اجتماعی
در نگاه نخست، اعتیاد به مثابه انحراف و تباهی تصویر میشود. موجودی اهریمنی و راندهشده که در حاشیهها زندگیهای بسیاری را به نابودی میکشاند. این تصویر که رسانهها و گفتمان رسمی پیوسته آن را بازتولید میکنند، مصرف مواد را به کنشی فردی و غیر عقلانی فرو میکاهد که ریشه در ضعف اراده یا بیماری روانی جداافتاده از متن اجتماعی دارد. اما اگر با نگاهی همدلانه به پدیده اعتیاد بنگریم با روایت دیگری رو به رو میشویم: روایت انسانی که در میانه فشارهای ساختاری خردکننده، نابرابریهای عمیق و فقدان هرگونه حمایت روانی-اجتماعی، به تنها مُسکنی پناه میبرد که در دسترس اوست. اعتیاد در این نگاه نه یک انحراف اخلاقی یا بیماری صرف، که نوعی خوددرمانی تراژیک و ناقص است. تلاشی برای تسکین دردی که جامعه درمانی برایش ندارد و خود عامل اصلی تولید آن است. پرسش محوری این است: وقتی جامعه برای رنجهای ناشی از فقر، بیکاری، تحقیر طبقاتی و افسردگیِ برآمده از ناامیدی پاسخی ندارد، مواد مخدر چگونه به مسکنی اشتباه اما همیشه در دسترس برای میلیونها انسان فرودست تبدیل میشود؟
منطق پنهان در پس مصرف مواد
برای درک مفهوم خوددرمانی، باید از قضاوتهای اخلاقی فاصله بگیریم و به منطق درونی کنش مصرفکننده توجه کنیم. فردی که به مواد مخدر یا الکل پناه میبرد، لزوما به دنبال لذت یا تباهی نیست و اغلب در پی کاهش رنجی است که تاب تحملش را ندارد. از منظر روانشناختی، مواد با تاثیر بر سیستم پاداشدهی مغز و افزایش ترشح دوپامین، بهطور موقت احساس آرامش، کاهش اضطراب یا فراموشی دردهای روانی را به ارمغان میآورند. این پدیده که در ادبیات بالینی به "خوددرمانی" شهرت دارد، توضیح میدهد که چرا افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب یا استرس مزمن، بیش از دیگران در معرض گرایش به مواد قرار میگیرند.
پژوهشها نشان میدهد که حدود ۶۰ درصد معتادان به یکی از اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که افسردگی شایعترین آنهاست. اما این آمار در بستر اجتماعی معنای عمیقتری مییابد: وقتی نرخ افسردگی در طبقات فرودست و میان بیکاران بهمراتب بالاتر از سایر گروههاست، خوددرمانی با مواد به مسئلهای طبقاتی تبدیل میشود. به بیان دیگر مواد مخدر برای فرد فرودست، همان کارکردی را پیدا میکند که داروهای آرامبخش و جلسات رواندرمانی برای فرد مرفه با این تفاوت که اولی تخریبکننده و بیضابطه است و دومی تحت نظارت و با پشتوانه علمی. اینجاست که پارادوکس وحشتناک خود را نشان میدهد: کسانی که بیشترین نیاز را به تسکین روانی دارند کمترین دسترسی را به درمانهای سالم و استاندارد دارند و ناگزیر به مسکنهای ارزانقیمت و مخرب پناه میبرند.
پاراگراف دوم: فشار ساختاری و تولید انبوه رنج روانی
جالب است بدانیم که رنج روانی توزیع تصادفی ندارد، بلکه در امتداد خطوط نابرابری طبقاتی ترسیم میشود. فقر، بیکاری، کار مزدیِ استثمارگرانه و ناامنی اقتصادی صرفا مسائل معیشتی نیستند و مستقیما به عنوان عوامل تنشزا وارد روان افراد میشوند و سلامت روانی آنان را هدف میگیرند.
نتایج پایش ملی سلامت روان در ایران نشان میدهد که شیوع اختلالات روانی در افراد بیکار، مطلقه، شهرنشین و دارای وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین به طور معناداری بیشتر از سایر گروههاست. این یافتهها معنایی جز این ندارد که ساختار نابرابر اقتصادی و اجتماعی، کارخانه تولید افسردگی و اضطراب است. وقتی خط فقر در سال ۱۳۹۹ حدود ده میلیون تومان اعلام میشود و ۹ دهک اقتصادی زیر این خط قرار میگیرند، وقتی میلیونها نفر برای تامین مسکن، خوراک و پوشاک با بحران مواجهند، طبیعی است که آمار اختلالات روانی نیز صعودی باشد. اما نکته تلخ اینجاست که این رنج تولید شده توسط ساختار، در همان ساختار نیز رها میشود. جامعه هیچ نهاد حمایتی، هیچ سیستم درمانی در دسترس و هیچ شبکه امنیت روانی برای این جمعیت عظیم فراهم نکرده است. بنابراین، فرد رنجور و فرودست در انزوای خود با انبوهی از درد دست و پنجه نرم میکند که نه نامی برایش میشناسد و نه راه درمانی. در چنین خلایی، مواد مخدر بهعنوان تنها گزینه باقی مانده، به استقبال او میآید.
