05

اسفند

1404


اقتصادی

05 اسفند 1404 08:53 0 کامنت

اقتصاد و نااطمینانی؛ پیوندی شکننده

اقتصاد مدرن بر پایه پیش‌بینی‌پذیری بنا شده است. فعال اقتصادی برای سرمایه‌گذاری، به افق روشن نیاز دارد. کارخانه‌دار، صادرکننده، واردکننده و حتی مغازه‌دار خرد، همه بر اساس تصورشان از آینده تصمیم می‌گیرند. وقتی احتمال درگیری نظامی افزایش می‌یابد، این افق تاریک می‌شود.

تهدید نظامی سه اثر فوری دارد:

افزایش ریسک سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذار داخلی و خارجی، ریسک را در محاسبات خود لحاظ می‌کند. بالا رفتن احتمال درگیری، هزینه سرمایه را افزایش می‌دهد و پروژه‌های توسعه‌ای را به تعویق می‌اندازد.

نوسان در بازار ارز و طلا

در شرایط تنش، مردم به سمت دارایی‌های امن‌تر حرکت می‌کنند. تقاضا برای ارزهای خارجی و طلا افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند تورم وارداتی را تشدید کند.

کاهش مصرف و رکود تقاضا

خانوارها در فضای نااطمینانی، خریدهای بزرگ را به تعویق می‌اندازند. این مسئله به رکود در بخش‌هایی مانند مسکن، خودرو و لوازم خانگی منجر می‌شود.به بیان دیگر، پیش از آنکه حتی گلوله‌ای شلیک شود، تهدید می‌تواند موتور اقتصاد را کند کند.

بازار انرژی؛ نخستین قربانی تنش‌ها

یکی از حساس‌ترین بخش‌ها نسبت به تهدید نظامی، بازار انرژی است. در سال‌های گذشته هرگاه تنش در خاورمیانه افزایش یافته، قیمت نفت و گاز در بازارهای جهانی واکنش نشان داده است. برای مثال در پی جنگ میان روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، قیمت انرژی جهش کم‌سابقه‌ای را تجربه کرد و بسیاری از اقتصادهای اروپایی با بحران تورمی روبه‌رو شدند.

همچنین تنش‌های مکرر میان ایران و اسرائیل یا تهدیدهای متقابل در منطقه خلیج فارس، همواره بازار نفت را در حالت آماده‌باش نگه داشته است. کافی است احتمال اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی افزایش یابد تا بازار جهانی واکنش نشان دهد.

برای کشوری مانند ایران که اقتصادش به درآمدهای نفتی و تجارت دریایی وابسته است، هرگونه تهدید در آبراه‌های استراتژیک، می‌تواند بر درآمدهای ارزی و بودجه عمومی اثر بگذارد.

سرمایه‌گریزی؛ زخم پنهان تنش‌ها

یکی از آثار بلندمدت تهدید نظامی، خروج سرمایه است. سرمایه، ماهیتی سیال دارد و به‌سرعت از محیط‌های پرریسک خارج می‌شود. اگر فعال اقتصادی احساس کند آینده سیاسی یا امنیتی کشور نامطمئن است، دارایی‌های خود را به بازارهای امن‌تر منتقل می‌کند.این پدیده فقط مربوط به کشورهای در حال توسعه نیست. حتی اقتصادهای بزرگ نیز از شوک‌های ژئوپلیتیکی آسیب می‌بینند. پس از حملات ۱۱ سپتامبر در ایالات متحده، بازارهای مالی آمریکا برای مدتی دچار افت شدید شدند و هزینه‌های امنیتی دولت به شکل چشمگیری افزایش یافت.در اقتصادهای آسیب‌پذیرتر، این روند می‌تواند به کاهش سرمایه‌گذاری صنعتی، افزایش بیکاری و کندی رشد اقتصادی منجر شود. وقتی سرمایه‌گذار پروژه‌ای را متوقف می‌کند، زنجیره‌ای از مشاغل و کسب‌وکارهای وابسته نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

بودجه دولت؛ امنیت یا توسعه؟

تهدید نظامی دولت‌ها را وادار می‌کند سهم بیشتری از بودجه را به حوزه دفاعی اختصاص دهند. افزایش هزینه‌های نظامی در کوتاه‌مدت ممکن است اشتغال‌زا باشد، اما در بلندمدت اگر به قیمت کاهش سرمایه‌گذاری در آموزش، بهداشت و زیرساخت تمام شود، توسعه پایدار را مختل می‌کند.در بسیاری از کشورها، رشد تنش‌های منطقه‌ای باعث شده اولویت‌های بودجه‌ای تغییر کند. هزینه‌های دفاعی افزایش یافته و پروژه‌های عمرانی یا اجتماعی با تأخیر مواجه شده‌اند. این تغییر جهت، اگر طولانی شود، شکاف توسعه‌ای را عمیق‌تر می‌کند.

برای اقتصادی مانند ایران که با چالش‌هایی نظیر تورم، بیکاری جوانان و محدودیت منابع ارزی روبه‌روست، هرگونه فشار مضاعف بر بودجه می‌تواند معادلات اقتصادی را پیچیده‌تر کند.

روان‌شناسی بازار؛ نقش رسانه و شایعه

در عصر شبکه‌های اجتماعی، سرعت انتشار خبر و حتی شایعه، بسیار بالاست. یک خبر تأییدنشده درباره احتمال درگیری می‌تواند در عرض چند ساعت، بازار ارز و بورس را ملتهب کند. این مسئله نشان می‌دهد که در اقتصاد امروز، «ادراک تهدید» گاهی به اندازه خود تهدید اهمیت دارد.

