10

تیر

1405


اجتماعی

25 اسفند 1404 09:24 0 کامنت

بحران یا ساختار؟

برای فهم شخصیت اجتماعی نسل بحران، ابتدا باید بحران را نه حادثه‌ای استثنایی، بلکه ساختاری تکرارشونده در نظر گرفت. جامعه ‌شناسانی چون زیگمونت باومن با مفهوم "مدرنیته سیال" نشان دادند که چگونه ثبات نهادها، روابط و هویت‌ها در جهان معاصر تضعیف شده است. در چنین وضعیتی، شغل مادام‌العمر جای خود را به قراردادهای کوتاه‌ مدت می‌دهد، پیوندهای اجتماعی شکننده می‌شوند و حتی هویت فردی به پروژه‌ای دائما در حال بازنویسی تبدیل می‌شود. اگر این سیالیت با بحران‌های اقتصادی، سیاسی یا زیست‌ محیطی پی‌درپی همراه شود، نتیجه چیزی فراتر از تغییر سبک زندگی است و ما با دگرگونی در ادراک زمان مواجه می‌شویم. در شرایط ثبات نسبی، آینده عرصه تحقق آرزوهاست اما در شرایط بی‌ثبات، آینده بیشتر محل بالقوه تهدیدهاست. این‌جا به ‌جایی، بر ساختار تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد. سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت کاهش می‌یابد، تعهدهای عاطفی با احتیاط بیشتری شکل می‌گیرند و تمایل به مهاجرت یا تغییر مداوم مسیر شغلی افزایش می‌یابد. به تعبیر اولریش بک در نظریه جامعه ریسک، انسان مدرن بیش از آنکه با توزیع ثروت درگیر باشد، با توزیع ریسک مواجه است. وقتی ریسک به تجربه روزمره بدل می‌شود، افراد یاد می‌گیرند که همواره سناریوهای بدبینانه را در ذهن فعال نگه دارند. این وضعیت، نوعی عقلانیت تدافعی تولید می‌کند: تصمیم‌ها نه بر اساس بیشینه‌سازی مطلوبیت، بلکه بر پایه حداقل‌سازی آسیب گرفته می‌شوند. چنین عقلانیتی، گرچه منطقی به نظر می‌رسد، اما پیامدهای عاطفی و اخلاقی خاص خود را دارد. اعتماد اجتماعی کاهش می‌یابد، همبستگی جای خود را به رقابت می‌دهد و حتی روابط صمیمانه زیر سایه محاسبه قرار می‌گیرند. بدین‌ ترتیب، بحران ساختاری، به‌تدریج به بخشی از بافت شخصیت اجتماعی تبدیل می‌شود.

سپر روانی در برابر نااطمینانی مزمن

یکی از بارزترین ویژگی‌های نسل بحران، شکل‌گیری نوعی بدبینی تدافعی است بدبینی‌ای که نه از سر لذت بردن از سیاهی، که به ‌مثابه سازوکار بقا عمل می‌کند. در روانشناسی، مفهوم بدبینی تدافعی به راهبردی اشاره دارد که فرد با پیش‌بینی بدترین سناریوها، خود را برای مواجهه با شکست آماده می‌کند. در بستر اجتماعی بی‌ثبات، این راهبرد از سطح فردی فراتر رفته و به خلق ‌و خو یا منش جمعی بدل می‌شود. وقتی تجربه‌های مکرر ناکامی از کاهش قدرت خرید گرفته تا بی‌ثباتی مقررات، در حافظه جمعی انباشته می‌شود، انتظار مثبت به ساده‌لوحی تعبیر می‌گردد. این تغییر هنجاری اهمیت دارد: جامعه‌ای که در آن خوش‌بینی نشانه ناپختگی تلقی شود، به ‌تدریج سرمایه عاطفی خود را از دست می‌دهد. بدبینی تدافعی در کوتاه‌مدت کارکرد حفاظتی دارد. فرد کمتر غافلگیر می‌شود و شوک‌های روانی کاهش می‌یابد. اما در بلندمدت، این رویکرد می‌تواند به کاهش انگیزش، فرسایش امید و حتی کناره‌‌گیری مدنی بینجامد. هنگامی که ترس و بی‌اعتمادی به هیجانات مسلط تبدیل شوند، افراد به‌جای مشارکت فعال در تغییر شرایط، به مدیریت فردی ریسک‌ها بسنده می‌کنند. در چنین فضایی، مسئولیت جمعی کمرنگ می‌شود و هرکس برای خود به اصل نانوشته تعاملات بدل می‌گردد. بدبینی تدافعی، اگرچه واکنشی قابل فهم به بی‌ثباتی است، اما هنگامی که به هویت نسلی تبدیل شود، افق کنش جمعی را محدود می‌کند و بازتولید بحران را تسهیل می‌سازد.

