05

اسفند

1404


فرهنگی و هنری

05 اسفند 1404 09:34 0 کامنت

آگوست پولمن، قهرمانی ناخواسته

در مرکز «شگفتی»، آگوست پولمن یا به قول خودش «اگی» قرار دارد. او پسری ده ساله است با سندرم تریچر کالینز، یک ناهنجاری مادرزادی که باعث تغییر شکل جمجمه و صورت می‌شود. اگی تا پیش از شروع داستان، تحت نظر مادرش در خانه درس خوانده، اما حالا خانواده تصمیم گرفته او را برای اولین بار به مدرسه بفرستد. این تصمیم ساده، سرآغاز ماجرایی می‌شود که هم برای اگی و هم برای اطرافیانش، یک سفر پرفراز و نشیب خواهد بود. اما آنچه شخصیت اگی را از بسیاری قهرمانان داستان‌های مشابه متمایز می‌کند، نگاه او به خودش است. اگی خودش را یک قهرمان نمی‌داند. او فقط پسری معمولی است که عاشق فیلم‌های جنگ ستارگان است، با دوست خیالی‌اش صحبت می‌کند و مثل همه بچه‌ها دلش می‌خواهد دوست پیدا کند و پذیرفته شود. پالاسیو با مهارت تمام، از افتادن به دام ترحم‌انگیزی پرهیز می‌کند. اگی فرشته نیست و گاهی لجبازی می‌کند، گاهی از دست خواهرش ناراحت می‌شود و گاه حتی به دیگران بدبین می‌شود. همین ویژگی‌هاست که او را برای خواننده باورپذیر می‌کند. او در طول داستان یاد می‌‌گیرد که دنیا همیشه منصف نیست، بعضی آدم‌‌ها هرگز چهره‌ی واقعی او را نخواهند دید، اما این به معنای پایان دنیا نیست. شاید بزرگ‌ترین دستاورد اگی در این سفر یک‌ساله، نه پیدا کردن دوست، که پیدا کردن صلح با خودش باشد پذیرش این حقیقت که او مجبور نیست شبیه دیگران باشد تا ارزشمند باشد.

خواهری در سایه

یکی از هوشمندانه ‌ترین انتخاب‌های پالاسیو در رمان شگفتی، اختصاص دادن بخشی از روایت به ویا، خواهر بزرگتر اگی است. در داستان‌هایی که درباره‌ی کودکان دارای نیازهای ویژه نوشته می‌شود، معمولا خواهران و برادران در حاشیه می‌مانند. اما پالاسیو با درک عمیق خود از پویایی خانواده، جایگاه ویژه‌ای به ویا داده است. ویا دختری نوجوان است که سال‌ها در سایه‌ی برادرش زندگی کرده. او عاشق اگی است و هرگز به خودش اجازه نمی‌دهد از او دلخور باشد، اما در اعماق وجودش، حسرت دیده شدن را دارد. «اگر قرار باشد در خانواده‌ای مثل خانواده‌ی ما کسی نادیده گرفته شود، من هستم. اگر قرار باشد کسی فراموش شود، من هستم. تقصیر اگی نیست. هر کس به او نزدیک می‌شود، جذبش می‌شود.» این جملات ویا، عصاره‌ی درونیات اوست. او در طول داستان با چالش‌های خاص خودش روبه‌رو می‌شود: از دست دادن بهترین دوست، اولین عشق نافرجام و تلاش برای یافتن هویت مستقل از برادرش. پالاسیو با روایت ویا، پیام مهمی را به خواننده منتقل می‌کند: در خانواده‌ای که یک عضو خاص وجود دارد، بقیه هم داستان خودشان را دارند. آن‌ها هم نیاز به دیده شدن، حمایت شدن و عشق ورزیدن دارند. ویا در پایان داستان نه به خاطر فداکاری در قبال اگی، که به خاطر انتخاب‌های خودش و شجاعتش در ابراز وجود، به قهرمانی تبدیل می‌شود که شاید در نگاه اول کمتر به چشم بیاید، اما عمیق‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

پیچیدگی روابط انسانی

رمان شگفتی فقط داستان اگی و خانواده‌اش نیست و روایت مدرسه‌ای است که اگی به آن وارد می‌شود و تاثیری که حضور او بر همکلاسی‌هایش می‌گذارد. جک ویل، پسری که در ابتدا به اجبار مادر کنار اگی می‌نشیند، به تدریج به یکی از صمیمی‌ترین دوستانش تبدیل می‌شود. اما دوستی آن‌ها خطی ساده نیست. جک در مقطعی تحت فشار همکلاسی‌ها، حرفی می‌زند که دل اگی را می‌شکند و این شکستگی تبعات خودش را دارد. در مقابل جولیان قرار دارد پسری باهوش و محبوب که از همان ابتدا با اگی مشکل دارد و کم‌کم به رهبر گروهی تبدیل می‌شود که اگی را آزار می‌دهند. پالاسیو در به تصویر کشیدن جولیان، از کلیشه‌سازی پرهیز می‌کند. او صرفا یک آدم بد نیست و محصول ترس‌ها و نگرانی‌هایی است که از خانواده‌اش به ارث برده. در این میان، شخصیت‌هایی مثل سامر، دختری که بدون توجه به فشار دیگران با اگی دوست می‌شود، تصویری از مهربانی بی‌ادعا را ارائه می‌دهند. آنچه در این بخش از کتاب برجسته است، نگاه بی‌پیرایه‌ی پالاسیو به روابط انسانی است. او به خواننده نشان می‌دهد که آدم‌‌ها ساده نیستند و گاهی بهترین دوستان اشتباه می‌کنند، گاهی آزارگری‌ها ریشه در ترس دارند و گاهی مهربان‌ترین آدم‌ها، همان‌هایی هستند که کمتر دیده می‌شوند. مدرسه در رمان شگفتی، تصویری مینیاتوری از جامعه است جایی که هر کس باید جای خودش را پیدا کند، گاهی زمین می‌خورد و گاه بلند می‌شود.

