10

تیر

1405


اجتماعی

29 فروردین 1405 09:52 0 کامنت

جنگ لانچر و رسانه!

در یکی-دو روز ابتدایی جنگ تحمیلی سوم، نوعی بمباران رسانه‌ای قدرتمند و بی‌وقفه در اثر پمپاژ دائمی رسانه‌های خارج از کشور به وجود آمد. گاهاً حتی با هجوم مردم به فروشگاه‌ها مواجه بودیم و نوعی هراس فراگیر به چشم می‌خورد. گرچه مدیریت کارآمد دولت در تامین کالاهای اساسی، انرژی و... نقش بسیار پررنگی در کنترل شرایط و احیاناً جلوگیری از سرایت آن به سایر عرصه‌های جنگ داشت؛ اما در این میان، نقش رسانه‌ها را نیز نباید نادیده گرفت. بعضاً دیده می‌شد رسانه‌هایی که حتی در گرایش سیاسی و فکری با یکدیگر تفاوت‌های بنیادینی داشتند، انگار که از یک اتاق فرمان هدایت می‌شدند و در رویکرد و راهبرد اشتراک کامل داشتند. همین اشتراکات به‌‌سرعت باعث شد تا ورق رسانه‌ای که در ابتدای جنگ کاملاً علیه کشورمان بود، به سرعت بازگردد و کنترل فضای رسانه‌ای و افکار عمومی تا حدی به داخل کشور متمایل شود.

در جهان معاصر، ماهیت منازعات از شکل سنتی و صرفاً نظامی فراتر رفته و به عرصه‌ای پیچیده‌تر، عمیق‌تر و اثرگذارتر یعنی میدان ذهن، ادراک و افکار عمومی وارد شده است. امروز دیگر نمی‌توان نبردها را تنها با شاخص‌هایی چون توان تسلیحاتی، قدرت میدانی یا حجم عملیات فیزیکی سنجید؛ بلکه بخش مهمی از تقابل‌های راهبردی در حوزه تولید معنا، هدایت افکار، ساخت تصویر ذهنی و جهت‌دهی به برداشت عمومی شکل می‌گیرد.

جنگ تحمیلی که امروز با آن درگیر هستیم نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ کشورهایی که آغازکننده این جنگ با ما بوده‌اند، به خوبی می‌دانند که تسلیم پیش از آنکه در لانچرها و قوای نظامی باشد، در ذهن‌ها و باور عمومی شکل می‌گیرد. پس نقش رسانه‌ها دقیقاً در همین‌جا معنا و اهمیت خود را پیدا می‌کند.

آزادی بیانی که به خارج از کشور رفته است!

گرچه رسانه‌ها، با تمام تفاوت رویکرد و سلیقه‌ای که داشتند، با یک وحدت و هم‌پوشانی کامل به استقبال روایت‌های جنگ رفتند؛ اما همین نقطه قوت، در صورتی که به درستی شناخته نشود، به نوعی نقطه ضعف و احیاناً به فرصتی برای سوءاستفاده عده‌ای بدل می‌شود. به عنوان مثال، یادداشتی از سوی محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق کشورمان در روزهای گذشته در فارین افرز منتشر شد که ابتکاراتی را در خصوص پایان جنگ، مساله هسته‌ای ایران، تنگه هرمز و... مطرح می‌کرد و گرچه می‌توان به انتشار آن در شرایط جنگی نقد وارد کرد، اما خیلی زود به دستمایه‌ای برای تصفیه‌حساب‌های سیاسی بدل شد.

در بدترین شکل این تصفیه‌حساب، شعارهایی بود که علیه او در تجمعات خیابانی، که باید نمادی از تمامیت جامعه باشد، داده شد. پس از آن در صدا و سیما، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و... با عناوین تخریب وحدت و گرای ضعف به خارج از کشور، او در معرض شدیدترین حملات قرار گرفت. در حالی که نشناختن این تکثر، هرچند با پذیرش خطوطی قرمز مانند تمامیت ارضی یا امنیت ملی، خود به پدیده‌ای ضد وحدت ملی تبدیل می‌شود.

به وفور مشاهده می‌کنیم روزنامه‌های آمریکایی، فعالین سیاسی، رسانه‌ای و... به راحتی سیاست‌های ترامپ را حتی در شرایط جنگی نقد و با شدیدترین شکل ممکن علیه سیاست‌های او موضع‌گیری می‌کنند؛ که اتفاقاً همین موضوع ترامپ و وزیر جنگ ایالات متحده را به شدت کلافه کرده است. هنگامی که این وضعیت در رسانه‌های آمریکا را با فضای حاکم بر رسانه‌های ایران مقایسه کنیم، مأیوسانه متوجه می‌شویم آنچه که به عنوان رسانه و روزنامه‌نگاری در ایران می‌شناسیم، گرفتار سطح بالایی از سانسور و فشارهای پیدا و پنهان است که دست‌کم باعث انتقال بخشی از مرجعیت به شبکه‌های معاند جمهوری اسلامی می‌شود.

دشواری‌‌های اقتصادی رسانه‌ها؛ خط مقدمی که پشتش خالی است!

پس از وقوع جنگ تحمیلی، بخشی از درآمدهای پایدار رسانه‌ها نیز از بین رفت. در اکثر رسانه‌های خصوصی، تعدیل نیرو به شکل نگران‌کننده‌ای شکل گرفته است و با کمی گشت و گذار در فضای مجازی، تعداد خبرنگارانی که جویای شغل یا شغل دوم هستند به وفور مشاهده می‌شود.

چالش های معیشتی رسانه‌ها در ایام جنگ، تحقق رسالت‌های خبری را با مشکلاتی مواجه کرده است. با گذشت بیش از ۳ ماه از سال جدید و احتمال تداوم روند فعلی تا شش ماه یا یک سال آینده، خبری از افزایش حقوق کارکنان متناسب با تورم نیست. افزایش قیمت کاغذ، هزینه‌های چاپ و بیمه در کنار سایر هزینه‌های جاری، مدیران را به سمت تعدیل نیرو و فعالیت با حداقل پرسنل سوق داده است. رصد فضای مجازی و توییت‌های متعدد نشان می‌دهد بسیاری از خبرنگاران باسابقه به طور جدی به دنبال شغل دوم هستند که این موضوع زنگ خطری برای بدنه کارشناسی و تخصصی رسانه‌ها محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، کاهش تعداد صفحات روزنامه‌ها و تقلیل ساعت کاری با هدف کنترل هزینه‌ها، باعث تضعیف تدریجی مرجعیت خبری در داخل می‌شود. وقتی رسانه‌های داخلی به دلیل محدودیت منابع مالی و انسانی توان تولید محتوای تخصصی و اقناعی را ندارند، انتقال بخشی از مرجعیت خبری به شبکه‌های خارج از کشور اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. در صورت عدم حمایت منطقی حاکمیت از هزینه‌های کاغذ و بیمه، اختلال در ساختار اطلاع رسانی و امنیت روانی جامعه جدی‌تر خواهد شد؛ چرا که اقتدار نظامی بدون پشتوانه رسانه‌ای مقتدر و خبرنگاران متمرکز بر حرفه خود، در تثبیت دستاوردهای ملی با دشواری روبرو می‌شود.

دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

نحوه فعالیت بانک‌ها در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ تیر