05

تیر

1405


اجتماعی

16 اردیبهشت 1405 09:23 0 کامنت

گستره خاموش

مطالعه مستقیم میزان اعتیاد در میان زنان باردار به دلیل ملاحظات قانونی و فرهنگی دشوار است، اما پژوهش‌های محدود انجام‌شده تصویری روشن از ابعاد این بحران ارائه می‌دهند. یک مطالعه موردی در شیراز که روی بیش از ۶۶۰۰ زایمان انجام شد، نشان داد حدود ۱.۴ درصد از مادران، اختلال مصرف مواد داشته‌اند. طیف تنوع مواد مصرفی نیز هشداردهنده است: پس از متادون با ۴۷.۴ درصد، هروئین با ۳۶.۸ درصد و تریاک با ۲۶.۴ درصد رایج‌ترین مواد مصرفی در این جمعیت هستند . پژوهش دیگری در کرمان، شیوع مصرف مواد غیرقانونی در بارداری را ۷ درصد گزارش کرده که این رقم بالاتر، احتمالا ناشی از تفاوت در روش پژوهش یعنی آزمایش ادرار و تمرکز بر مناطق پرخطر است . آنچه این آمارها را تکان‌دهنده می‌کند، نه فقط اعداد که حقیقت پنهان در پس آن است. تخمین زده می‌شود تنها نیمی از این موارد در سامانه‌های درمانی شناسایی می‌شوند و مابقی در سایه می‌مانند.

چرخه انتقال آسیب

جامعه‌شناسی این پدیده حکایت از الگویی تکرارشونده دارد: اعتیاد در بارداری، اغلب تکرار یک تراژدی بین‌نسلی است. پژوهشگران دریافته‌اند سابقه مصرف مواد در بستگان درجه ‌یک، قوی ‌ترین عامل پیش‌بینی‌ کننده مصرف مواد در زنان باردار است (نسبت شانس ۷.۲۶) . به ‌بیان ساده، دختری که در خانواده‌ای با والدین معتاد بزرگ شده، به مراتب بیش از دیگران در معرض این آسیب قرار دارد. همچنین، عوامل اقتصادی-اجتماعی نقشی کلیدی دارند. زنان با وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین، حدود ۲.۲ برابر بیشتر در معرض مصرف مواد هستند و این یافته در مطالعه‌ی کرمان نیز تایید می‌شود که سطح تحصیلات پایین همسر را یک پیش‌بین قلمداد می‌کند. این آمارها نشان می‌دهد که اعتیاد در بارداری صرفا یک مسئلۀ پزشکی یا اخلاقی فردی نیست، بلکه معلول ترکیبی سمی از فقر، نابرابری آموزشی و فروپاشی ساختار حمایت‌های خانوادگی است.

جنین در محراب مواد

از منظر روانشناسی و پزشکی، نوزادانی که در معرض مواد مخدر قرار می‌گیرند، پیش از تولد وارد فرآیند اعتیاد می‌شوند. این نوزادان هنگام تولد، میانگین وزن کمتر و سن حاملگی کمتری نسبت به گروه سالم دارند. مهم‌تر از آن، آنان دچار سندرم محرومیت نوزادی می‌شوند. داده‌های شیراز نشان می‌دهد حدود ۵۹ درصد از این نوزادان برای درمان علائم ترک، نیاز به مداخله دارویی پیدا می‌کنند. این نوزادان به طور میانگین ۱۴ روز در بیمارستان بستری می‌شوند، در حالی که این رقم برای نوزادان طبیعی کمتر از ۲ روز است. گریه ‌های بی‌امان، تحریک‌پذیری شدید، اختلال در تغذیه و خواب، و لرزش‌های عضلانی، تنها بخشی از تقلاهای جسمی این نوزادان برای تطابق با دنیایی است که در آن ناگهان منبع ماده محرک از آن‌ها قطع شده است.

فروپاشی نخستین دلبستگی

شاید تلخ‌ترین بخش این ماجرا، آن چیزی است که پس از تولد رقم می‌خورد. روانشناسی بالینی بر نقش حیاتی «دلبستگی اولیه» میان مادر و نوزاد تاکید دارد؛ پیوندی که پایه‌گذار سلامت روان در بزرگسالی است. اما برای این نوزادان، این پیوند از همان ابتدا در معرض فروپاشی است. پژوهش در شیراز نشان می‌ دهد که تنها ۵۸ درصد از این نوزادان پس از ترخیص به خانه و در آغوش خانواده خود می‌روند در مقابل ۴۰ درصد به نهادهای حمایتی و خدمات اجتماعی سپرده می‌شوند. طبق گزارش سازمان بهزیستی در سال ۱۳۹۳ حدود ۵۰ هزار کودک در ایران دارای والدین مسئله‌دار یعنی والدین معتاد یا زندانی بودند که این آمار هشدار از حجم بالای کودکانی می‌دهد که از بدو تولد، از داشتن یک خانواده باثبات محروم شده‌اند.

