شود و گفتمان عمومی، راه‌های ساده‌تر و اصیل‌تر ابراز محبت مانند گفتگو، وقت گذاشتن، کارهای دست‌ساز را به حاشیه می‌راند و آن‌ها را ناکافی یا بی‌مایه جلوه می‌دهد.

نمایش اجتماعی عشق

مناسبت‌هایی مانند ولنتاین یا سالگرد ازدواج، به میادین اجباری برای اجرای نمایش عشق لوکس تبدیل شده‌اند. در این روزها فشار اجتماعی برای ارائه مدرکی از علاقه، به شدت افزایش می‌یابد. شبکه‌های اجتماعی به عنوان صحنه‌ی اصلی این نمایش، نقش بزرگی ایفا می‌کنند: یک دسته گل لوکس، جعبه‌ی جواهر یک برند خاص، یا صورتحساب رستورانی لوکس، تبدیل به سند عشق می‌شوند که باید به طور عمومی به نمایش گذاشته شوند. این پدیده را از منظر جامعه‌شناختی می‌توان با نظریه‌ی مصرف متظاهرانه تورستن وبلن تحلیل کرد، جایی که مصرف به ابزاری برای نمایش منزلت و کسب اعتبار اجتماعی بدل می‌شود. اما در این مورد، آنچه به نمایش گذاشته می‌شود، نه تنها ثروت مادی، بلکه عمق و اعتبار یک رابطه‌ی عاطفی است. این امر ایجاد یک اضطراب موقعیت می‌کند به معنای ترس از قضاوت شدن توسط دیگران بر اساس مقیاسهای مالی. در این فضای مقایسه‌ای دائمی افرادی که از پس هزینه‌های این نمایش برنمی‌آیند نه تنها ممکن است احساس شرم اقتصادی کنند، بلکه دچار تردیدهای عاطفی مخربی نیز بشوند: "آیا عشق من به اندازه‌ی کافی خوب است اگر نتوانم آن را با پول ثابت کنم؟" این سوال، هسته‌ی تراژدی کالایی‌شدن احساسات است.

کمی‌سازی و احساس کمبود

پیامد روانی این نظام برای طبقات کم‌درآمد و متوسطِ تحت فشار، می‌تواند مخرب باشد. وقتی جامعه پیوسته پیام می‌فرستد که ارزش عشق با رقم مشخص می‌شود، کسانی که منابع مالی محدودی دارند، ممکن است دچار حس مزمن ناکافی بودن شوند که فقط حس محرومیت مادی نیست و نوعی محرومیت عاطفی نمادین است زمانی که فرد در بیان اصیل‌ترین احساسات خود نیز ناتوان و فقیر است، زیرا زبان مسلط که زبان مصرف لوکس است را در اختیار ندارد. این وضعیت می‌تواند به ایجاد "عشق تحقیرشده" بینجامد، جایی که زوج‌ها، علی‌رغم وجود عمق رابطه، به دلیل ناتوانی در انجام مناسک مصرفی متظاهرانه احساس می‌کنند رابطه‌شان در نگاه جامعه و حتی گاهی در نگاه خودشان درجه‌ی دو محسوب می‌شود. روانشناسی اجتماعی به ما می‌آموزد که وقتی معیارهای بیرونی جایگزین احساسات درونی می‌شوند، رضایت از رابطه کاهش یافته و اضطراب افزایش می‌یابد. فشار برای خرید هدایای گران‌قیمت می‌تواند به تنش و حتی بدهی منجر شود، که خود به سلامت رابطه آسیب می‌زند. بنابراین، چرخه‌ی معیوبی شکل می‌گیرد: بازار برای ارزش‌گذاری عشق، استرس ایجاد می‌کند و سپس محصولاتی برای فرار از استرس مانند تعطیلات لوکس می‌فروشد!

جغرافیای طبقه‌بندی‌شده‌ی صمیمیت

صنعت گردشگری لوکس و رستوران‌های بسیار گران‌قیمت، تجسم فیزیکی و جغرافیایی عشق لوکس هستند. آن‌ها فضاهایی انحصاری می‌سازند که دسترسی به آن‌ها نه بر اساس شدت عشق، بلکه بر اساس شماره کارت اعتباری تعریف می‌شود. یک شام در یک رستوران یا اقامت در یک ویلا با استخر خصوصی ، به عنوان اوج تجربه‌ی رمانتیک به فروش می‌رسد. این فضاها با ایجاد مرزهای مشخص مادی عشق را نیز طبقه‌بندی می‌کنند.

پیام ضمنی این است: عشقی که می‌تواند از این مرزها بگذرد، برتر و به یاد ماندنی‌تر است. این امر نوعی جغرافیای احساسات می‌آفریند که در آن مکان‌های خاصی به عنوان قلمرو عشق نخبگان علامت‌گذاری شده‌اند. از منظر جامعه‌ شناسی، این پدیده تنها تشدید نابرابری فضایی نیست، بلکه نابرابری عاطفی نیز خلق می‌کند یعنی این تصور که کیفیت و شدت یک تجربه‌ی عاطفی نیز می‌تواند و باید توسط امکانات مادی تعیین شود.

این نگاه، تجربیات رمانتیک ساده‌تر و در دسترس‌تر مانند پیاده‌روی در طبیعت یا پیک‌نیک در پارک را به سطحی پایین‌تر تنزل می‌دهد و آن‌ها را فاقد ظرفیت برای خلق خاطرات عمیق قلمداد می‌کند.

