05

اسفند

1404


فرهنگی و هنری

05 اسفند 1404 09:08 0 کامنت

شلق لق لق، تلق لق لق

قطار ارز می‌آید

قطاری با سه تا واگن:

         شناور، دولتی، ثابت

درون واگن اول

نشسته دختری با گیسوانی رنگ اقیانوس!

ولیکن لوس!

که گاهی موج‌ها را می‌نوازد با هزار افسوس!

شلق لق لق، تلق لق لق!

درون واگن دوم

«قلندر» با «مویزی» هست!

           چه رویای «تمیزی» هست!

و یک بار دگر لق لق، دوباره لق لق و لق لق

درون واگن سوم

«عمو یک نرخ» بنشسته

            و سیب سرخ می‌گازد!

خودش را خوب می‌سازد!

شلق لق لق،

ولیکن حیف، آن دختر که از یک پنجره

            افتاد و «مجروحید»!

« شنا» را پاک «بی‌روحید»!

شلق لق لق، شلق لق لق

و در یک پیچ طولانی

«قلندر» هم مویزش خورد و خوابش برد

خوابش برد، بعدش خورد!

و یک بار دگر لق لق، دوباره لق لق و لق لق

و حالا واگن سوم:

از آن ترسم،

عموجانم شود دل درد از بس سیب خواهد خورد

از آن ترسم

که لِنج سیب را آن طور از خود دور بنماید

             که چشم بنده را هم کور بنماید!

شلق لق لق

تهِ خط را نمی‌بینم

که سوزنبان ادراکاتِ این جانب

حُباب آن چراغ دستی‌اش

بشکسته گردیده!

           خودش هم خسته گردیده!

بنابراین، قطار، آرام و در لق لق

شلق لق لق، تلق لق لق!

شاعر: «کارمند الشعرا»

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

جایگاه ۷۲ اینترنت موبایل در ایران؛ پایین‌تر از گواتمالا و مولداوی