اقتصادی
برای نزدیک به نیم قرن، تنگه هرمز به عنوان مرکز ثقل ژئوپلیتیک انرژی جهان شناخته میشد. این آبراه باریک که کرانه شمالی آن در اختیار ایران و کرانه جنوبی در اختیار عمان است، به مثابه شاهرگی حیاتی، روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی جهان را از دل خود عبور میداد.
این وابستگی عمیق، همواره برگ برنده راهبردی ایران در برابر رقبا و دشمنان خارجی محسوب میشد؛ چراکه مختل کردن جریان نفت در این نقطه، معادل زدن یک شوک آنی و فلجکننده به اقتصاد جهانی بود. بااینحال، آنچه امروز در محافل کارشناسی انرژی و اندیشکدههای استراتژیک جهان در حال شکلگیری است، روایتی متفاوت و تا حدودی شگفتانگیز است: «عصر وابستگی مطلق به تنگه هرمز رو به افول است و جای خود را به عصر «پیچیدن برگ هرمز» یا به تعبیری دقیقتر، «دور زدن» آن میدهد».
این گزاره که تا همین یک دهه پیش، رویایی محال و غیراقتصادی تلقی میشد، امروز در سایه تحولات اخیر منطقه به ویژه پس از حملات فوریه ۲۰۲۶ و متعاقب آن تشدید تنشها و مسدودشدن عملاً آبراه به یک ضرورت حیاتی و موضوع داغ روز صنعت نفت و سیاست تبدیل شده است. پرسش بنیادین این است: آیا واقعاً میتوان از این گلوگاه استراتژیک عبور کرد و زنجیره تأمین انرژی را بدون عبور از زیر سایه ایران مدیریت نمود؟ پاسخ کوتاه «بله» است، اما این «بله» به معنای وجود یک راه جادویی و ارزانقیمت نیست؛ بلکه به معنای تغییر پارادایم در زیرساختهای انرژی و بازتعریف نقشه راه تجارت جهانی در دهههای آینده است.
در مواجهه با کشورهای حوزه خلیج فارس از چند سال پیش به صورت خاموش و سپس با تهدید بسته شدن تنگه هرمز، مشغول ساخت و تقویت «کمربندهای انرژی جایگزین» بودهاند. مهمترین این مسیرها، خطوط لوله زمینی هستند که نفت را از دل صحراهای عربستان و امارات، به آبهای آزاد و امنتر منتقل میکنند.
پیشتاز این عرصه، امارات متحده عربی است. این کشور با زیرکی و آیندهنگری، پروژه عظیم خط لوله «حبشان-فجیره» (Habshan-Fujairah) یا ADCOP را در سال ۲۰۱۲ به بهرهبرداری رساند. این خط لوله ۳۶۰ کیلومتری با هزینهای بالغ بر ۳.۳ میلیارد دلار ساخته شده و ظرفیت انتقال روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام را از میادین ابوظبی به بندر فجیره در ساحل دریای عمان دارد. اهمیت استراتژیک فجیره در این است که دقیقاً در خارج از محدوده تنگه هرمز قرار دارد. به عبارت دیگر، اگر تنگه هرمز همچنان به طور کامل بسته شود، امارات همچنان قادر خواهد بود حدود نیمی از تولید نفت خود (حدود ۴۷ درصد) را مستقیماً به بازارهای جهانی صادر کند. در جریان بحران اخیر، این خط لوله با حداکثر ظرفیت خود در حال فعالیت بود و نقش یک شریان حیاتی را برای ثبات بازار ایفا می کرد.
عربستان سعودی نیز از این قاعده مستثنی نیست. ریاض سالهاست که روی «خط لوله شرق به غرب» (East-West Pipeline) یا «پترولاین» سرمایهگذاری کرده است. این خط به طول تقریبی ۱۲۰۰ کیلومتر، نفت منطقه شرقی (منطقه نفتی عظیم الشأن) را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند. ظرفیت فعلی این خط حدود ۵ میلیون بشکه در روز است و مقامات سعودی اعلام کردهاند که قصد دارند آن را به ۷ میلیون بشکه در روز افزایش دهند. در شرایط فعلی که تنش در تنگه هرمز به اوج رسیده، تانکرهای نفتی که پیش از این عازم خلیج فارس بودند، به سمت دریای سرخ هدایت شدهاند و این خط لوله به عنوان «یک شاهکار نبوغ استراتژیک» توصیف میشود. مدیرعامل آرامکو نیز تأکید کرده که این مسیر اصلی برای جبران کمبودهای ناشی از بنبست هرمز است.
اما داستان به این دو خط لوله ختم نمیشود. بحران کنونی باعث شده است که ایدههای قدیمی و خاکخورده از قبرستان پروژههای نفتی خارج شوند. یکی از جذابترین این ایدهها، احیای خط لوله موسوم به «تاپلاین» (Tapline) است. این خط لوله که در دهه ۱۹۵۰ میلادی ساخته شد، نفت عربستان را از طریق خاک اردن و سوریه به بندر صیدا در لبنان و کرانههای مدیترانه منتقل میکرد. اگرچه این خط به دلیل مقرون به صرفه نبودن در برابر سوپرتانکرها در سال ۲۰۰۱ تعطیل شد، اما امروز کارشناسان انرژی با نگاه تازهای به آن مینگرند. بازگشایی چنین مسیری، نفت خلیج فارس را مستقیماً به دریای مدیترانه میرساند و وابستگی به هرمز را به صفر میرساند.
