اجتماعی
جامعهای که بحران را نه به مثابه رویدادی استثنایی، بلکه بهعنوان وضعیت عادی تجربه میکند، به تدریج در منطق دیگری از زیستن مستقر میشود. در چنین جامعهای آینده به جای اینکه افقی گشوده باشد تعلیقی ممتد است. ایران در دهههای اخیر، از جنگ و تحریم گرفته تا تورم مزمن، فرسایش سرمایه اجتماعی، مهاجرت نخبگان و تنشهای پیدرپی سیاسی و اقتصادی، با نوعی بحران طولانی دست و پنجه نرم کرده و زیسته است. این بحرانها به نوعی مزمن، لایهمند و انباشتی بودهاند بهگونهای که خودِ ساختار ذهنی و عاطفی جامعه را دگرگون کردهاند. بحرانهای مزمن اغلب به بازتولید نابرابری و تثبیت ساختارهای قدرت میانجامند. از منظر نظریهپردازانی چون پیر بوردیو، شرایط ناپایداراقتصادی و اجتماعی، منش اجتماعی افراد را تغییر می دهد و به عبارتی شیوه ادراک، انتخاب و آرزومندی آنان را بازتنظیم میکند. در این وضعیت، افراد نه فقط منابع مادی که افقهای ذهنی خود را نیز از دست میدهند. از طرفی زیستن طولانی در ناامنی ساختاری میتواند به شکلگیری الگوهایی چون درماندگی آموختهشده بینجامد. حالتی که در آن افراد، امکان تغییر را ناممکن میپندارند حتی زمانی که روزنههایی برای کنش وجود دارد.اما نمیتوان گفت که جامعه ایران صرفا قربانی بحران است چرا که در دل این وضعیت، اشکال تازهای از سازگاری، مقاومت خاموش، اقتصادهای غیررسمی، همبستگیهای خرد و نیز بیحسیهای دفاعی شکل گرفته است. پرسش این مقاله آن است که این زیستن طولانی در بحران، چه نوع جامعهای برای آینده میسازد؟ آیا با نسلی مواجه خواهیم بود که انعطافپذیر اما بیاعتماد است؟ خلاق اما فرسوده است؟ یا جامعهای که در آن نابرابری نه فقط اقتصادی، بلکه عاطفی و شناختی نیز تعمیق شده است؟
کوچکشدن افقها
بحران طولانی پیش از آنکه سفرهها را کوچک کند، افقهای رو به آینده را محدود می کند. یکی از نخستین پیامدهای زیستن مزمن در بیثباتی، تغییر مقیاس زمانی تصمیمگیری است. در جامعهای که نرخ تورم، بازار کار و سیاستگذاریها پیشبینیناپذیرند، برنامهریزی بلندمدت جای خود را به بقا در کوتاه مدت میدهد. خانوادهها سرمایهگذاریهای آموزشی و حرفهای را نه بر اساس علاقه یا استعداد، بلکه بر اساس کمریسکترین گزینه انتخاب میکنند. این جابهجایی از آرزو به احتیاط به تدریج نوعی عقلانیت تدافعی را هنجار میکند. چنین عقلانیتی بهظاهر واقعبینانه است اما در عمل به بازتولید ساختارهای نابرابر کمک میکند زیرا امکان تصور مسیرهای متفاوت را محدود میسازد. در سطح روانی، کوتاهشدن افق زمانی با افزایش اضطراب زمینهای همراه است. قرارگرفتن طولانی در معرض نااطمینانی، دستگاه عصبی را در وضعیت آماده باش دائمی نگه میدارد و پیامد آن هم انفجار هیجانی و هم فرسودگی آرام است: کاهش تمرکز، تحریکپذیری پنهان، بی خوابی و نوعی بیحسی عاطفی که افراد برای ادامه دادن به آن پناه میبرند. این بیحسی کارکرد دفاعی هم دارد اما در سطح جمعی، به کاهش حساسیت اخلاقی نیز میانجامد. در چنین شرایطی که بحران عادی میشود، به مرور شاهد این خواهیم بود که رنج دیگر تکانمان ندهد و به بخشی از پسزمینه زندگی تبدیل شود.
نابرابری در توانِ مدیریت ناامنی
بحرانهای طولانی میدان بازتوزیع منابع را تغییر میدهند. در شرایط ناپایدار کسانی که دسترسی بیشتری به اطلاعات، شبکههای ارتباطی و سرمایه فرهنگی دارند، بهتر میتوانند خود را با تغییرات وفق دهند. نتیجه آن است که شکاف طبقاتی نه فقط در درآمد، بلکه در توان مدیریت ناامنی و عدم اطمینان تعمیق میشود. طبقات متوسط و فرودست، هزینه روانی بیشتری برای هر تصمیم میپردازند از مهاجرت گرفته تا انتخاب شغل یاحتی ازدواج. این هزینه روانی، نامرئی اما انباشتی است و بهمرور احساس فرسودگی اجتماعی را افزایش میدهد.
