05

اسفند

1404


سیاسی

04 اسفند 1404 09:09 0 کامنت

بر اساس گزارش‌های متعدد، محور اصلی این پیشنهاد، گشودن درهای اقتصاد ایران به روی سرمایه و فناوری آمریکاست. حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه ایران، به صراحت اعلام کرده است که هر توافق پایدار باید منافع اقتصادی شفاف و سریعی برای هر دو طرف به همراه داشته باشد و تجربه شکست برجام عمدتاً ناشی از نادیده گرفته شدن این منافع برای آمریکا بوده است. او حوزه‌های همکاری را مشخصاً صنعت نفت و گاز، میادین مشترک، سرمایه‌گذاری‌های معدنی با بازدهی سریع و حتی خرید هواپیماهای مسافربری از شرکت‌های آمریکایی برمی‌شمارد. این پیشنهاد، فراتر از یک معامله اقتصادی ساده، تلاشی هوشمندانه برای "قفل کردن منافع" آمریکا در تداوم توافق است. تهران به خوبی دریافته که تعهدات سیاسی، بدون پشتوانه منافع اقتصادی پایدار، در برابر طوفان‌های سیاسی آینده آسیب‌پذیر خواهند بود.اما این معادله، روی دیگر سکه نیز دارد. در آن سوی میز مذاکره، واشنگتن با محاسباتی پیچیده‌تر و بعضاً متضاد روبرو است. در حالی که استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه رئیس‌جمهور، برای مذاکره به ژنو می‌روند، پنتاگون ناوگان نظامی خود را در منطقه تقویت کرده و دو ناو هواپیمابر را برای سناریوی شکست مذاکرات و احتمال درگیری نظامی گسترده مستقر ساخته است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، با لحنی دوپهلو می‌گوید: "ترامپ دیپلماسی را ترجیح می‌دهد، اما تاکنون هیچ‌کس نتوانسته با ایران به توافقی موفق دست یابد؛ ما تلاش خود را خواهیم کرد" . این دوگانگی، ریشه در تحلیل‌های متفاوت از یکدیگر دارد. تحلیلگران غربی بر این باورند که ایران تصور می‌کند ترامپ از جنگ می‌هراسد و در نتیجه انگیزه‌ای برای دادن امتیازات اساسی ندارد. در مقابل، واشنگتن معتقد است فشار حداکثری و نمایش قدرت نظامی، تهران را به سمت مصالحه‌ای فراگیر سوق خواهد داد .

در این میان، تحلیلگران مسائل ایران به چالش‌های عمیق‌تری نیز اشاره می‌کنند. به گفته عبدالله رضوی، کارشناس مسائل بین‌الملل، مانع اصلی بر سر راه این همکاری، نبود منافع اقتصادی نیست، بلکه تقدم ملاحظات ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک بر منطق اقتصادی در ساختار قدرت آمریکاست. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران نیز دیدگاه مشابهی دارد و معتقد است پیشنهاد ایران نشان می‌دهد که این کشور "سبک" ترامپ را به درستی درک نکرده است. به گفته او، ترامپ چندان علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در خارج از کشور ندارد، بلکه مدل مطلوب او جذب سرمایه‌های خارجی به داخل آمریکاست، مشابه آنچه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس انجام دادند.

افزون بر این، سرمایه‌گذاری در ایران مستلزم اصلاحات ساختاری عمیق، شفافیت مالی و کنار گذاشتن نهادهایی از اقتصاد است که تحت تحریم‌های شدید آمریکا قرار دارند. باقی ماندن ایران در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی (FATF) نیز هرگونه تراکنش مالی شفاف و پایدار را با مانعی بزرگ روبرو می‌کند.

با این حال، نباید از ظرفیت‌های عظیم و کم‌نظیر ایران در حوزه انرژی غافل ماند. ایران با دارا بودن دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، به ویژه میدان عظیم مشترک پارس جنوبی، می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در معادلات انرژی جهانی ایفا کند. تحقق این پتانسیل، اما بدون دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و سرمایه‌گذاری بین‌المللی غیرممکن است. اینجا است که پای غول‌های نفتی آمریکا مانند اکسون موبیل و شورون به میان می‌آید که فناوری‌های کلیدی در زمینه تولید گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) و بازیافت گازهای فلر را در انحصار خود دارند. چشم‌انداز همکاری در این حوزه‌ها می‌تواند برای دو طرف منافع اقتصادی هنگفتی به همراه داشته باشد. شورای آتلانتیک در تحلیلی بلندپروازانه، طرح ایجاد یک "کریدور صلح گازی" را مطرح می‌کند که گاز ایران را از طریق عراق و سوریه به ترکیه و سپس اروپا متصل می‌کند . چنین پروژه‌ای نه تنها امنیت انرژی اروپا را که در پی بحران اوکراین به شدت به آن نیازمند است، تأمین می‌کند، بلکه می‌تواند ثبات و همکاری اقتصادی را به منطقه‌ای جنگ‌زده بازگرداند. برآوردها حاکی از آن است که این خط لوله می‌تواند سالانه تا یک میلیارد متر مکعب گاز به اروپا صادر کند و با جایگزینی زغال‌سنگ، سالانه از انتشار ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تن دی‌اکسید کربن جلوگیری نماید.اما این چشم‌انداز صلح‌آمیز، با واقعیت‌های تلخ میدانی در تضاد است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش از آغاز مذاکرات، خط قرمزهای خود را با صدای بلند اعلام کرده است: هر توافقی باید به برچیدن کامل زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، خروج تمامی مواد غنی‌شده از خاک این کشور و بازرسی‌های مستمر و مؤثر بینجامد. این مواضع که بسیار فراتر از خواسته‌های آمریکاست، فشار مضاعفی بر تیم مذاکره‌کننده آمریکایی وارد می‌کند و می‌تواند هرگونه انعطافی را در عمل غیرممکن سازد. در مقابل، ایران نیز هرگونه بحث درباره برنامه موشکی و توانایی غنی‌سازی صفر را قاطعانه رد می‌کند.در چنین شرایطی، همکاری نفتی تهران و واشنگتن بیش از آن که یک پروژه اقتصادی باشد، به آزمونی بزرگ برای سیاست خارجی دو کشور تبدیل شده است. این همکاری بالقوه، نه یک توطئه و نه یک رؤیای دست‌نیافتنی، بلکه یک معادله کاملاً سیاسی و راهبردی است. ایران با درک این واقعیت که دوام توافق در گرو منافع اقتصادی طرف مقابل است، برگ برنده خود را روی میز گذاشته است. اما این برگ زمانی ارزشمند خواهد بود که واشنگتن نیز آماده باشد تا به جای تاکتیک فشار حداکثری، به سود حاصل از همکاری بلندمدت بیندیشد. آینده مذاکرات ژنو و پس از آن، نشان خواهد داد که آیا خاورمیانه شاهد تثبیت یک مدل جدید از همکاری‌های انرژی خواهد بود یا بار دیگر قربانی مناقشات بی‌پایان ژئوپلیتیک می‌شود. آنچه مسلم است، صنعت نفت و گاز ایران و شرکت‌های آمریکایی، هر دو از این بلاتکلیفی رنج می‌برند و یک توافق جامع می‌تواند سرآغاز فصلی نوین در تاریخ انرژی جهان باشد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

باید و نبایدهای تغذیه در ماه رمضان را بدانید