16

تیر

1405


اقتصادی

29 فروردین 1405 09:38 0 کامنت

برآورد رسمی دولت از خسارت‌های واردشده به اقتصاد ایران در پی جنگ ۴۰ روزه، حدود ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام شده است؛ رقمی که واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت و به بحثی جدی درباره میزان واقعی آسیب‌ها و زمان لازم برای بازگشت اقتصاد به شرایط قبل از جنگ تبدیل شد. از آنجا که خسارت‌های جنگ تنها محدود به تخریب‌های فیزیکی نیست و پیامدهای آن می‌تواند برای سال‌ها بر ظرفیت تولیدی کشور اثر بگذارد، فهم دقیق ابعاد این شوک برای سیاستگذاری و برنامه‌ریزی آینده ضروری است.از منظر اقتصادی، جنگ سبب کاهش سرمایه انباشته و آسیب به زیرساخت‌ها می‌شود. افت سرمایه معمولا بخشی از تولید ناخالص داخلی را کاهش می‌دهد و این افت در سال‌های پس از جنگ به‌تدریج جبران می‌شود. بر اساس داده‌های اقتصاد ایران، نسبت سرمایه به تولید ناخالص داخلی حدود ۴ است؛ به این معنی که برای ایجاد یک واحد تولید، به حدود چهار واحد سرمایه نیاز است. بنابراین هر چهار واحد کاهش سرمایه، تقریبا یک واحد تولید را کاهش می‌دهد. با این فرض، خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری می‌تواند چیزی در حدود ۷۰ میلیارد دلار از تولید ناخالص داخلی بکاهد.اگر تولید ایران پیش از جنگ حدود ۴۸۰ میلیارد دلار بوده باشد، پس از جنگ سطح تولید به حدود ۴۱۰ میلیارد دلار سقوط می‌کند؛ یعنی معادل چند سال عقب‌ماندگی اقتصادی. حال پرسش اصلی این است که اقتصاد ایران با چه سرعتی می‌تواند این فاصله را جبران کند.

دوره بازسازی اقتصاد بیش از هر چیز به نرخ رشد اقتصادی در سال‌های بعد از جنگ وابسته است. در سناریوی خوش‌بینانه و در صورت تحقق رشد ۸ درصدی، حدود دو سال زمان نیاز است تا سطح تولید دوباره به جایگاه پیش از جنگ بازگردد. این سناریو بر این فرض استوار است که سیاست‌های اصلاحی گسترده اجرا شود، تنش‌های خارجی کاهش یابد و شرایط برای رشد سریع فراهم شود. حتی در چنین سناریویی نیز بازگشت کامل فوری نیست و اقتصاد حداقل دو سال در وضعیت فشار و کمبود منابع خواهد بود.

اما اگر رشد اقتصادی مطابق میانگین سال‌های گذشته، یعنی ۳ درصد باقی بماند، دوره بازگشت به سطح تولید قبلی به حدود پنج سال افزایش می‌یابد. این در حالی است که برخی کارشناسان معتقدند حتی فرض رشد پایدار ۳ درصدی پس از یک جنگ بزرگ، تا حدی خوش‌بینانه است؛ زیرا جنگ معمولاً اثرات جانبی دیگری مانند تورم بالاتر، بی‌ثباتی انتظارات و کاهش سرمایه‌گذاری نیز ایجاد می‌کند.سناریوهای سنگین‌تر نیز مطرح‌اند. اگر جنگ یک ماه دیگر ادامه می‌یافت یا شدت بیشتری پیدا می‌کرد و خسارات به ۵۰۰ میلیارد دلار می‌رسید، بازسازی اقتصاد می‌توانست بیش از ده سال طول بکشد. با این برآورد، هر ماه اضافه‌شدن به مدت جنگ، می‌تواند اقتصاد ایران را بیش از پنج سال به عقب ببرد. این محاسبه تصویری روشن از هزینه‌های عظیم جنگ برای یک اقتصاد متوسط‌الحجم مانند ایران ارائه می‌دهد.در کنار تحلیل اقتصادی، بحث درباره خود رقم خسارت‌ها نیز ادامه دارد. برخی کارشناسان معتقدند ۲۷۰ میلیارد دلار بزرگ‌نمایی است و بخشی از آن شامل هزینه‌های غیرمستقیم یا برآوردهای آینده‌نگر است. آنها می‌گویند خسارت‌های بالفعل باید از هزینه فرصت‌ها و سناریوهای بلندمدت جدا شود تا امکان ارائه یک برآورد دقیق‌تر به نهادهای بین‌المللی فراهم شود.

در مقابل، گروهی دیگر این رقم را کم‌برآوردی می‌دانند و معتقدند خسارت‌های واقعی با درنظر گرفتن رکود پروژه‌ها، کاهش بهره‌وری، آسیب به صنایع بزرگ، هزینه بازسازی زیرساخت‌های حیاتی و از دست رفتن تولید، می‌تواند به ۵۰۰ میلیارد دلار برسد. به‌عنوان نمونه، تنها خسارت واردشده به یکی از واحدهای بزرگ صنعتی مانند فولاد مبارکه حدود ۵ میلیارد دلار تخمین زده شده است. در نگاه این گروه، اثرات غیرمستقیم جنگ از توقف پروژه‌های عمرانی گرفته تا کاهش ظرفیت تولید پتروشیمی و آسیب مراکز علمی بخشی مهم از هزینه‌های واقعی هستند.در نهایت، تحلیل اقتصادی گزارش بر این نکته تأکید می‌کند که جنگ هزینه‌ای بسیار سنگین بر اقتصاد تحمیل می‌کند و ادامه آن می‌تواند سال‌ها توسعه کشور را عقب بیندازد. به همین دلیل، تبدیل دستاوردهای نظامی به دستاوردهای سیاسی پایدار و حرکت به سمت کاهش تنش‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. برای اقتصاد ایران که با چالش‌های انباشته مواجه است، هرگونه طولانی‌شدن درگیری نظامی می‌تواند ضربه‌هایی وارد کند که جبران آنها دهه‌ها زمان ببرد.دنیای اقتصاد/ انتخاب/ سایت دولت

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

عزای عمومی برای پنج‌شنبه 18 تیرماه