معمای دلبستگی

تحلیل عمیق‌تر داده‌ها نشان می‌دهد که کدام مادران شانس کمتری برای نگهداری فرزندشان دارند. عوامل جامعه‌ شناختی مانند مجرد بودن مادر، بی‌خانمان بودن یا زندگی در خانه اجاره‌ای، به طور معناداری با افزایش احتمال انتقال نوزاد به خدمات اجتماعی مرتبط است. جالب توجه است که نوزادانی که به خدمات اجتماعی منتقل می‌شوند، با وجود شدت کمتر علائم ترک، مدت بیشتری در بیمارستان می‌مانند؛ چراکه بیشتر این مدت صرف تشریفات اداری و یافتن جایگزین مناسب برای خانواده می‌شود. همچنین، یافته‌ای غیر منتظره نشان می‌دهد که مادران دارای تحصیلات آکادمیک، در صورت ابتلا به اختلال مصرف مواد، نوزادانی با اقامت بیمارستانی طولانی‌تر دارند که احتمالا به دلیل نظارت دقیق‌تر پزشکان یا پیچیدگی‌های پرونده‌های قضایی طبقه متوسط است.

بازتوانی تا بازپروری

آنچه این نوزادان را از قربانیان صرف به بازماندگان بالقوه تبدیل می‌کند، کیفیت مداخلات پس از تولد است. حدود ۴۰ درصد از مادران این نوزادان طی بارداری تلاش کرده‌اند مصرف را ترک کنند، اما موفق نشده‌اند. این یعنی در بسیاری از موارد، مادر تمایل به حفظ فرزند دارد اما ابزارش را در اختیار ندارد. مطالعات نشان می‌دهد که بیکاری پدر، پیش‌بینی‌ کننده قوی برای انتقال نوزاد به خدمات اجتماعی است. از سوی دیگر، سازمان‌های مردم‌ نهادی مانند انجمن علی‌اصغر تا پیش از محدودیت‌های سال ۱۳۹۹، با داشتن ۱۰ هزار داوطلب در ۲۰ استان، خدمات حمایتی آموزش، اشتغال و بهداشت را به هزاران کودک در معرض خطر ارائه می‌دادند. تجربه جهانی نشان داده که تفکیک نوزاد از خانواده، تنها زمانی باید آخرین راه‌حل باشد که تمام گزینه‌های حمایت از خانواده مانند درمان مادر، مشاوره و کمک معیشتی ناکام مانده باشند. بدون این حمایت‌ها، جنین قربانی بحران والدین می‌شود و آن نوزاد، سرنوشتی جز تکرار همان چرخه در نسل بعد نخواهد داشت.

سکوت دستگاه‌ها

نکته تامل‌برانگیز در این ماجرا، نبود یک سامانه یکپارچه برای شناسایی، پیگیری و حمایت از این مادران و نوزادان پیش از تولد است. در شرایط کنونی، نظام سلامت ایران عمدتا زمانی وارد عمل می‌شود که نوزاد با علائم محرومیت متولد شده است یعنی بحران به نقطه بی‌بازگشت رسیده. هیچ غربالگری استاندارد و اجباری برای مصرف مواد در زنان باردار حتی در مناطق پرخطر وجود ندارد و بیشتر موارد شناسایی ‌شده، حاصل خوش‌شانسی یا گزارش تصادفی‌اند. از سوی دیگر، ادغام خدمات کاهش آسیب مانند متادون درمانی با مراقبت‌های بارداری در ایران بسیار ضعیف است. پژوهش‌های بین ‌المللی نشان داده‌اند که هر دلار سرمایه‌گذاری در درمان اعتیاد مادران باردار، به طور میانگین شش دلار در هزینه‌های نوزادان بستری و خدمات اجتماعی صرفه‌جویی می‌کند. اما در کشور ما نگاه به این مادران اغلب تنبیهی یا مبتنی بر طرد اخلاقی است، نه طبی و حمایتی. بهای این خلا ساختاری را نوزادانی می‌پردازند که ماه‌ها در بیمارستان‌ها رها می‌شوند، مادرانی که بدون راهنما و درمان، تنها به چرخه اعتیاد باز می‌گردند و نسلی که پیش از تولد محکوم به تکرار همان اشتباهات والدین شده است. پایان این غفلت تنها زمانی رقم می‌خورد که قانون، بودجه و آموزش بالینی با هم دیده شوند و بارداری، نه نقطه پایان قصاص، که نقطه آغاز نجات در نظر گرفته شود.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

۱۳ و ۱۴ تیر استان تهران و ۱۵ تیر کل کشور تعطیل است