خواندنیها
مرد جوان مدتی بود کنار خیابان ایستاده بود، اما ماشینی رد نمیشد. چند ساعتی از نیمه شب گذشته بود و در آن خیابان پرت و تاریک پرنده پر نمیزد. بالاخره بعد از مدتی نور چراغ ماشینی از دور دیده شد. مرد جوان که خسته شده بود با امید فراوان دست تکان داد. ماشین جلو پای مرد جوان ایستاد. جوان سوار شد و گفت «خیلی ممنون.» راننده گفت «من تاکسی نیستم، این وقت شب فقط سوار تاکسی بشید.» جوان پرسید «چرا؟» راننده گفت «چون ماشینهای گذری خطرناکند.» جوان به راننده نگاه کرد و لبخند زد. صورت راننده اما جدی بود و پایش را روی گاز فشار داد.
جدیدترین اخبار
ورود مدیران دولت شهید رئیسی به عرصه انتخابات شورای شهر
ترانزیت کالاهای غیرنفتی از بنادر قشم ۹۹۲ درصد افزایش یافت
کنترل دقیق بارنامهها و مقابله با اضافهتناژ در محور پارسیان–بندرلنگه
ایران و روسیه شاهراه تجارت گندم جهان میشوند
زمان احتمالی پرداخت «عیدی» بازنشستگان
گام تازه بیمه دی برای تقویت زیرساختهای بیمهای هرمزگان
اهدا شش سری لوازم خانگی به مددجویان بهزیستی در بندرخمیر
ریزش ۲۷ هزار واحدی شاخص بورس
سومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده کوروش کمپانی برگزار شد
دستورالعمل جامع طرح سلامت نوروزی۱۴۰۵ ابلاغ شد
اسامی شهدای سقوط بالگرد اعلام شد
کاروان تیم ملی فوتبال زنان راهی گلدکوست شد
سامانه آنلاین برگزاری تجمعات راهاندازی میشود
هشدار پلیس فتا درباره پیامهای مربوط به کالابرگ
فردا، آخرین مهلت ثبتنام برای آزمون EPT اسفند دانشگاه آزاد
باید و نبایدهای تغذیه در ماه رمضان را بدانید