مدیریت انتظارات، یکی از مهم‌ترین وظایف سیاست‌گذاران اقتصادی در دوران تنش است. شفافیت، اطلاع‌رسانی دقیق و پرهیز از اظهارات هیجانی می‌تواند از تشدید التهاب جلوگیری کند. در مقابل، ابهام و تناقض در مواضع رسمی، نااطمینانی را افزایش می‌دهد.

تجارت خارجی زیر فشار

تهدید نظامی می‌تواند مسیرهای تجاری را مختل کند. افزایش هزینه بیمه حمل‌ونقل دریایی، محدودیت‌های بانکی و کاهش اعتماد شرکای تجاری، همگی از پیامدهای احتمالی تنش‌های امنیتی هستند.

شرکت‌های بین‌المللی در شرایط پرریسک، قراردادهای بلندمدت را محدود می‌کنند و ترجیح می‌دهند همکاری‌های کوتاه‌مدت و کم‌ریسک داشته باشند. این رویکرد، برنامه‌ریزی صادرات و واردات را دشوار می‌کند و می‌تواند به کمبود برخی کالاها یا افزایش قیمت‌ها بینجامد.

تورم انتظاری؛ دشمن خاموش

یکی از مهم‌ترین آثار تهدید نظامی، شکل‌گیری «تورم انتظاری» است. وقتی مردم تصور کنند در آینده قیمت‌ها افزایش خواهد یافت، رفتارشان تغییر می‌کند؛ کالا می‌خرند، دارایی تبدیل می‌کنند و تقاضای احتیاطی بالا می‌رود. همین رفتارها خود به افزایش قیمت‌ها دامن می‌زند.در اقتصادی که پیش‌تر با تورم مزمن مواجه بوده، هر شوک امنیتی می‌تواند این چرخه را تشدید کند. کنترل این وضعیت نیازمند سیاست پولی منسجم، مدیریت بازار ارز و تقویت اعتماد عمومی است.

آیا تهدید همیشه زیان‌بار است؟

در نگاه نخست، پاسخ مثبت به نظر می‌رسد. اما برخی تحلیلگران معتقدند تهدید خارجی گاهی می‌تواند به اصلاحات ساختاری منجر شود. فشارهای خارجی ممکن است دولت‌ها را به سمت خودکفایی نسبی، تنوع‌بخشی به صادرات و تقویت تولید داخلی سوق دهد. با این حال، تفاوت مهمی میان «اصلاحات آگاهانه» و «واکنش اضطراری» وجود دارد. اصلاح پایدار زمانی رخ می‌دهد که سیاست‌گذاری بر پایه برنامه و عقلانیت باشد، نه صرفاً واکنش به بحران.

راهبردهای کاهش آسیب

برای عبور از اقتصاد زیر تیغ، چند راهبرد کلیدی اهمیت دارد:

-تنوع‌بخشی به منابع درآمدی و کاهش وابستگی به یک یا دو کالای استراتژیک

-تقویت بخش خصوصی واقعی و ایجاد محیط امن برای سرمایه‌گذاری

-گسترش دیپلماسی اقتصادی برای کاهش تنش‌ها و افزایش همکاری‌های منطقه‌ای

-مدیریت انتظارات و شفافیت رسانه‌ای برای جلوگیری از التهاب روانی بازار

-ایجاد صندوق‌های تثبیت اقتصادی جهت مقابله با شوک‌های ناگهانی

جمع‌بندی؛ اقتصاد در سایه سیاست

اقتصاد و سیاست دو روی یک سکه‌اند. تهدید نظامی، حتی اگر به جنگ منتهی نشود، می‌تواند فضای اقتصادی را ملتهب کند و هزینه‌های پنهان و آشکاری بر جامعه تحمیل نماید. بازارها به امنیت نیاز دارند و امنیت صرفاً به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و اعتماد است.

در شرایطی که منطقه خاورمیانه بار دیگر شاهد افزایش تنش‌هاست، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان میان ضرورت‌های امنیتی و الزامات توسعه اقتصادی توازن برقرار کرد. پاسخ این پرسش نه صرفاً در میدان نظامی، بلکه در میدان تدبیر اقتصادی و دیپلماسی هوشمندانه نهفته است.

اقتصاد زیر تیغ تهدید، بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، آرامش و برنامه‌ریزی بلندمدت است.

اگر تهدید را بهانه‌ای برای اصلاح ساختارها و تقویت تاب‌آوری بدانیم، می‌توان از دل بحران نیز فرصت ساخت. اما اگر در دام هیجان و تصمیم‌های کوتاه‌مدت گرفتار شویم، هزینه‌های آن تنها بر دوش دولت نخواهد بود؛ بلکه سفره مردم کوچک‌تر و آینده نسل جوان مبهم‌تر خواهد شد.

در نهایت، مهم‌ترین سرمایه هر اقتصاد، اعتماد عمومی است. تهدید نظامی این سرمایه را هدف می‌گیرد. حفظ و تقویت این اعتماد، کلید عبور از روزهای پرتنش و تضمین‌کننده پایداری اقتصادی در بلندمدت خواهد بود.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تونل تنگ زاغ به مدت ۴ شب مسدود می‌شود