05

مرداد

1405

اجتماعی

29 فروردین 1405 10:04 0 بازدید 0 کامنت

سرمایه به مثابه زره

در لحظه نخست انفجار، دو خانواده در دو سوی یک شهر ممکن است از نظر فیزیولوژیک واکنشی مشابه مانند ترشح کورتیزول، افزایش ضربان قلب را تجربه کنند، اما مسیر پسارویدادی آن‌ها از همان ثانیه‌های بعد واگرا می‌شود. در جامعه‌شناسی ترومای لورن برولت، تاکید بر این نکته است که شدت آسیب روانی نه صرفا تابع شدت محرک، بلکه تابع قابلیت جذب شوک توسط ساختارهای پیرامون فرد است. خانواده‌ای که از سرمایه اقتصادی برخوردار است، بلافاصله پس از بمباران گزینه‌هایی چون جابه‌جایی به هتلی در منطقه امن‌تر، اعزام فرزندان به خارج از کشور یا حتی تهیه داروهای کنترل اضطراب از داروخانه‌های خصوصی را در اختیار دارد. اما برای خانواده‌ای که در حاشیه شهر و در مجاورت مراکز نظامی اسکان دارد، این شوک نه یک رویداد منفرد، که آغازی برای زنجیره‌ای از محرومیت‌های چندگانه است: از دست دادن مسکن، قطع درآمد روزمره، جابه‌جایی اجباری به مدارس تبدیل‌شده به پناهگاه و سپس اقامت در اردوگاه‌های حاشیه‌ای. روانپزشکی اجتماعی این تفاوت را با مفهوم آسیب‌پذیری انباشتی تبیین می‌کند بدان معنا که برای طبقات فرودست، هر ضربه جنگی به لایه‌ای از آسیب‌های پیشین مثل فقر مزمن، تبعیض در توزیع منابع، بی‌ثباتی شغلی فرود می‌آید و شبکه معنایی رویداد را از یک فاجعه قابل مدیریت به تاییدی بر بی‌ارزشی وجودی تبدیل می‌کند. سرمایه اقتصادی در این میان تنها به معنای پول نقد نیست، بلکه حق تاخیر در فروپاشی را خریداری می‌کند. این حق به خانواده مرفه اجازه می‌دهد تا نظم روزمره حتی در شرایط جنگی را بازتولید کند: کودک همچنان می‌تواند در کلاس آنلاین مدرسه بین‌المللی شرکت کند، والدین همچنان به جلسات روان‌درمانی از راه دور دسترسی دارند و ساختار خانواده از تنش‌های ناشی از کمبود منابع اولیه مصون می‌ماند. در مقابل، فقر ساختاری در بحران، تبدیل به ماشینی برای تولید ترومای مزمن می‌شود.

روان‌درمانی لوکس

یکی از تناقض‌های آشکار اما مغفول‌مانده در مناطق جنگی، نحوه بازتولید نظام‌مند نابرابری در توزیع مراقبت‌های روانی است. در شرایط عادی، نظام سلامت عمومی در بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، پیش از بحران نیز دچار کمبود بودجه مزمن و سیاست‌های ریاضتی بوده است. اما با آغاز مخاصمات، این نظام که عمدتا به طبقات متوسط و پایین وابسته است، یا به کلی فرو می‌پاشد یا به حداقلی از خدمات اورژانسی تقلیل می‌یابد. در این خلا، بخش خصوصی سلامت روان وارد می‌شود؛ اما قیمت هر جلسه روان‌درمانی در شرایط بحران، به دلیل افزایش تقاضا و محدودیت عرضه متخصصان حاضر به ماندن در منطقه، تا چندین برابر افزایش می‌یابد. نتیجه آنکه جلسات روان‌درمانی به کالایی لوکس تبدیل می‌شود که تنها خانواده‌هایی با درآمد ارزی یا دسترسی به شبکه‌های بین‌المللی قادر به استفاده از آن هستند. اما ابعاد این مسئله فراتر از هزینه فردی جلسات است. از منظر جامعه‌شناسی پیر بوردیو، سرمایه روان‌درمانی خود به شکلی از سرمایه فرهنگی نهادینه شده تبدیل می‌گردد که مستلزم داشتن منش خاصی برای بهره‌مندی از آن است. یعنی فرد برای اینکه بتواند از روان‌درمانی سود ببرد، نیازمند سواد روانشناختی، توانایی برقراری ارتباط با متخصص به زبانی مشترک و مهم‌تر از همه زمان آزاد برای پرداختن به خود است. طبقه کارگر در جنگ، نه تنها پول جلسات را ندارد، بلکه با انبوهی از وظایف بقا مثل تهیه نان، جابه‌جایی در میان مناطق امن و مراقبت از کودکان آسیب‌دیده چنان درگیر است که امکان بازتاب‌اندیشی روان‌درمانی برای او به یک لوکس متافیزیکی بدل می‌شود. این پدیده را می‌توان اپارتاید درمانی در بحران نامید: بخشی از جمعیت که پیش از جنگ نیز از حداقل برخورداری‌های اولیه محروم بوده، در میانه جنگ از تنها ابزار بازسازی روانی نیز محروم می‌گردد. سازمان‌های بین‌المللی بشردوستانه نیز با وجود شعار دسترسی همگانی اغلب در چارچوب پروژه‌های کوتاه‌مدت و مبتنی بر شاخص‌های کمی عمل می‌کنند که به جای توانمندسازی ساختار محلی، بیشتر به تایید بقای نهادهای بین‌المللی می‌انجامد. بدین ترتیب، شکاف سلامت روان نه فقط بازمانده، بلکه در دل بحران، توسط مکانیسم‌های بازار و ساختارهای طبقاتی بازتولید و حتی تعمیق می‌شود.