مرگ رؤیا

در کنار بدبینی، شکل دیگری از واکنش به بی‌ثباتی مزمن، واقع‌گرایی افراطی است. این رویکرد، بر فاصله گرفتن از آرمان‌گرایی و تمرکز بر امکانات محدود و موجود تاکید دارد. در نگاه نخست، چنین واقع‌گرایی‌ای نشانه بلوغ اجتماعی به نظر می‌رسد؛ اما هنگامی که به حذف کامل خیال و افق‌های بلندمدت بینجامد، کارکردی دوگانه پیدا می‌کند. نسل بحران اغلب می‌آموزد که آرزوهای بزرگ را با اما‌های متعدد همراه کند. انتخاب رشته تحصیلی، شغل یا حتی شریک زندگی نه بر اساس اشتیاق، بلکه بر پایه محاسبه احتمال شکست صورت می‌گیرد. این الگو، نوعی عقلانیت ابزاری را تقویت می‌کند که در آن معنا و لذت، جایگاهی ثانویه دارند. پیامد آن می‌تواند افزایش کارآمدی کوتاه‌مدت و کاهش سرخوردگی باشد؛ اما همزمان، خطر تهی‌شدن تجربه زیسته از شور و خلاقیت را نیز در پی دارد. از منظر روانشناسی انگیزش، رویاها نقش مهمی در تنظیم هیجانات و تحمل دشواری‌ها دارند. حذف آن‌ها به نام واقع‌گرایی، ممکن است به کاهش تاب‌آوری بلندمدت بینجامد. جامعه‌ای که افق آرمانی‌اش محدود شود، ظرفیت تخیل جمعی برای تغییر را از دست می‌دهد. بنابراین واقع‌گرایی افراطی، اگرچه پاسخی منطقی به محیط بی‌ثبات است، اما می‌تواند به نوعی انقباض افق منجر شود؛ انقباضی که نه ‌فقط در برنامه‌های فردی، بلکه در پروژه‌های ملی و فرهنگی نیز بازتاب می‌یابد.

مهارت زیستن در لبه تیغ

با این حال، تصویر نسل بحران صرفا تیره نیست. فشار مداوم می‌تواند مهارت‌هایی را نیز پرورش دهد که در شرایط پایدار کمتر شکل می‌گیرند. یکی از این مهارت‌ها، انعطاف‌پذیری بقاست توانایی سازگار شدن سریع با تغییرات و بازسازی خود در مواجهه با شکست‌ها. در روانشناسی، این مفهوم با تاب ‌آوری پیوند دارد، اما در سطح اجتماعی، معنایی گسترده‌تر می‌یابد. افرادی که بارها ناچار به تغییر شغل، محل زندگی یا حتی شبکه اجتماعی شده‌اند، معمولا ظرفیت بالاتری برای یادگیری مهارت‌های جدید و مدیریت ابهام دارند. آنان به‌جای اتکای کامل به ساختارهای رسمی، شبکه‌های غیررسمی حمایت را فعال می‌کنند و منابع متنوعی برای بقا می‌یابند. این انعطاف‌پذیری می‌تواند به خلاقیت کارآفرینانه، اشکال نوین همکاری و شیوه‌های بدیل زیستن بینجامد. اما باید میان انعطاف‌پذیری داوطلبانه و انعطاف‌پذیری تحمیلی تمایز گذاشت. وقتی سازگاری نه انتخاب، بلکه اجبار باشد، خطر فرسودگی پنهان افزایش می‌یابد. نسلی که دائما در حال تطبیق با بحران است، ممکن است در سکوت دچار خستگی مزمن شود؛ خستگی‌ای که در آمارهای افسردگی، مهاجرت یا کاهش مشارکت اجتماعی بازتاب می‌یابد. بنابراین انعطاف‌پذیری بقا، همزمان سرمایه و هزینه است: سرمایه‌ای برای ادامه دادن و هزینه‌ای برای روان جمعی.

