05

اسفند

1404


اجتماعی

04 اسفند 1404 09:41 0 کامنت

میناب سال‌ها با کشاورزی و رودخانه‌اش شناخته می‌شد. این شهرستان که پس از بندرعباس دومین شهرستان مهم استان به‌شمار می‌رود، همواره یکی از قطب‌های تولید محصولات کشاورزی جنوب کشور بوده است. اما امروز تصویر دیگری پیش روی ماست؛ زمین‌هایی که ترک خورده‌اند، چاه‌هایی که عمقشان هر سال بیشتر می‌شود و کشاورزانی که میان ماندن و رفتن مردد مانده‌اند.

بی‌تردید کاهش بارش و تغییرات اقلیمی نقش مهمی در وضعیت کنونی دارند. استان هرمزگان در سال‌های اخیر با کاهش قابل توجه نزولات جوی روبه‌رو بوده و همین مسئله منابع سطحی و زیرزمینی را تحت فشار قرار داده است. اما اگر بحران میناب را صرفاً به آسمان و کم‌بارشی نسبت دهیم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم. مسئله اصلی در دل زمین نهفته است؛ در نوع مصرف، در شیوه کشت و در تصمیم‌هایی که سال‌ها بدون بازنگری جدی ادامه یافته‌اند.

الگوی کشت؛ اصلاحی که به سرانجام نرسید

سال‌هاست که کارشناسان از ضرورت اصلاح الگوی کشت در مناطق کم‌آب سخن می‌گویند. اما در میناب، آنچه به نام اصلاح معرفی شده، بیشتر در سطح توصیه و بخشنامه باقی مانده است. محصولات پرمصرف آب همچنان بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی را به خود اختصاص داده‌اند. مرکبات، صیفی‌جات و برخی باغات سنتی، با نیاز آبی بالا، همچنان کشت می‌شوند؛ در حالی‌که منابع آب منطقه دیگر توان پاسخگویی به این حجم مصرف را ندارند.

اصلاح الگوی کشت زمانی معنا دارد که سه عنصر اساسی در کنار هم قرار گیرند: دانش اقلیمی، حمایت اقتصادی و تضمین بازار. در میناب، این سه ضلع به‌طور هم‌زمان شکل نگرفته‌اند. کشاورز وقتی با کاهش آب روبه‌روست، اگر حمایت مالی برای تغییر سیستم آبیاری نداشته باشد و اگر بازار مطمئنی برای محصول جایگزین تعریف نشده باشد، طبیعتاً به همان الگوی قبلی بازمی‌گردد؛ حتی اگر بداند که این مسیر در بلندمدت به زیان اوست.

در چنین شرایطی، نمی‌توان از کشاورز انتظار داشت که ریسک تغییر را به‌تنهایی بپذیرد. نتیجه آن می‌شود که اصطلاح «اصلاح الگوی کشت» در حد شعار باقی می‌ماند و مصرف آب همچنان بالا می‌ماند.

هشتبندی؛ نشانه‌ای از آینده محتمل

روستاهایی مانند هشتبندی امروز تصویر روشنی از پیامدهای این روند ارائه می‌دهند. کاهش سطح آب چاه‌ها، افزایش شوری خاک و افت تولید، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. برخی زمین‌ها رها شده‌اند و بخشی از جمعیت روستا به شهرها مهاجرت کرده‌اند. این مهاجرت‌ها تنها یک جابه‌جایی جمعیتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تضعیف بنیان اقتصادی و اجتماعی منطقه است.وقتی کشاورزی تضعیف می‌شود، زنجیره‌ای از پیامدها شکل می‌گیرد؛ از کاهش درآمد خانوارها گرفته تا افزایش فشار بر زیرساخت‌های شهری. هشتبندی تنها یک روستا نیست؛ بلکه هشداری برای کل میناب است که اگر مسیر فعلی ادامه یابد، دامنه بحران گسترده‌تر خواهد شد.

بحران آب؛ سهم مدیریت کمتر از طبیعت نیست

تغییرات اقلیمی واقعیتی انکارناپذیر است، اما مدیریت منابع آب نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی، ضعف نظارت بر چاه‌های عمیق و نبود سرمایه‌گذاری گسترده در سامانه‌های نوین آبیاری، فشار بر منابع محدود را چند برابر کرده است.در حالی که بخش کشاورزی بیشترین سهم مصرف آب را به خود اختصاص می‌دهد، بهره‌وری آن متناسب با این مصرف نیست. این ناهماهنگی، نشان می‌دهد که مسئله تنها کمبود آب نیست، بلکه نحوه استفاده از آن نیز اهمیت اساسی دارد. هر لیتر آبی که بدون برنامه مصرف شود، در واقع از آینده منطقه کاسته است.

میناب؛ ظرفیت بزرگ، توجه اندک

میناب به‌عنوان دومین شهرستان استان، ظرفیت انسانی و اقتصادی بالایی دارد. موقعیت جغرافیایی، نیروی کار جوان و سابقه طولانی در کشاورزی، همگی سرمایه‌های ارزشمند این منطقه‌اند. با این حال، مشکلات زیرساختی و کم‌توجهی به برنامه‌ریزی بلندمدت باعث شده این ظرفیت‌ها به‌طور کامل بالفعل نشوند.گمنام ماندن چالش‌های میناب در سطح کلان، خود به بخشی از مشکل تبدیل شده است. وقتی مسئله‌ای به‌درستی دیده نشود، طبیعتاً راه‌حل‌های آن نیز با تأخیر اجرا می‌شوند.

اصلاح واقعی؛ نه انتقال بحران به آینده

اصلاح الگوی کشت اگر قرار است مؤثر باشد، باید بر پایه مطالعات دقیق اقلیمی و اقتصادی انجام شود. تعیین محصولات متناسب با منابع آبی موجود، ارائه تسهیلات واقعی برای تغییر سیستم‌های آبیاری، آموزش میدانی کشاورزان و تضمین خرید محصولات جایگزین، اجزای جدایی‌ناپذیر این اصلاح‌اند. همچنین مدیریت منابع آب باید از حالت واکنشی خارج شود و به سمت برنامه‌ریزی پیشگیرانه حرکت کند. نظارت دقیق بر برداشت‌ها، جلوگیری از توسعه بی‌رویه کشت‌های پرمصرف و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کم‌آب، از اقداماتی است که می‌تواند روند فعلی را اصلاح کند.

جمع‌بندی

میناب امروز در نقطه‌ای حساس ایستاده است. ادامه مسیر فعلی، به معنای کاهش بیشتر منابع، افزایش مهاجرت و تضعیف اقتصاد محلی خواهد بود. اما بازنگری علمی و شجاعانه در الگوی کشت و مدیریت آب، می‌تواند این روند را تغییر دهد.

بحران آب میناب تنها یک مسئله طبیعی نیست؛ بلکه نتیجه پیوند پیچیده‌ای از اقلیم، اقتصاد و تصمیم‌گیری است. اگر اصلاحات به‌صورت واقعی و نه شعاری اجرا شوند، هنوز فرصت برای احیای زمین، کشاورزی و امید در بخش هایی مانند توکهور و هشتبندی وجود دارد.میناب می‌تواند از نماد بحران به نماد بازنگری و تطبیق با شرایط جدید تبدیل شود؛ به شرط آنکه امروز، تصمیم‌هایی گرفته شود که فردا از آن پشیمان نباشیم.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

محکومیت ۲۸ میلیاردی قاچاقچی سوخت در هرمزگان