مواد مخدر به مثابه ابزار بقای نیروی کار
تحلیل اقتصاد سیاسی اعتیاد، ابعاد تاریکتری از این پدیده را آشکار میسازد. در نظام سرمایهداری، بدن کارگر صرفا ابزاری برای تولید است و تا زمانی که توان کار دارد ارزشمند است. در این میان، مواد مخدر کارکردی دوگانه و هولناک مییابند: از یک سو بهرهوری کارگر را در شرایط سخت افزایش میدهند و از سوی دیگر او را منفعل و سازگار با وضعیت استثماری نگه میدارند. شواهد پژوهشی در ایران نشان میدهد که مصرف مواد در میان کارگران فصلی، رانندگان بینشهری، کارگران ساختمانی، معدنکاران و کارگران شبکار صنعتی بهشکل چشمگیری بالاست.
برآوردها حاکی از آن است که در محیطهای صنعتی حدود ۲۲ درصد کارگران و در مشاغل حمل و نقل و فصلی بیش از ۳۰ درصد به نوعی با مصرف مواد درگیرند و سهم طبقه فرودست از جمعیت مصرفکنندگان احتمالا از ۴۰ درصد فراتر رفته است. در نواحی صنعتی مانند عسلویه، معادن کرمان و بنادر جنوبی، مواد مخدر به بخشی از فرهنگ کار تبدیل شده است.
تریاک و شیشه در این محیطها ابزاری برای بقا در شرایطی هستند که بدن انسان از شدت خستگی و فشار از پای درمیآید. این الگو فقط مختص ایران نیست از معادن میانمار با مصرف متآمفتامین تا کارگران نیجریهای که ترامادول مصرف میکنند و بحران اوپیوئیدها در میان کشاورزان و کارگران آمریکایی، همه نشان میدهند که مواد مخدر در خدمت بازتولید نیروی کار ارزان قیمت و فرسودهشونده قرار گرفتهاند . اعتیاد در اینجا نه برای لذت، که برای ادامه حیات کاری مصرف میشود و تراژدی را کامل میکند.
خوددرمانی و تله اعتیاد
از دید روانشناختی، خوددرمانی پاسخی است به درد بودن. افرادی که در شرایط دشوار زندگی میکنند، اغلب با احساس پوچی، بیمعنایی و اضطراب وجودی دست و پنجه نرم میکنند.
در سطح زیستشناسی، مغز انسان برای بقا برنامهریزی شده و لذت، مکانیسمی است برای جهتدهی به رفتارهای سودمند. اما مواد مخدر با مداخله در همین سیستم، ادراک لذت را مخدوش میکنند. فرد معتاد به دلیل اختلال در مدارهای عصبی مرتبط با پاداش، بهتدریج توانایی تجربه لذت از منابع طبیعی (رابطه اجتماعی، کار خلاق، عشق) را از دست میدهد و برای رسیدن به آرامش، ناچار به افزایش دوز مواد میشود. این چرخه معیوب، همان تلهای است که خوددرمانی را به اعتیاد مزمن تبدیل میکند.
فقر درمان
اگر خوددرمانی با مواد، پاسخی ناقص به فقدان درمان است، باید پرسید جامعه چه جایگزینی برای طبقات فرودست تدارک دیده است. آمارها در این زمینه فاجعه بار است: بر اساس پایش ملی سلامت روان، با وجود نیاز درمانی ۳۲.۲ درصد مبتلایان به اختلالات روانی، کمتر از ۲۰ درصد آن ها خدمات درمانی دریافت میکنند و ۵۶ درصد بهکلی از درمان بیبهرهاند. هزینههای گزاف درمان و ترس از انگ بیماری، مهمترین موانع مراجعه
هستند.