از صفحه کتاب تا پرده سینما

موفقیت خیره‌کننده‌ی کتاب شگفتی در عرصه‌ی نشر، توجه هالیوود را نیز به خود جلب کرد. در سال ۲۰۱۷، اقتباس سینمایی این کتاب به کارگردانی استیون شباسکی و با بازی جیکوب ترمبلی در نقش اگی، جولیا رابرتز در نقش مادر و اوون ویلسون در نقش پدر، روی پرده رفت. فیلم شگفتی با وفاداری نسبی به کتاب، توانست حال و هوای داستان را به تصویر بکشد. جیکوب ترمبلی با بازی تاثیرگذار خود، چهره‌ای ملموس و دوست‌داشتنی از اگی ارائه داد که تحسین منتقدان را برانگیخت. فیلم نیز مانند کتاب، بر مفاهیم مهربانی، همدلی و پذیرش تفاوت‌ها تاکید داشت. شعار فیلم که به نقل از کتاب بود: «وقتی بین درست بودن و مهربان بودن یکی را باید انتخاب کنی، مهربان بودن را انتخاب کن»، به سرعت در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد. اما فیلم با وجود تمام موفقیت‌هایش، نتوانست به عمق چند صدایی کتاب دست یابد. ساختار روایی فیلم، ناگزیر ساده‌تر از کتاب بود و برخی از بخش‌‌های مهم به ویژه روایت ویا و کشمکش‌های درونی او در حاشیه ماندند. با این حال، فیلم شگفتی نقش مهمی در معرفی این داستان به مخاطبانی ایفا کرد که شاید کتاب نمی‌خواندند. بسیاری از بینندگان پس از دیدن فیلم، به سراغ کتاب رفتند و این نشان داد که سینما می‌تواند پلی باشد به سوی ادبیات. اقتباس سینمایی شگفتی اگرچه کامل نیست، اما تصویری صمیمی و تاثیرگذار از جهانی ارائه می‌دهد که پالاسیو در کتابش خلق کرده بود.

چرا شگفتی هنوز مهم است

بیش از یک دهه از انتشار شگفتی می‌گذرد، اما این کتاب همچنان تازه و مهم به نظر می‌رسد. راز ماندگاری آن در چیست؟ شاید پاسخ در این باشد که «شگفتی به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های انسانی می‌پردازد: چگونه با کسی که با ما متفاوت است رفتار کنیم؟ در دنیایی که تفاوت‌ها هر روز بیشتر دیده می‌شوند این پرسش اهمیتی فزاینده پیدا می‌کند. پالاسیو نشان می‌دهد که مشکل اصلی، خود تفاوت نیست، بلکه نگاه ما به آن است. او با ظرافت تمام، مرز باریک میان ترحم و همدلی را ترسیم می‌کند و به خواننده می‌‌آموزد که همدلی واقعی، نه در دل‌سوزاندن برای دیگری، که در تلاش برای درک دنیا از نگاه او معنا می‌یابد. در واقع شگفتی کتابی است درباره‌ی قدرت انتخاب. شخصیت‌های داستان مدام در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که باید تصمیم بگیرند: در برابر زورگویی سکوت کنند یا بایستند؟ با کسی که دیگران طردش کرده‌اند دوست شوند یا به جمع بپیوندند؟ صدای وجدان خود را بشنوند یا خواست جمع را؟ این انتخاب‌ها، شخصیت واقعی آن‌ها را می‌سازد. پالاسیو با این کتاب، به نسل جدید یادآوری می‌کند که مهربانی یک ضعف نیست، قدرتی است که می‌تواند دنیا را تغییر دهد، آن هم نه با انفجار و هیاهو، که با قدم‌های کوچک و انتخاب‌های روزمره. شاید به همین دلیل است که شگفتی هنوز در مدارس و کتابخانه‌‌ها خوانده می‌شود، هنوز موضوع گفتگوهای کلاسی است و هنوز به کودک و نوجوان یادآوری می‌کند که گاهی، یک لبخند ساده می‌تواند معجزه کند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

جایگاه ۷۲ اینترنت موبایل در ایران؛ پایین‌تر از گواتمالا و مولداوی