مد و بدن به مثابه بوم نمایش

صنعت مد و لوازم آرایشی، بازیگر دیگری در این میدان است که بر روی بدن فرد معشوق سرمایه‌گذاری می‌کند. خرید لباس، کیف، یا عطری از یک برند لوکس برای معشوق، تبدیل به راهی برای برچسب‌‌زنی او شده است. همان‌طور که کالاها برند دارند، عشق نیز با برندها نشانه‌گذاری می‌شود. این عمل، دو پیام دارد: اول، اثبات توانایی مالی خریدار برای تامین بهترین‌ها برای محبوب و دوم، تبدیل بدن معشوق به ویترینی برای نمایش موفقیت و سلیقه‌ی خریدار. این موضوع ابعاد روانی پیچیده‌ای دارد. از یک سو، دریافت‌کننده‌ی هدیه ممکن است احساس شی‌وارگی کند و به جای اینکه وجودش ارزشمند دیده شود، به عنوان بستری برای نمایش نمادهای برندها دیده می‌شود. از سوی دیگر خود خریدار نیز ممکن است در دام این باور بیفتد که عشق او از طریق قیمت لباسی که می‌خرد سنجیده می‌شود، نه از طریق شناخت واقعی از خواسته‌ها و علایق طرف مقابل. در سطح کلان، این روند باعث استانداردسازی زیبایی و ظاهر شایسته‌ی عشق لوکس می‌شود و آن را با معیارهای خاصی هم‌سو با محصولات گران‌قیمت تعریف می‌کند، که به نوبه خود می ‌تواند بر عزت‌نفس افراد تاثیر بگذارد.

مقاومت در برابر منطق بازار

با وجود هژمونی قدرتمند گفتمان عشق لوکس، امکان مقاومت و بازپس‌گیری عواطف از چنگال بازار وجود دارد. این مقاومت با آگاهی انتقادی آغاز می‌شود: درک اینکه عشق یک تجربه است، نه یک تراکنش. از منظر روانشناسی، رابطه ‌ای سالم بر پایه‌ی "عشق بی‌قید و شرط" و "توجه مثبت غیرمشروط" به تعبیر کارل راجرز بنا می‌شود، مفاهیمی که اساسا با منطق مبادله و معیارهای کمی در تضادند.

جوامع و افراد می‌توانند با احیای زبان‌های عشق جایگزین چنان‌که گری چاپمن برشمرده، مانند خدمت کردن، وقت کیفیت یا لمس فیزیکی که ذاتا غیرقابل خریداری هستند، در برابر این جریان بایستند. حرکت به سوی سادگی، شخصی ‌سازی عمیق مانند هدایای دست‌ساز یا نامه‌نویسی و تمرکز بر خلق خاطرات جمعی به جای جمع‌‌آوری اشیاء، می‌تواند شکلی از کنش سیاسی خرد در برابر کالایی‌شدن احساسات باشد. در نهایت، چالش اصلی نه طرد کامل مادیات، بلکه جدا کردن ارزش عاطفی از قیمت مالی است.

عشق واقعی در گرو توانایی دیدن و قدردانی کردن از آنچه در بازار خرید و فروش نمی‌شود نهفته است: در شنیدن، در حضور داشتن، در شکنندگی مشترک و در ساختن دنیایی خصوصی که قوانین آن را نه تبلیغات، بلکه قلب‌های دو انسان نوشته‌اند.

دیدگاه ها (0)
img

پرفسور عبدالمجید ارفعی درگذشت

شروع واریز مرحله هفتم وام ۵۰ میلیونی بازنشستگان تامین اجتماعی

بررسی صلاحیت ۴۹ داوطلب انتخابات میان دوره‌ای مجلس شورای اسلامی در هرمزگان

تعویق آزمون دستیاری منتفی است/داوطلبان ذهنشان را درگیر حواشی نکنند

اسامی داوران هفته ۲۳ لیگ برتر فوتبال اعلام شد

شرط استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات علوم پزشکی/تدوین دستورالعمل جدید می‌شود

توقف حفاری‌های شهری و عملیات جاده ای در هرمزگان از ۲۲ اسفند

آغاز ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان بدون کنکور مرحله تکمیل ظرفیت 1404

شارژ اعتبار کالابرگ برای دهک‌های یک تا چهار از 15 اسفند آغاز می‌شود

پیش‌ثبت‌نام مدارس غیردولتی ۲۰ درصد از کل شهریه است

فعالیت۳۵۰۰ پایگاه اورژانس در نوروز۱۴۰۵/آمادگی کامل برای پوشش حوادث جاده‌ای و سلامت مسافران

کشف ۱۶۱ هزار عدد قرص و داروهای ضدعفونی کننده غیرمجاز

یگان حفاظت شیلات قشم و بندرعباس، ۳ شناور متخلف را توقیف کردند

آغاز فرآیند «مرحله عملی آزمون ملی دندانپزشکی» دانش‌آموختگان خارج کشور از نهم اسفند

تکالیف اجباری نوروزی برای دانش‌آموزان ممنوع شد

خـبر فوری:

جایگاه ۷۲ اینترنت موبایل در ایران؛ پایین‌تر از گواتمالا و مولداوی