از منظر روانشناسی اجتماعی، این نابرابری در میزان آسیبپذیری، به شکلگیری مقایسههای اجتماعی فرساینده میانجامد. وقتی افراد میبینند که موفقیت نتیجه تلاش پیوسته نیست و وابسته به دسترسیهای نابرابر است، احساس بیعدالتی ادراکشده افزایش مییابد. این احساس، اگرچه همواره به اعتراض آشکار منجر نمیشود، اما اعتماد عمومی را تضعیف میکند. جامعهای با اعتماد پایین، همکاری کمتری دارد و بیش از پیش به دایرههای کوچک خانوادگی عقبنشینی میکند.
سازگاری خلاق یا عقبنشینی نهادی؟
بحران طولانی میتواند اشکال تازهای از سازگاری نیز بیافریند. گسترش مشاغل چندگانه، اقتصادهای خرد، شبکههای حمایتی خانوادگی و کمکهای غیررسمی، نشاندهنده توان جامعه برای بقاست. این سازگاری، از یکسو خلاقانه و نشانه تابآوری است اما از سوی دیگر میتواند نشانه عقبنشینی نهادهای رسمی از مسئولیتهای اجتماعی باشد. وقتی بار اصلی تامین امنیت اقتصادی و عاطفی بر دوش خانواده میافتد،نابرابریهای جنسیتی و نسلی نیز تشدید میشود. در سطح روانی،این وضعیت به تقویت "خودِ مسئولِ همه چیز" می انجامد. فردی که شکستهای ساختاری را ناکامی شخصی تفسیر میکند. این درونیسازی میتواند به افزایش احساس شرم و افسردگی بینجامد. جامعهای که رنجهای ساختاری را فردی میکند، کمتر به تحلیل انتقادی شرایط میپردازد و بیشتر در چرخه خودسرزنشی گرفتار میشود.
زبان عادت
بحران مزمن بر زبان روزمره نیز اثر میگذارد. عباراتی چون تحمل کن و عادت میکنی به بخشی از فرهنگ گفتاری بدل میشوند. این زبان، کارکردی آرامبخش دارد و در عین حال سطح توقع را کاهش میدهد. جامعهای که خود را به حداقلها قانع میکند، ممکن است در بلندمدت به نابرابریهای عمیقتر تن دهد و پذیرش وضعیت موجود نه از سر رضایت که از سر نبود چشمانداز بدیل رخ میدهد. در روانشناسی، عادت به فشار مزمن میتواند آستانه واکنش را جابهجا کند. افراد ممکن است تنها در شرایط بسیار حاد واکنش نشان دهند و نسبت به فشارهای روزمره بیحس شوند. در سطح اجتماعی هم این امر میتواند به چرخهای از سکوتهای طولانی و واکنشهای انفجاری کوتاه بینجامد.
از تحمل بحران تا بازاندیشی جمعی
پرسش نهایی این است که آیا بحران طولانی میتواند به بازاندیشی ساختاری منجر شود یا صرفا به تطبیق فرساینده ختم خواهد شد؟ اگر بحران صرفا تحمل شود، به عادیسازی نابرابری میانجامد. اما اگر به موضوع گفتگوی عمومی، شفافیت نهادی و مشارکت واقعی بدل شود، میتواند به اصلاح تدریجی ساختارها کمک کند. بازسازی امید نیازمند تجربههای ملموس کارآمدی است. تجربههایی که نشان دهد کنش جمعی بیاثر نیست.
امید، نه خوشبینی ساده، بلکه حاصل مشاهده تغییرات واقعی است. آینده جامعه ایران بسته به آن است که آیا از زیستن منفعلانه در بحران عبور میکند یا آن را به پلی برای بازسازی اجتماعی تبدیل خواهد کرد.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
هشدار نارنجی هواشناسی در هرمزگان؛ فعالیت سامانه مونسونی تشدید میشود
جزئیات مذاکرات امروز در دوحه/ غریبآبادی: جلسهای با مقامهای بانک مرکزی قطر برگزار شد
موسیقی «الوداع» در رثای رهبر شهید امّت تولید شد
لغو اعزام کشتی های آلمانی به تنگه هرمز؛ مین روبی متوقف شد
محدودیت برق شهرکهای صنعتی نباید بیش از یک روز در هفته باشد
اعلام جزئیات مراسم اقامه نماز و تشییع رهبر شهید
تصویب مقدماتی ممنوعیت پخش اذان در قدس اشغالی
جزئیات ارتباطی زائران اربعین اعلام شد/ از مکانیابی آنلاین موکبها تا ارائه ارز در پیامرسانها
آمادگی پست برای رسیدگی سریع به اشیای مفقودی شرکتکنندگان مراسم تشییع
بخشنامه تعطیلات هفته آینده دستگاههای اجرایی ابلاغ شد
محدودیتهای ترافیکی از ۱۰ تا ۲۰ تیر اعلام شد
غریبآبادی: مذاکرات برای توافق نهایی هنوز آغاز نشده است
درخواست فوری فوتبال ایران از AFC
توزیع کارت شناسایی میان زائران مراسم تشییع رهبر شهید
بازنشستگان مراقب تماسهای کلاهبرداری باشند