این ارقام به وضوح نشان می دهد که سلامت روان به کالایی لوکس تبدیل شده که تنها از عهده طبقات مرفه برمیآید. در سوی دیگر، طبقات فرودست نه تنها از دسترسی به خدمات درمانی محرومند، که هزینههای سنگینتری نیز بابت همین محرومیت میپردازند. مطالعات نشان میدهد که مبتلایان به اختلالات روانی و خانوادههایشان حدود ۳۰ درصد از درآمد ماهانه خود را به دلیل هزینههای درمان یا تبعات بیماری از دست میدهند، نرخ بیکاری در میان آنها ۱.۶ برابر افراد عادی است و میزان ازکارافتادگیشان ۳.۵ برابر.
این آمار ترسیمکننده چرخهای بسته و جهنمی است: فقر منجر به اختلال روانی میشود، اختلال روانی به دلیل فقدان درمان تشدید میگردد و در نهایت این وضعیت به فقر بیشتر و حذف از بازار کار میانجامد. در این چرخه، اعتیاد بهعنوان خوددرمانی ارزانقیمت، تنها راهی است که برای التیام موقت درد در دسترس باقی میماند.
بازتولید انحراف
نگاه جامعه به معتاد نیز خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل میشود. قوانین مرتبط با مواد مخدر در ایران، با رویکردی عمدتا کیفری و سرکوبگرانه، فرد مصرفکننده را از بستر اجتماعیاش جدا میکنند. ماده ۱۵ قانون مبارزه با مواد مخدر، فرد را صرفا با عنوان "معتاد" خطاب میکند، بی آنکه به شرایط اجتماعی-اقتصادی که او را به این نقطه کشانده نظری داشته باشد. این نگاه، انسان رنجکشیدهای را که سالها در چرخههای بحران و فقر دستوپا زده، به مجرمی صرف تقلیل میدهد که باید درمان شود یا مجازات گردد. غافل از آنکه این "مجرم-فرودست" پیش از آنکه معتاد شود، کارگری بوده وابسته به اقتصاد سیاسی حاکم، با هزاران آرزو و امید که در کشاکش بحرانهای مکرر به فلاکت افتاده است.
ضرورت بازتعریف مسئله اجتماعی اعتیاد
نگاه به اعتیاد به مثابه خود درمانی، دریچهای نو به روی ما میگشاید که در آن مصرف مواد دیگر یک آسیب فردی یا انحراف اخلاقی نیست، بلکه نشانهای است از بیماری عمیق جامعه. وقتی میلیونها انسان در طبقات پایین برای تحمل رنج ناشی از فشارهای ساختاری به مواد پناه میبرند، مشکل را باید در ساختار جست نه در فرد. این نگاه به هیچ وجه به معنای توجیه اعتیاد یا نادیده گرفتن عوارض ویرانگر آن نیست، بلکه دعوتی است به تغییر زاویه دید.
تا زمانی که سلامت روان به کالایی لوکس برای طبقات مرفه تبدیل شده و درمان دردهای روانی برای فرودستان دست نیافتنی است، اعتیاد به عنوان خوددرمانی ارزان قیمت و در دسترس، همچنان قربانی خواهد گرفت. راه برون رفت از این بحران نه در کمپهای اجباری ترک اعتیاد و نه در قوانین سرکوبگرانه، که در بازتعریف بنیادین سیاستهای اجتماعی نهفته است. تا زمانی که فقر، بیکاری، نابرابری و بیعدالتی به عنوان عوامل اصلی تولید رنج روانی شناسایی و مهار نشوند، هرگونه مبارزه با اعتیاد، مبارزه با معلول است و نه علت.
جامعهای که برای رنج روانی شهروندانش درمانی ندارد، حق ندارد آنان را به خاطر خوددرمانیهای تراژیکشان محکوم کند.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
راهاندازی سامانه ارزیابی مردمی عملکرد دهیاران در هرمزگان
راهنمای سلامت زائران در مراسم تشییع رهبر شهید
فنلاند ممنوعیت واردات و نگهداری سلاحهای هستهای را لغو کرد
مناقصه عمومی یک مرحله ای- نوبت اول
آسمان هرمزگان امروز صاف تا قسمتی ابری
آگهی دعوت مجمع عمومی عادی سالیانه نوبت اول
اسناد مزایده فروش 10 قطعه تجاری
آگهی دعوت مجمع عمومی سالیانه
قانون ساماندهی املاک که در محدوده بافت مسکونی شهر پارسیان بخش ۲۱ پارسیان
آگهی مناقصه عمومی
آدرس مهم دیپلماسـی
قانون ساماندهی حمایت از تولید و عرضه مسکن
اصلاحیه آگهی مزايده عمومی
رفع ممنوعیت صادرات محصولات شیمیایی، پلیمری و پتروشیمی اعلام شد
درخشش نمایندگان هرمزگان در لیگ کاراته وان ایران
برای سوختگیری پول نقد همراه داشته باشید