05

اسفند

1404


حوادث

05 اسفند 1404 09:11 0 کامنت

مرد ۶۵ ساله با موهای سپید و چهره‌ای رنگ‌پریده آرام قدم زد و از درِ آهنی بیرون آمد. پشت در، همسرش با دسته‌گلی در دست ایستاده بود، زنی که با شتاب خود را رسانده بود تا پس از سال‌ها چشم‌انتظاری، مردی را ببیند که جوانی‌اش را پشت میله‌ها جاگذاشته بود و حالا برای اولین بار آزادی را نفس می‌کشید.

ماجرای جنایت و محکومیت

ماجرا به سال ۱۳۸۵ بازمی‌گردد، نزاعی خیابانی در بندرعباس که ریشه در اختلافات مالی داشت، به درگیری خونینی ختم شد. در آن حادثه، دو مرد با ضربات چاقو جان باختند و دو متهم، که آن زمان حدود ۴۵ سال داشتند، ساعاتی بعد شناسایی و دستگیر شدند. آنان در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کردند اما گفتند قصد کشتن نداشتند و در اوج خشم، ناخواسته دست به چاقو برده‌اند. پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان هرمزگان رفت. در جلسه رسیدگی، پدران و مادران داغدار مقتولان با چشمانی اشک‌بار تقاضای قصاص کردند. متهمان ابراز ندامت کردند و از اولیای دم خواستند آنان را ببخشند، اما دادگاه هر دو را به قصاص نفس محکوم کرد. تلاش‌ها برای صلح و سازش به نتیجه نرسید و سرانجام یکی از محکومان پای چوبه‌دار رفت و حکم اجرا شد. از آن روز به بعد، کابوس متهم دوم آغاز شد، هرلحظه ممکن بود نامش برای اجرای حکم خوانده شود و خانواده‌اش هر بار که به ملاقات می‌آمدند، با هراس خداحافظی می‌کردند.

مرگی که هرروز تکرار می‌شد

سال‌ها گذشت، پدر و مادر مقتولان یکی پس از دیگری از دنیا رفتند و فرزندانشان اولیای دم شدند. اما همچنان رضایتی در کار نبود. مرد زندانی که هنگام ورود به زندان، فرزندی هفت‌ساله داشت، حالا پدری بود با پسری ۲۷ ساله،خودش ۶۵ ساله شده و جوانی‌اش را پشت میله‌ها جاگذاشته بود. او در زندان حرفه‌ای آموخت تا وقتی آزاد شد، دست‌خالی به جامعه برنگردد، اما امید در دلش کم‌سو شده بود. هر بار که مسئولان قضایی برای بازدید می‌آمدند، جلو می‌رفت و می‌پرسید: «برای من کاری نمی‌کنید؟» و پاسخ همیشه یک جمله بود: «همه‌چیز منوط به رضایت اولیای دم است».

لحظه‌ای که دنیا ایستاد

قاضی «الهام پوردهقان فراشاه»، معاون دادستان بندرعباس در اجرای احکام، درباره این پرونده گفت: «هر بار که برای بازدید به زندان می‌رفتم با این محکوم روبه‌رو می‌شدم. ناامید بود و آرام می‌گفت: «دیگر امیدی ندارم»؛ اما ما هرگز دست از پیگیری برنداشتیم.»

پس از برگزاری جلسات متعدد با خانواده مقتولان، میانجیگری مسئولان قضایی از جمله دادستان بندرعباس، «احمدساجدی» دادیار شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی وانقلاب بندرعباس‌مددکاران زندان، جرقه‌ای از گذشت در دل اولیای دم روشن شد. آنان اعلام کردند که با دریافت دیه از اجرای قصاص می‌گذرند. تلاش‌های مستمر برای تأمین دیه ادامه یافت تا اینکه شرکت نفت ستاره خلیج‌فارس هزینه را پرداخت و راه آزادی فراهم شد. وقتی خبر به زندانی داده شد، باورش نمی‌شد. قاضی از او پرسید: «فکر می‌کنی روزی آزاد شوی؟» مرد پاسخ داد: «نه، دیگر امیدی ندارم.» لحظاتی بعد شنید که «گذشت» اعلام‌شده و خیران پای‌کار آمده‌اند. رنگ از چهره‌اش پرید، دیگر توان ایستادن نداشت، روی صندلی نشست، اشک از چشمانش جاری شد و بیست سال انتظار در یک‌لحظه فروریخت.

آزادی در سایه گذشت

«عارف اکبری»، دادستان مرکز استان هرمزگان اعلام کرد که این آزادی نتیجه پیگیری مستمر مسئولان قضایی و اعلام گذشت اولیای دم بوده است. زندانی پس از طی تشریفات قانونی از زندان آزاد شد. رهایی که نه‌تنها یک جان را نجات داد، بلکه مرهمی بر سال‌ها رنج دو خانواده شد، خانواده مقتولان که باگذشت خود، مسیر صلح را انتخاب کردند و خانواده محکوم که پس از دو دهه دوباره پدر را در آغوش گرفتند.

«وحید قانعی فرد»، مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج‌فارس، با ابراز خرسندی گفت: «امیدواریم این آزادی آغاز فصل تازه‌ای از زندگی ایشان باشد و با بهره‌گیری از مهارت‌هایی که در دوران تحمل محکومیت آموخته، مسیر پیشرفت و موفقیت را دنبال کنند.» وی افزود: «این اقدام در چارچوب برنامه‌های مسئولیت اجتماعی و با مشارکت خیرین شرکت نفت ستاره خلیج‌فارس باهدف حمایت از زندانیان جرائم غیر عمد و کاهش آسیب‌های اجتماعی در آستانه ماه مبارک رمضان انجام شد».

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

باید و نبایدهای تغذیه در ماه رمضان را بدانید