در سطحی گستردهتر، کشورهای منطقه در حال بررسی اتصال خطوط لوله موجود به یک شبکه یکپارچه هستند. عراق و اقلیم کردستان اخیراً بر سر ازسرگیری صادرات نفت از طریق خط لوله ترکیه به جیحان به توافق رسیدهاند، که نشاندهنده اولویت یافتن جریان نفت بر اختلافات سیاسی است. علاوه بر این، مذاکرات محرمانهای بین یمن و عربستان برای احداث خط لولهای در خاک یمن و اتصال آن به دریای عرب یا بندر دوقوم در عمان در جریان است. حتی کشورهایی مانند ترکیه نیز پنج مسیر جایگزین زمینی و ترکیبی (خشکی-دریا) از طریق عراق، سوریه و کانال سوئز طراحی کردهاند تا در صورت تداوم بحران، امنیت انرژی خود را تأمین کنند.
تغییرات فقط به زیرساختهای تولید محدود نمیشود؛ مصرفکنندگان بزرگ انرژی در شرق آسیا نیز پای در مسیر تنوعبخشی گذاشتهاند. ژاپن و کره جنوبی که سهم عمدهای از نفت وارداتی خود را از طریق تنگه هرمز تأمین میکنند (در مورد کره جنوبی، این رقم به ۶۱ درصد میرسد)، عملاً دچار شوک شدهاند. سئول با اعزام نمایندگان ویژه به قزاقستان، عمان و عربستان و امضای قراردادهای بلندمدت برای دریافت ۲۴ میلیون بشکه نفت از امارات، به دنبال پر کردن ذخایر استراتژیک خود است. توکیو نیز سه مسیر جایگزین شامل مسیر دریای سرخ-ماندب و مسیر دماغه امید نیک را روی میز بررسی دارد، هرچند که این مسیرها هزینه حمل را تا چندین برابر افزایش میدهند.
این رفتار مصرفکنندگان، نشانه روشنی از تغییر دایمی الگوی تجارت انرژی است.با تمام این اوصاف، نمیتوان از واقعیت تلخی عبور کرد: مسیر جایگزین شدن کامل تنگه هرمز، طولانی، پرهزینه و پرخطر است. کارشناسان صنعت هشدار میدهند که ساخت یک خط لوله جدید در مقیاس پترولاین عربستان حداقل ۵ میلیارد دلار هزینه دارد و پروژههای فرامرزی پیچیدهتر مانند عراق-اردن یا عراق-ترکیه به چیزی بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز دارند. افزون بر هزینههای سرسامآور، تهدیدات امنیتی نیز پابرجاست. خطوط لوله به مراتب شکنندهتر از نفتکشها هستند و در منطقهای مملو از گروههای نیابتی و موشکهای دقیقزن، حفاظت از هزاران کیلومتر خط لوله در بیابانهای باز، یک چالش لجستیک نظامی عظیم است. همانطور که حمله اخیر به بندر فجیره نشان داد، زیرساختهای جایگزین نیز در تیررس حملات قرار دارند.
مهم ترین مانع، زمان است. تغییر مسیرهای کشتیرانی و تکمیل پروژههای عظیم زیرساختی، یک شبه ممکن نمیشود. تحلیلگران معتقدند در کوتاهمدت، هیچ جایگزینی نمیتواند خلأ ظرفیت ۱۷ تا ۲۰ میلیون بشکهای نفت عبوری از هرمز را پر کند. بااینحال، آنچه اهمیت دارد، تغییر رویکرد «استراتژیک» است. همانطور که یکی از اقتصاددانان ارشد انرژی تأکید کرده، جنگ کنونی «اولویتهای ۴۰ سال آینده جهان را تغییر خواهد داد».
پاسخ به پرسش اول این گزارش یعنی آیا دور زدن تنگه هرمز شدنی است؟ کاملاً مثبت است. کشورهای منطقه و مصرفکنندگان بینالمللی در حال اثبات این موضوع در عمل هستند. آنها با تکیه بر خطوط لوله موجود، احیای مسیرهای قدیمی و چرخش به سمت بنادر خارج از خلیج فارس (مانند فجیره، ینبع و دوقوم)، در حال نوشتن فصل جدیدی در کتاب معادلات انرژی جهان هستند. اما این به معنای «مرگ» تنگه هرمز نیست، بلکه به معنای «کاهش وابستگی شدید» به آن است. تنگه هرمز همچنان یک مسیر کلیدی و کمهزینه باقی خواهد ماند، اما دیگر «تک نقطه شکست» (Single Point of Failure) جهانی نخواهد بود.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
پروازهای داخلی و خارجی شنبه و یکشنبه برقرار است
فراخوان عارف برای حضور میلیونی در بدرقه امام شهید انقلاب
موکبهای زنجیرهای برای خدمترسانی به عزاداران برپا میشود
محل شهادت شهدای پرواز ۶۵۵ گلباران میشود
خروج کالای ته لنجی از استان هرمزگان نیازی به مجوز ندارد
بلومبرگ: کشورهای اروپایی با پرداخت عوارض تنگه هرمز موافقت کردهاند
احتمال تغییر زمان برگزاری جام جهانی از تابستان به زمستان
شرق هرمزگان در انتظار رگبار، گردوخاک و وزش باد شدید
آغاز واریز اعتبار 2 میلیون تومانی «کارت امید مادر» از ۱۲ تیر
دستور پزشکیان برای بسیج ظرفیتهای ملی برای تشییع باشکوه رهبر انقلاب
قهرمانی آسیا برای فرنگیکاران جوان ایرانی/ پنج طلا، یک نقره و سه برنز در پاتایا
جزئیات ثبتنام دانشآموزان اتباع اعلام شد
آمادهباش کامل تهران؛ میزبانی از زائران از شنبه آغاز میشود
جزئیات کامل محدودیتهای ترافیکی مراسم تشییع رهبر شهید
تهران آماده بزرگترین بدرقه تاریخ است
عزای عمومی برای پنجشنبه 18 تیرماه