همبستگی در عصر بی‌ثباتی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای زیستن در بحران مزمن، دگرگونی مفهوم اعتماد است. اعتماد، ستون فقرات سرمایه اجتماعی است؛ اما در شرایطی که قواعد بازی مدام تغییر می‌کند، اعتماد به نهادها و حتی به افراد کاهش می‌یابد. این فرسایش، صرفاً احساسی نیست؛ بلکه در رفتارهای روزمره نیز نمود پیدا می‌کند: قراردادهای کوتاه‌مدت، روابط عاطفی کم‌تعهد، احتیاط در شراکت‌های اقتصادی و حتی تردید در مشارکت‌های مدنی. در عین حال، شکل‌های جدیدی از همبستگی نیز پدید می‌آید. شبکه‌های کوچک و مبتنی بر تجربه مشترک بحران، جایگزین اعتماد گسترده می‌شوند. افراد به حلقه‌های محدود اما مطمئن‌تر پناه می‌برند. این روند، نوعی «همبستگی انتخابی» می‌آفریند که گرچه عمق بیشتری دارد، اما گستره آن محدود است. پیامد چنین الگویی می‌تواند افزایش انسجام درون‌گروهی و کاهش گفت‌وگوی بین‌گروهی باشد؛ وضعیتی که خطر قطبی‌شدن اجتماعی را تقویت می‌کند. کاهش اعتماد عمومی می‌تواند به بی‌تفاوتی یا کنش‌های اعتراضی ناگهانی بینجامد؛ هر دو، نشانه‌هایی از رابطه پرتنش میان فرد و ساختارند. نسل بحران، میان احتیاط و مطالبه‌گری در نوسان است. این نوسان، بخشی از شخصیت اجتماعی او را می‌سازد: شخصیتی که همزمان می‌خواهد در امان بماند و تغییر ایجاد کند.

دیدگاه ها (0)
img
img

هشدار نارنجی هواشناسی در هرمزگان؛ فعالیت سامانه مونسونی تشدید می‌شود

جزئیات مذاکرات امروز در دوحه/ غریب‌آبادی: جلسه‌ای با مقام‌های بانک مرکزی قطر برگزار شد

موسیقی «الوداع» در رثای رهبر شهید امّت تولید شد

لغو اعزام کشتی های آلمانی به تنگه هرمز؛ مین روبی متوقف شد

محدودیت برق شهرک‌های صنعتی نباید بیش از یک روز در هفته باشد

اعلام جزئیات مراسم اقامه نماز و تشییع رهبر شهید

تصویب مقدماتی ممنوعیت پخش اذان در قدس اشغالی

جزئیات ارتباطی زائران اربعین اعلام شد/ از مکان‌یابی آنلاین موکب‌ها تا ارائه ارز در پیام‌رسان‌ها

آمادگی پست برای رسیدگی سریع به اشیای مفقودی شرکت‌کنندگان مراسم تشییع

بخشنامه تعطیلات هفته آینده دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شد

محدودیت‌های ترافیکی از ۱۰ تا ۲۰ تیر اعلام شد

غریب‌آبادی: مذاکرات برای توافق نهایی هنوز آغاز نشده است

درخواست فوری فوتبال ایران از AFC

توزیع کارت شناسایی میان زائران مراسم تشییع رهبر شهید

بازنشستگان مراقب تماس‌های کلاهبرداری باشند

img
خـبر فوری:

آغاز ثبت‌نام کتاب‌های پایه‌های ورودی از امروز