05

اسفند

1404


فرهنگی و هنری

04 اسفند 1404 09:38 0 کامنت

اگر قارون فراز آید شبی در خیل مه رویان

چنان صیدش کنند امشب که فردا بی‌نوا ماند

«سعدی»

قارون: نماد ثروتمند، این‌جا کنایه از اولیای دانشجویان دانشگاه آزاد. فراز آید: نزدیک آید. خیل: گروه. جمع مهرویان: کنایه از کارکنان و پول‌ستانان مثل ماه دانشگاه آزاد. چنان صیدش کنند: چنان خزانه‌هایش را خالی کنند که مپرس! امشب: روز واریز شهریه. فردا: روز بعد از تخلیه خزانه. بی‌نوا ماند: تهی دست می‌ماند و بلکه هم بیشتر.

مفهوم کلی:

اگر ثروتمندی مثل «قارون» فرزندش در دانشگاه آزاد تحصیل کند و صورت حساب شهریّه تحصیل و مهریّه ثبت‌نام! را از شعبه‌های آموزش و حساب‌سوزی! بگیرد و به حساب بانکی واریز کند؛ چنان خزانه و پس‌انداز و مایحتوی جیبش را خالی می‌کنند که فردا روز برای جور کردن کرایه بازگشت، مجبور می‌شود کاسه‌ی گدایی به دست گیرد و کوس رسوایی زند.

استدراک: ۱- چرا شاعر در مصرع نخست به جای «روز» قید شب به کار می‌برد؟ جواب: شب نماد سیاهی است و آن کسی که چنین مغبون شود همه جا را سیاه می‌بیند و می‌گوید:« بی‌جمال عالم‌آرای تو روزم چون شب است» [ حافظ ]

۲- حافظ بر خلاف همشهری اش از زاویه‌ی دیگری به این امر نگاه می‌کند و می‌گوید: «هنگام تنگدستی در عشق کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را»

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

محکومیت ۲۸ میلیاردی قاچاقچی سوخت در هرمزگان