سرمایه اجتماعی در برابر فروپاشی

اگر سرمایه اقتصادی امکان خرید امنیت فیزیکی را فراهم می‌آورد، سرمایه اجتماعی شامل شبکه‌های خویشاوندی، همسایگی، عضویت در نهادهای مدنی و دسترسی به اطلاعات نقش ضداضطراب طبیعی را در شرایط جنگی ایفا می‌کند. داده‌های انسان ‌شناختی از مناطق جنگی نشان می‌دهد که نرخ ابتلا به اختلالات روانی در میان خانواده‌هایی که در همسایگی با شبکه‌های اجتماعی منسجم و حمایت‌گر قرار دارند، به مراتب کمتر است. اما توزیع این سرمایه اجتماعی نیز عمیقا طبقاتی است. طبقات مرفه معمولا از شبکه‌های فراملی از جمله شهروندی دوم، بستگان در کشورهای امن، یا حتی روابط با کارمندان سفارتخانه‌ها برخوردارند که امکان خروج سریع از بحران یا دسترسی به اطلاعات زودهنگام را فراهم می‌کند.

این شبکه‌ها، که جامعه‌شناسانی مثل ساسکیا ساسن آن را شبکه‌های بقای طبقاتی می‌نامند، به افراد اجازه می‌دهند پیش از آنکه بحران به نقطه غیرقابل تحمل برسد، از آن عبور کنند.

در مقابل، طبقات فرودست وابسته به شبکه‌های محلی‌اند که خود در معرض بمباران و فروپاشی قرار دارند. زمانی که محله بمباران می‌شود، نه تنها خانه، بلکه کل شبکه حمایت‌گر همسایگان، مسجد محلی، نانوایی آشنا و دوستانی که سال‌ها در کنار هم زندگی می‌کرده‌اند، فرو می‌پاشد. این مرگ تدریجی سرمایه اجتماعی شاید یکی از مخرب‌ترین و کمتر دیده‌شده‌ترین ابعاد ترومای طبقاتی در جنگ باشد.

بازتولید بین‌نسلی ترومای طبقاتی

یکی از پیچیده‌ترین ابعاد مسئله، سازوکار بازتولید بین‌نسلی این شکاف روانی است. پژوهش‌های اپیدمیولوژیک طولی در مناطقی مانند غزه، سوریه و شرق اوکراین نشان می‌دهد که کودکان خانواده‌های کم‌درآمد که در معرض مستقیم جنگ قرار گرفته‌اند، نه تنها علائم استرس پس از سانحه شدیدتری نشان می‌دهند، بلکه این علائم در طول زمان برخلاف کودکان طبقات مرفه روند نزولی پیدا نمی‌کند. دلیل این امر را باید در تفاوت زمینه پسارویدادی جستجو کرد. کودک طبقه مرفه پس از پایان بمباران یا جابه‌جایی به یک کشور همسایه، وارد نظام آموزشی منظمی می‌شود که ساختار روزانه، روال‌های مشخص و بزرگسالانی را ارائه می‌دهد که خود از سلامت روان نسبتا پایدارتری برخوردارند. اما کودک طبقه فرودست در اردوگاه‌های آوارگان یا محلات حاشیه‌ای، همچنان در معرض خشونت مزمن، ناامنی غذایی و بزرگسالانی قرار می‌گیرد که خود دچار اختلالات روانی درمان‌نشده هستند.

از منظر نظریه دلبستگی و روان‌پویشی، آنچه منتقل می‌شود صرفا ژن‌های آسیب‌پذیر نیست، بلکه شیوه‌های ناایمن دلبستگی و الگوهای تنظیم هیجانی ناکارآمد است که از طریق تعاملات اولیه در خانواده‌های تحت فشار مزمن درونی می‌شوند.

این پدیده را می‌توان حلقه‌ی ترومای طبقاتی نامید: فقر، دسترسی به درمان را سلب می‌کند؛ درمان‌نشدن والدین، کیفیت مراقبت از کودک را کاهش می‌دهد؛ و کودک، ساختار روانی‌ای را شکل می‌دهد که او را در بزرگسالی در برابر کوچک‌ترین تنش‌های بعدی که در شرایط فقر فراوان هستند، آسیب‌پذیرتر می‌کند.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

وزارت نیرو: مردم برای کمک به تامین پایدار برق استان‌های جنوبی، هر خانواده یک ساعت کولر خود را خاموش کند